بسم الله الرحمن الرحیم Knowledge and Information Science

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

زیرچترعلم اطلاعات ودانش شناسی

زیرچترعلم اطلاعات ودانش شناسی
 
به همراه برگزیده مباحث گروه بحث رشته علم اطلاعات و دانش شناسی

کتابداری و اطلاع رسانی سابق :علم اطلاعات و دانش شناسی امروز Knowledge and Information Science
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 1393/07/25 توسط الهه امتی

 

با سلام

چند روز پیش در گروه بحث کتابداری و اطلاع رسانی شخصی با نام مستعار به یکی از اساتید توهینی کرد، که چرا با وجود اینکه دکترایش را در خارج از کشور گذراند، تولیدات علمی کمی دارد. نمی دانم چرا همیشه تولیدات علمی و کمیت ها و یا شاید انچه که به چشم دیده می شود، ملاک قضاوت در مورد اساتید می شود، در حالی که اگر بعضی از اساتید دست به تالیف مقاله و کتاب و غیره بزنند، صد در صد موفقیت زیادی کسب خواهند کرد، ولی این حالت را در نظر بگیریم، اگر تمام اساتیدمان وقت خود را در نگارش تولیدات علمی بگذرانند، پس دانشجویان چه زمانی از تجارب اساتید استفاده کنند؟ چه زمانی از دانش استاد بهره ببرند؟ و یا ایا تنها تولیدات علمی ملاک قضاوت است، هدایت دانشجویان کجای ملاک ارزشیابی است؟ بعضی از اساتید خودشان دست به قلم نمی شوند، به خاطر کمبود وقت و هزاران دلیل دیگر، ولی هدایت و حتی مشاوره علمی شان به اندازه تولیدات علمی ارزش خواهد داشت، شاید یک هدایت ساده استاد، هزاران تلنگری باشد که دانشجو در مسیر پژوهش اشتباه نکند، و تولیدات علمی با ارزشی داشته باشد. خلاصه اینکه سهم اساتید در مسیر هدایت پژوهشی، کم نیست، می توانیم قدر دان اساتیدمان باشیم و لا اقل اثری را که برای هدایتمان وقت گذاشت، مشترک سهم داشته باشیم.

 

 


برچسب‌ها: سهم اساتید در مسیر هدایت پژوهشی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/07/20 توسط الهه امتی
 
 غدیر، یک تاریخ است؛
تاریخى که ابتدایش مدینه است،
میانش کربلا و
انتهایش ظهور
 
غدیر، یک کلمه نیست، یک برکه نیست؛ یک دریاست؛ رمزی است بین خدا و انسان.
روز اکمال دین و عید ولایت امیرالمؤمنین(ع) مبارک باد
 

 


برچسب‌ها: عید غدیر بر تمامی شیعیان مبارک
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/07/20 توسط الهه امتی

 در پاسخ به اعتراض عضوی از گروه بحث کتابداری در رابطه با جایزه ایرج افشار

پاسخ دکتر رحمت الله فتاحی، مدیر گروه بحث

معیارهایی که شما برای تردید در ارزش پایان نامه خانم .. مطرح کرده اید، چندان اعتبار ندارد. نه طولانی بودن دوره کار شخص بر پایان نامه اش ملاک ارزش یا بی‌ارزشی  کار اوست و نه نمره ای که در دانشگاههای ما به پایان نامه ها می دهند. به همین قیاس، نه به پایان بردن پایان نامه دکتری در چهار ترم نشانه ارزش آن است و نه نمره ای که در دانشگاههای ما به آن می دهند.

 به عنوان  داور، استاد راهنما، و ناظر، در تعداد زیادی  جلسات دفاع  از پایان نامه در دانشگاههای مختلف شرکت داشته ام و شاهد بوده ام که چگونه نمره های "عالی" با دست و دلبازی، و گاه از روی ترحم به دانشجو، و در مواردی در جریان بده-بستان های کاسبکارانه میان داوران و استاد راهنما به پایان نامه هائی  داده شده است، که ارزش آنها از کاغذی که صرف نوشتنشان شده، کمتر بوده است.

بنابراین انسان غیرجاهل و غیرغرضمند، قضاوتش را نه بر معیارهای کم اعتبار فوق (لااقل در دانشگاههای ما)، بلکه بر اساس محتوای اثر می گذارد. اما همینجا باید بیفزایم که قضاوت در باره محتوا را نیز باید از دهان و قلم اهل نظر و صاحب دانش در موضوع شنید و خواند.

  ---------------

لازم به یاد اوری است که از ارسال ایمیل به صورت شخصی به ایمیل بنده جدا خود داری فرمایید، تنها  ایمیل هایی که توسط مدیریت تایید خواهد شد، برای درج در وبلاگ انتخاب خواهد شد.

 


برچسب‌ها: دومین جایزه ایرج افشار, بر اساس روابط دوستانه از نظر دانشجویان
نوشته شده در تاريخ شنبه 1393/07/19 توسط الهه امتی
 

سرعت انتشار تولیدات علمی آنقدر سریع شده است که گاهی افراد شروع به انجام کارهایی پژوهشی می کنند، ظاهرا هر کس زودتر کار را به اتمام رساند، موضوع از آن وی می شود. گاهی اوقات همکاران پیشنهاد موضوع جدید برای انجام پژوهش را می دهند، تصادفا همان موضوع را همکار دیگر پیشنهاد می دهد. واقعا موضوع به کدامیک تعلق خواهد گرفت ؟ کسی که زود به پایان رساند ؟

گاهی  انجام یک کار انقدر طول می کشد و به دارازا کشانده می شود که زمانی که نگارش اثر به اتمام رسید از ارزش و اعتبارش هم کاسته شده است، برای همین من معتقدم همیشه باید پیوسته روی یک موضوع کار کرد و به اتمام رساند و بعد موضوع دیگر شروع کرد


برچسب‌ها: تولیدات علمی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1393/07/17 توسط الهه امتی

 سناریو دیگر مراحل تسویه حسابم این بود که با عجله از این ساختمان به آن ساختمان می رفتم، در راه چهره اشنایی از کنارم عبور کرد، خدایا آشنا بود. اقای دکتر حسینی نبودند؟ برگشتم مدام صدایشان می کردم، مرد بزرگ اقای حسینی استاد درس آمارمان با تواضع برگشتند، باز با چهره خندان شروع به احوالپرسی کردند، چه خوب که دیدمشان، اتفاقا چند وقت پیش به خودم می گفتم دیگر دوره ارشد به پایان رسید و من اقای حسینی را نمی بیینم، مثل اینکه خدا خواست باز ایشان را ببینم که غنیمت بزرگی است دیدار با این استاد گرامی. استاد متواضع، مودب و دوست داشتنی که من هرگز در زندگی فراموششان نخواهم کرد، به موقع جدی و به موقع شوخ هستند.  پشتکار و تلاششان و در نظر داشتن خدا در زندگی به معنای واقعی نه شعار گونه برایم درس بزرگی بود. امیدوارم که این استاد فرزانه همیشه در زندگی خوش و خرم و در پناه حق سلامت و موفق باشند.


برچسب‌ها: دیدار با استاد محبوبم
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1393/07/16 توسط الهه امتی

در هنگام مراحل تسویه حساب فرصتی شد تا افرادی را ملاقات کنم و چقدر افراد ناراضی هستند از اینکه فرایند مصاحبه در گروه کتابداری پزشکی براساس شایسته سالاری نیست، براساس رابطه دوستانه استاد و شاگردی است، یکی می گفت انشالا قرار است، از همان افراد دانشکده که هنوز پایان نامه ارائه ندادند انتخاب شوند؟ این یکی می گفت ما هم بیاییم چند طرح دانشجویی با اساتید برداریم  و یا مشغول به تالیف کتاب با اساتید شویم تا ضامن قبولی مان شود.

 ان یکی می گفت: جواب خدا را چه می خواهد بدهد.

شنونده ام، و بی پاسخ، پس خوش به حال خودم که شرکت نکردم.

 


برچسب‌ها: شنونده ام, و بی پاسخ
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1393/07/16 توسط الهه امتی
 

مراحل تسویه حساب در قسمت امور دانشجویی دانشکده همواره برایم علامت سوال گذاشت، فرم تعهد نامه ضامنم در سوابقم موجود نبود، این بار یک نسخه کپی که داشتم، برای اتمام کار بردم، و شکر خدا تمام مراحل تسویه حساب را به اتمام رساندم.

علامت سوال ؟ چه کسی مدارک را برداشته است و دانشکده در قبال حفظ  سوابق چقدر مسئولیت دارد؟ و بالاخره چه کسی پاسخگوست؟

 


برچسب‌ها: حفظ مدارک بایگانی شده
نوشته شده در تاريخ شنبه 1393/07/12 توسط الهه امتی
 

کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است.

کسی که عشقش ماشینش است، ارزشش به همان میزان است.

امّا کسی که عشقش خدای متعال است، ارزشش به اندازۀ خداست.

علّامه محمّد تقی جعفری می فرمودند:

عدّه ای از جامعه شناسان برتر دنیا در «دانمارک» جمع شده بودند تا دربارۀ موضوع مهمّی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضوع این بود: ارزش واقعی انسان به چیست؟

برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصّی داریم؛ مثلاً معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیّت آن است. معیار ارزش پول، پشتوانۀ آن است. امّا معیار ارزش انسان ها در چیست؟

هر کدام از جامعه شناس ها صحبت هایی داشتند و معیارهای خاصّی را ارائه دادند.

وقتی نوبت به بنده رسید، گفتم: اگر می خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد، ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می ورزد.

کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است.

کسی که عشقش ماشینش است، ارزشش به همان میزان است.

امّا کسی که عشقش خدای متعال است، ارزشش به اندازۀ خداست.

علّامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناس هایی که صحبت های مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.

وقتی تشویق آنها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی(ع) است. آن حضرت در «نهج البلاغه» می فرمایند: «قِیمَۀُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ؛ ارزش هر انسانی به اندازۀ چیزی است که دوست می دارد.»

وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانۀ احترام به وجود مقدّس امیرالمؤمنین علی(ع) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند.

علّامه در ادامه می فرمودند: عشق حلال به این است که انسان (مثلاً) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: آی!!! پنجاه میلیونی!!!. چقدر بدش می آید؟ در واقع می فهمد که این حرف توهین در حقّ اوست. حالا که تکلیف عشق حلال امّا دنیوی معلوم شد، ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی ارزش است!

اینجاست که ارزش ثار الله معلوم می شود. ثار الله اضافۀ تشریفی است. خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازۀ خدای متعال است.

http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/4227/8016/105149


برچسب‌ها: ارزش واقعی انسان به چیست
نوشته شده در تاريخ جمعه 1393/07/11 توسط الهه امتی

امام علی علیه السلام می فرمایند:

 مدیریت عادلانه سه چیز است:

نرمی در دور اندیشی،

رعایت کامل عدالت،

احسان معتدل


برچسب‌ها: مدیریت عادلانه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/07/08 توسط الهه امتی

   در حوزه وب سنجی همه دیگر  مایک ثلوال را می شناسند، مدت زمان طولانی بود که برای انجام مقاله  با اثرات  مایک انس عجیبی گرفته بودم و باعث شد کتاب و مقالاتش را مطالعه کنم. امروز یکی از کارهایم را به اتمام رساندم و تاکید کردم که برای داوری، داوری که واقعا در آن حوزه متخصص است داده شود، چون می خواهم کار خوبی شود و منتظر نظرات سازنده داور خواهم بود، حتی اگر مقاله رد شود باز برایم تجربه بزرگی بود چون خیلی چیزها یاد گرفتم و برایم همین یاد گرفتن ها مهم هستند نه صرفا اکسپت یک مقاله. به نقل از دکتر نامور، دکتر کیوان کوشا زمان لازم برای انجام یک مقاله را  6 ماه اعلام کردند، اینکه گذشت زمان و دوره زمانی طولانی پیوسته  (نه نا پیوسته) به انجام مقاله و تمرکز طولانی و مطالعه بسیار باعث انجام یک مقاله خوب می شود، اینکه افراد در مدت کوتاه مقاله ای می نویسند و مطالعه بسیار در آن حوزه ندارند کار اشتباهی است. سخن بسیار ارزشمند دیگر دکتر منصوریان همیشه اویزه گوشم است اینکه هر اثری که از شما ارسال می شود مثل امضای شماست پای اثر، بنابراین بادقت کار کنیم و با عجله کار را به اتمام نرسانیم.


برچسب‌ها: Mike Thelwall
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/07/08 توسط الهه امتی

لیزنا، سید ابراهیم عمرانی، سردبیر:امروز یکشنبه،  قرار است اگر شانس داشته باشیم به سخنرانی  پروفسور رافائل كاپورو استاد اخلاق در اطلاعات و ارتباطات دانشگاه اشتوتگارت آلمان برویم، و ما به سرمان زد برای استقبال از ایشان و سخنرانی اخلاقیشان سوژه این هفته را به اخلاق حرفه‌ای اختصاص دهیم. ولی این بار می خواهیم به جنبه خاصی از  اخلاق حرفه ای که بیشتر استادان (و گاهی دانشجویان سطوح بالاتر) را مد نظر قرار داده است بپردازیم و چند سوال را مطرح می کنیم ببینیم جواب می دهند یا چون شأن آنها خیلی بالا است خودشان را از پاسخ دادن بری می دانند و یا خود را به نشنیدن و ندیدن می زنند و وقتی بلند می گوئیم ببخشید، می خواهید پاسخ بدهید؟ دور و برشان را با تعجب نگاه می کنند، و با قیافه ای حق به جانب به سوی شما برمی گردند و می پرسند، کی؟ با من هستید؟ و اصلا شما حق دارید از من سوال کنید؟ بله با شما هستیم که گاهی فکر می کنید که دیده نمی شوید، آن هم چون سر خودتان را کرده اید زیر برف. ببینید استاد عزیز، درست است که سرتان زیر برف است، ولی همه تنه و دمتان بیرون است، کمی به گذشته برگردید، به دوره دانشجوئی خودتان. اسمهایی را که روی استادان گذاشته بودید به یاد می آورید؟ چرا فکر می کنید که این مساله در دوره شما بوده و دیگر تمام شده؟ چرا فکر کنیم که دیده نمی شویم؟ چرا فکر می کنیم که همه تقصیرها بر گردن دیگران است؟ من به عنوان یک دانش آموخته این رشته حق دارم بپرسم.

 

بحث امروز من، "به نام زدن سند است". قبلا یکی دو مورد مثل به بیراهه بردن موضوعاتی تازه را اشاره کرده ایم، و در آینده نزدیک باز هم، و این بار با ذکر شواهد (اگر شهامت پیدا کنم) خواهیم پرداخت. منظورم کاری است که خیلی زیاد دیده شده و هنوز هم ادامه دارد. این استادان به جای دادن سوژه به دانشجو، آنها  را به ماموریت می فرستند دنبال سوژه جدید. این عزیزواران  موضوعی را می گیرند و برای اینکه افتخار اولین بودن به نام ایشان ثبت شود و سند بخورد، به سرعت مقاله ای ضعیف و کم بضاعت در آن زمینه منتشر می کنند و غلط هایی را وارد ادبیات رشته و حرفه می کنند که زدودنش از اذهان اطفال بی گناه خلق کاری است در حد یاد دادن نظریه نسبیت عام  به قناری(اینجا را خیلی زیبا فرمودید دکتر عمرانی عزیز).

 

همین موضوع را در حوزه ترجمه هم داریم. در نظر بگیرید موضوعی می آید و مُد می شود و استادی که هیچ  در آن موضوع کار نکرده و از زیر و بم آن اطلاعی ندارد، دو کتاب در سطح  …. Made simple     از میان بنجلهای نمایشگاه کتاب تهران می خرد و به سرعت ترجمه می کند و با جیب شخصی ولی از طریق دوستان منتشر می کند که "سند را به نام زده" باشد. البته چنین ترجمه ای برای تفریح صاحب نظران ورق می خورد ولی خُب سند به نام خورده و در کلاسها و مجالس می توانند بگویند که اولین نفری که در این موضوع کار کرده (با شکسته نفسی) بنده حقیر است که اینک روبرویتان ایستاده ام.  ولی نمی فرمایند که کی باید غلطهای ایشان را از ذهن و زبان حرفه بزداید.

 

البته می توانید حدس بزنید که همه این استادان جوان و اینکاره آن چنان با من رفیق هستند که مثل همین الآن که دارم می نویسم جرأت نکنم صریح بنویسم منظورم کدام اثر است و کدام استاد، و نه سنت نقد و نه سواد نقد کردن و نه جرأت نقد را ندارم. راستش با همه غُرهایی که می زنم، اقرار می کنم شهامت این کار را هنوز پیدا نکرده ام که پایان نامه های بسیاری از این معاملات ملکی‌های محترم را  نقد کنم و سوال کنم، دوست من این چیست؟  به امید روزی که این شهامت در همه ما پیدا شود و حتی دوستان عزیز و نزدیک خودمان را هم نقد کنیم و نترسیم. لذا من هم مانند سیاستمداران این روزها، اسمها را در کاغذی نوشته ام و داد می زنم بگم؟ بگم؟ بگم؟ بگم؟ 

 

 با اجازه شما، امروز  به مورد خاصی از سند به نام زدن می پردازم که دارد روز به روز بیشتر از پیش در بین دوستان من توسعه پیدا می کند:

 

روز سه شنبه هفته گذشته بود در صندلیهای انتظار طبقه 15 وزارت علوم با یکی از جوانترین استادان رشته هم سخن بودیم. صحبت از علاقه مشترکی بود و کاری که شاید قرار است در آینده نزدیک انجام شود و شاید با هم در آن کار همکاری کنیم. البته که برای من پیرمرد افتخاری است کار کردن درکنار استادان جوان و با وجدان، استادانی که فقط به دنبال سند به نام زدن نیستند. استادانی که راست توی چشمت نگاه نمی کنند و نمی گویند، اگر ما نکنیم یکی دیگر می کند و کسی هم به کسی نیست. روبرویت نمی ایستند و نمی گویند، این حرفها دوره اش گذشته، کسی این روزها دنبال کیفیت نمی گردد و تا سرت را بچرخانی سوژه را به اسم خودش تموم می کند و می رود پی کارش، دانشیاریش را هم دو سه ساله می گیرد، کلی مشاوره و طرح هم به او رجوع می شود. پس خدا را شکر می کنم که در دوره ما استادان ما دنبال این چیزها نبودند و شاید برای همین بود که وقت داشتند تا کیفیت خود را بالا ببرند و ما با تعداد زیادی استادان با کیفیت درسهایمان را گذراندیم و از خدا تشکر می کنیم.

 

بله، داشتم می گفتم. به این استاد جوان (شماره یک)  در مورد کار مشترک احتمالی عرض کردم که کمی وقت بیشتر برای آماده سازی کار نیاز است، به گمان من کار دارد با کمی عجله شروع می شود و نمونه اولیه ای که به عنوان پایه انتخاب شده، به نظرم خیلی غلط دارد و من از این ترس دارم که کار خوبی نشود و به او تاکید کردم که این حرف را به استاد جوان دیگری (شماره 2) هم که قرار است در همین کار مشارکت داشته باشد؛ گفته ام و عرض کردم که آن استاد جوان هم به من گفته است که بهتر است شروع شود و همه عجله دارند که شروع شود و اینکه من با این حرفها دارم مانند ترمز عمل می کنم. راستش آدم کمالگرا و پرفکشنیستی  نبوده و نیستم و تا جائی که همکاران می گویند، آدمی بیشتر عملگرا هستم و انتظار کامل بودن را ندارم ولی اعتقاد دارم چیزی را که دارید منتشر می کنید باید تا حد ممکن دقیق و کامل باشد، تاکید می کنم:  تا حد ممکن.  البته و متاسفانه بعضیها حد ممکنشان خیلی پائین است و  موجب ....  و در این مواقع که کاری از دستت بر نمی آید. نهایتا باید برایشان آرزوی موفقیت کنی و بگذاری که سرهایشان را هرجایی که دوست دارند بکنند، زیر برف یا هرجای مناسبی که می شناسند.

 

استاد جوان ما که تا اینجا بسیار خوب عمل کرده و خداوند عالم ایشان را از غلطیدن به دام وسایس آکادمیک تا این لحظه بری داشته، با طنزی و لبخندی به من فرمودند که تا سر سال برسد، بحث ترفیع است و اضافه شدن حقوق و باید چیزی منتشر کنیم و الا به جایی نمی رسیم. من هم خندیدم و گفتم پس با شما اختلاف نظری نداریم و .... ولی همانجا  داستان مترجم  فارسی مارک 21 به یادم آمد که دیگر وقت این دوست جوان را نگرفتم، لیکن اینجا اگر اجازه بدهید این نمونه را برایتان می نویسم.

 

فارغ التحصیل کارشناسی ارشد که قرار شده بود بصورت قراردادی با کتابخانه دانشگاهی کار کند، زمانی قراردادش امضا شده بود  که دانشگاهشان به این نتیجه رسیده بود (شاید 1385 یا 1386 بود) چون شرکتهای  نوسا و پارس آذرخش بابت نرم افزار و نگهداری سالانه پول می خواهند پس دیگر با هیچ یک ادامه نمی دهیم و خودمان نرم افزار می نویسیم. از قضا همان موقع ایشان آنجا  قرارداد بسته و شروع به کار کردند و نرم افزار نویس محترم شرکت جدید که الان چند سالی است  با من سلام و علیک دارد به ایشان که کارشناس ارشد کتابداری و اطلاع رسانی بوده، می گوید که اگر مارک می داند کمک ایشان روی نرم افزار کتابخانه کارکند. این بنده خدا هم که همه چیز، همه چیز، همه چیز می دانست، آنجا قول همکاری می دهد و از میان کسانی که با مارک دست به یقه شده بودند، سر از دانشکده علوم درآورد و گفت می گویند شما مارک بلدی. من آن قدر که می دانستم را توضیح دادم و گفتم من فقط از اینجا تا اینجا را بلدم، بقیه اش کار من نیست. گفت شما فقط توضیحی به من بدهید که اصلا این مارک چیست و برای چه امری استفاده می شود؛ برای من بس است. به او گفتم که اول بگو از فهرستنویسی چه می دانی و چقدر کار کرده ای؟ خُب جواب آمد که در حد کلاس درس و بدون سابقه کار. می دانستم که مارک بدون اطلاعات و سابقه کافی در فهرستنویسی بیشتر یک شوخی از کار در خواهد آمد. مارک یعنی فهرستنویسی ماشین خوان. حالا  فهرستنویسی معمول را چقدر بلد هستید؟ چقدر کار کرده اید که بیائید و نوع ماشین خوان آن را به سرعت یاد بگیرید؟ گفتم با یک دو جلسه نمی توان مشاور نرم افزار شد و از ایشان اصرار و من توضیحاتی دادم و منابعی معرفی کردم و سایتها را با همه انواع مارک و کد لیستها و غیره به ایشان نشان دادم و همین. تقریبا دو یا سه ماه بعد در سایت مارک 21 نام ایشان را به عنوان مترجم فارسی مارک 21 دیدم و بعدها که فکر کردم که در آن لحظه که این نام را در سایت کتابخانه کنگره دیده بودم به قول فامیل دور "من چه شکلی بودم " فوری به یاد حیواناتی با دو تا سه شاخ روی سرشان افتادم. شوکه شده و یاد این بیتهای عطار نیشابوری افتاده بودم:

 

مانده ام در پرده هاي بوالعجب بر هيچ نه               کي بود کين پرده هاي بوالعجب بر هم درم

در بياباني که نه پا و نه سر دارد پديد                    هر زمان سرگشته تر هر ساعتي حيران ترم

 

و این نه بار اول بود و نه بار آخر خواهد بود. ظاهرا  این روزها سرقفلی خیلی مهمتر از وجدان است، سیستم ترفیع و ارتقاء استادان هم این مساله را تشدید کرده و البته استادانی هم که کم مایه تر هستند، بیشتر مجبور می شوند از این سرقفلیها به نام بزنند. یکی از این عزیزواران خیلی راحت به من فرمودند باید سرقفلی را به نام زد، اگر نزنی یکی دیگر می زند، حالا اگر چند تا اشتباه هم داشت، مهم نیست دیگران میان درستش می کنن. من خیلی با آدرسی که در کنگره داده بود که "برای گرفتن نسخه فارسی مارک 21" یا چیزی شبیه به این، با آدرس مکاتبه کردم. اولش نوشتم به دوستی در انگلیس و از او خواستم با نامی انگلیسی و از یک آی پی انگلیسی نسخه فارسی را بخواهد و بعد از ایران هم اقدام کردم،  ولی دریغ از پاسخی کوتاه. اصلا چیزی وجود نداشت که ارسال شود، فقط یک سرقفلی بود و بس.  

 

اگر قرار بر پیاده سازی این استانداردها است که کسی که قرار است آن را پیاده سازی کند، حتما به اندازه کافی زبان انگلیسی می داند و کسی که قرار است پیاده سازی کند، مسلما برای کار، کتاب ترجمه شده را دست نخواهد گرفت، بلکه با اثر اصلی کار می کند. چرا که این استانداردها بطور مداوم اضافات و تغییرات دارند و کتاب ترجمه به درد پیاده سازی نمی خورد.  کتابدارانی که قرار است با نرم افزار کار کنند باید توسط کسانی که نرم افزار را نوشته اند (ببخشید دِوِلوپ کرده اند !!!!!)  آموزش داده شوند.  به همین سادگی. به یاد داشته باشید، بیشتر فهرستنویسان کتابخانه ملی ایران بعد از تدوین نرم افزاری بر پایه مارک ایران (نرم افزار رسا)، برای کار با نرم افزار آموزش دیدند و الآن همه دارند با مارک ایران کار می کنند، و این در حالی است که چیزی را که همین الآن دارند با آن کار می کنند ترجمه ای در فارسی ندارد. پرانتز بزرگ باز: (به یاد داشته باشیدکه کتاب "مارک ایران" کتابخانه ملی خلاصه ای از مارک ایران است و برای ایران تدوین شده، نه ترجمه و تکیه بر منابع کتابی دارد ولی کامل نیست. دقت بفرمائید قرار نبوده و نیست که ترجمه یونی مارک باشد، قرار است مارک ایران باشد و بر اساس یکی از دو مارک اصلی (مارک 21 کتابخانه کنگره یا یونی مارک ایفلا ) برای ایران تدوین شود. مارک ایران در جریان پیاده سازی برای رسا  کامل و همه جزئیات مارکی آن در سیستم پیاده سازی شد که در دو ویرایش آن را می بینید، در رسای کتابخانه ملی و در آذرخش شرکت پارس آذرخش.) پرانتز بسته.

 

پس مترجم های «نوع مارک 21 فارسی» می مانند و  به نام زدن سند حالا اگر چند ......... تایی اشتباه هم داشت مهم نیست، بعدا دیگران می آیند و اصلاح می کنند !!!!!!!!!!   

 

به هر حال مارک 21 به فارسی تا این لحظه مشاهده نشده و در کل نمی دانم، واقعا نمی دانم ترجمه مارک، مودز، متز یا استانداردهای از این نوع که فقط پیاده شده اش در یک محیط نرم افزاری ارزش دارد، چه فایده ای جز برای آموزش دارد؟ و برای آموزش آیا لازم است که همه  استاندارد ترجمه شود؟ مثال خوبش درکتاب اصول فهرستنویسی تالیف دکتر فتاحی و دکتر طاهری است، مارک در حد آموزش معرفی شده است و باقی می ماند که یک دانشجو، یک کتابدار، یا  یک نرم افزار نویس که بخواهد بیشتر در آن دقیق شود یا قرار است آن را پیاده سازی کند که می تواند خودش ادامه دهد.  راهنماها معمولا کارگشا تر هستند و برای آموزش کاربرد خوبی دارند.

 

با آرزوی پیدا کردن شهامت نقد مستقیم آثار مشخص سخنم را به پایان می برم.  کي بود کين پرده هاي بوالعجب بر هم درم.

 

عمرانی، ابراهیم. «سند را به نام کی بزنیم؟ سرقفلی یا وجدان و اخلاق کار».  سخن هفته لیزنا، شماره 202. 7 مهر 1393.

فکس: ۸۹۷۸۱۵۸۷-۰۲۱
شماره پیامک: ۳۰۰۰۹۹۰۰۹۹۴۹۰۰

منبع


برچسب‌ها: سند را به نام کی بزنیم, سرقفلی یا وجدان و اخلاق کار
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/07/07 توسط الهه امتی

 با سلام

 چقدر بد است، از اینکه همه چیز بر سر رابطه های دوستانه است، نه حساب، کتاب و قانون. چندی پیش یکی از دوستان برایم تعریف می کرد که یکی از اساتیدش در کلاس درس شروع به تعریف و تمجید از پایان نامه ای می کرد، حال انکه خواست خدا همان شخص از دوستان صمیمی شخص دیگر بود و خبر داشت که به دلیل مسائل کاری وقت انجام پایان نامه را نداشت و پایان نامه توسط شخص دیگر انجام شده بود و اشتباهات زیادی در آن مشاهده می شد، غافل از اینکه استاد راهنما متوجه شده باشد، و چقدر بد است که استاد راهنما حق فرد را نمره کامل می دانست، در حالی که خطی از پایان نامه توسط او نوشته نشده بود و دوستان نزدیکش خبر داشتند که پایان نامه چطور به اتمام رسید.  من فکر می کنم سخت نبود، تشخیص اینکه پایان نامه توسط چه کسی نوشته شد و تصمیم در مورد اینکه خود فرد کار را تمام کرده است،  یا خیر؟ در نظر گرفتن خیلی از مسائل مربوط به دانشجو و قضاوت بر سر پایان نامه اش، سخت کوش بودن و غیره  قضاوت را راحت تر می کند.

 متاسفانه چیزی که امروز بسیاری از اساتید در گیر آن هستند، قضاوت غیر منصفانه است، اکثرا می خواهند کاری را که استاد راهنمایش هستند بهترین معرفی کنند، و  ادعای این را دارند که کار خیلی زمان بری بوده است، در حالی که فقط دوستان و اطرافیان آن شخص می توانند این ادعا را رد کنند. چرا اینکه اساتید فقط زبان برایشان مهم است، هر کسی خدمتشان رسید و شروع کرد به اینکه استاد من خیلی کار کردم،  وقت زیاد گذاشتم و غیره، استاد باور می کند. تاز گی هم که اساتید به این فکر می کنند که اگر ترم زیادی برای پایان نامه در نظر گرفته شود، کار بهتری خواهند داشت، ولی در واقع یک قضاوت کور کورانه خواهند داشت، چرا که  چند نفری که کارشان حتی به ترم هفت و هشت رسیده بود، دلیل طول کشیدن کار را خود دانشجو وقت نگذاشتن بر سر پایان نامه می دانست، اما استاد راهنمای مربوطه کیفیت کاذبی که وجود نداشت را دلیل بر طول کشیدن پایان نامه می دانست.

 


برچسب‌ها: قضاوت غیر منصفانه, کیفیت کاذب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/07/07 توسط الهه امتی

یکی از مباحث بسیار مهم در مسائل اجتماعی، میزان و نحوه ارتباط انسانها و به عبارتی، دوستیها و روابط دوستانه با یکدیگر است. انسان از انتخاب دوست ناگزیر است و محتاج به دوست.

نکته‎ مهم در این میان، تأثیر بسیار زیاد دوست بر شخصیت انسان است که در آیات قرآن کریم و روایات معصومان علیهم‌السلام، به این موضوع اشاره شده است.

در سوره فرقان خداوند حال برخی ظالمان را این‌گونه بیان می‎دارد: (روز قیامت) روزی است که می‎بینی ظالم (از شدت حسرت) دست خود را می‌گزد و (می‎گوید:ای‌کاش با فلان شخص دوست نمی‎شدم!

امیرالمومنان سلام الله علیه می‎فرماید: کسی که شخصیت او بر شما مشتبه شد و از دین او اطلاعی نداشتید، به دوستانش نگاه کنید؛ اگر آنان از اهل دین خدایند، پس آن شخص نیز بر دین خداست، ولی اگر دوستان وی بر غیر دین خدا بودند پس بدانید که او نیز هیچ بهره‎ای از دین خدا ندارد.

مترادف واژه دوست، در قرآن کلماتی مثل صدیق، خلیل، خَلطاء، وَدَّ، ولی، اخوه آمده است.

قرآن مجید در یک قانون کلی همه مومنین را با هم دوست و برادر می داند، و انتظار دارد، نگاه مومنین به همدیگر از همین منظر باشد.

«إِنَّمَا الْمُ?ْمِنُونَ إِخْوَةٌ»[1] پس با توجه به این آیه همة مومنین با همدیگر دوست و برادر هستند، و باید برای پیشرفت در امور دنیوی و اخروی خود کمک حال همدیگر باشند و اگر در انتخاب دوست دقت نکنیم، موجب افسوس در روز قیامت می شود. در قرآن از قول دوزخیان آمده:

«یا وَیلَتى لَیتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِیلاً»[2] ؛ ای وای بر من، کاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم!

صحنه قیامت، صحنه ندامت و پشیمانی است و یکی از موارد حسرت خوردن انسانها در آن روز، تأسف بر انتخاب رفیق بد است، که او را از راه راست منحرف کرده است.

بدون شک عامل سازنده شخصیت انسان ـ بعد از اراده و خواست و تصمیم او ـ امور مختلفی است که مهم ترین آنها همنشین و دوست و معاشر است، چرا که انسان خواه ناخواه تأثیرپذیر است و بخش مهمی از افکار و صفات اخلاقی خود را از طریق دوستانش می گیرد.[3]

در آیه ای دیگر از قرآن مجید به یکی از حالات دوستان بد و صفات زشتی که دارند، پرداخته می شود و اینکه فقط مومنین می تواند برای شما دوستان خوبی باشند.

تبدیل شدن دوستی هایی که بر پایه گناه و فساد باشد به عداوت، در آن روز طبیعی است، چرا که هر کدام از آنها دیگری را عامل بدبختی و بیچارگی خود می شمرد و تنها انسانهای با تقوی هستند که پیوند دوستی آنها هم در زندگی دنیا و هم در سرای آخرت موجب برکت می باشد و این به خاطر آن است که محور دوستی آنان خداوند متعال می باشد، نتایج پربار این دوستیها در قیامت آشکارتر می شود

«... وَ إِنَّ کثِیراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَیبْغِی بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَلِیلٌ ما هُمْ...»[4]

... بسیاری از دوستان و افرادی که با هم سر و کار دارند به یکدیگر ستم می کنند، مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، امّا عده آنان کم است.

آری آنها که در معاشرت و دوستی حق دیگران را به طور کامل رعایت کنند و کمترین تعدی بر دوستان خود روا ندارند، کمند، تنها کسانی می توانند، حق دوستان و آشنایان را بطور کاملاً عادلانه ادا کنند که از سرمایه ایمان و عمل صالح بهره کافی داشته باشند.[5]

آیة دیگر در رابطه با دوست، توصیفی از صحنه های قیامت است، که نشانگر حال دوستان در آن روز می باشد.

«الْأَخِلاَّءُ یوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقِینَ»[6]

دوستان در آن روز دشمن یکدیگرند، مگر پرهیزگاران.

بله تبدیل شدن دوستی هایی که بر پایه گناه و فساد باشد به عداوت، در آن روز طبیعی است، چرا که هر کدام از آنها دیگری را عامل بدبختی و بیچارگی خود می شمرد و تنها انسانهای با تقوی هستند که پیوند دوستی آنها هم در زندگی دنیا و هم در سرای آخرت موجب برکت می باشد و این به خاطر آن است که محور دوستی آنان خداوند متعال می باشد، نتایج پربار این دوستیها در قیامت آشکارتر می شود.[7]

آیه بعد باز نشانگر یک قانون کلی است، که م?منین در هیچ زمان و حالی دشمنان خدا و رسول او را دوست خود قرار نمی دهند.

«...لا تَجِدُ قَوْماً ی?ْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ یوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ...»[8]

هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند...

آری در یک دل دو محبت متضاد نمی گنجد و با ایمان واقعی و کسی است که با دوستانی رفاقت می کند که در خط خدا و رسول او باشند.

خصوصیات یک دوست خوب از منظر قرآن


1- ایمان

یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءَکُمْ مِنْ الْحَقِّ ممتحنه/1 ؛ ای کسانی که ایمان آورده‎اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید. شما به آنان اظهار محبت می‎کنید؛ در حالی که آنها به آنچه از حق برای شما آمده، کافر شده‎اند.

2- احترام به مقدسات و مسائل دینی

یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَکُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِنْ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَالْکُفَّارَ أَوْلِیاءَ … وَإِذَا نَادَیتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا مائده/ 57ـ 58 ؛ای کسانی که ایمان آورده‎اید! افرادی که ایین شما را به باد استهزا و بازی می‌گیرند ـ از اهل کتاب و مشرکان ـ ولی خود انتخاب نکنید… آنها هنگامی که (اذان می‎گویید و مردم را) به نماز فرامی‎خوانید، آن را به مسخره و بازی می‎گیرند.  

3- راستگویی

یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ توبه/ 119؛ ای کسانی که ایمان آورده‎اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و با صادقان باشید

4- دوستی دوطرفه

اگر انسان قصد دوستی با کسی را دارد، باید ببیند که آیا طرف مقابل هم متمایل به این دوستی هست یا نه؟

هَا أَنْتُمْ أُوْلَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا یحِبُّونَکُمْ آل‌عمران/ 119؛ شما کسانی هستید که آنها را دوست می‎دارید، اما آنها شما را دوست ندارند.

آری، اگر دوستی یک‌طرفه باشد، باعث ذلت و خواری می‎گردد و هرگز برای انسان سودمند نخواهد بود.

آنها که در معاشرت و دوستی حق دیگران را به طور کامل رعایت کنند و کمترین تعدی بر دوستان خود روا ندارند، کمند، تنها کسانی می توانند، حق دوستان و آشنایان را بطور کاملاً عادلانه ادا کنند که از سرمایه ایمان و عمل صالح بهره کافی داشته باشند

5- دو رو نبودن

وَإِذَا لَقُوکُمْ قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیکُمْ الْأَنَامِلَ مِنْ الغَیظِ آل‌عمران/ 119؛ و هنگامی که شما را ملاقات می‎کنند، (به دروغ) می‎گویند: ایمان آورده‎ایم، اما هنگامی که تنها می‎شوند، از شدتِ خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان می‎گزند.

6- خیر خواه بودن

یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِکُمْ لَایأْلُونَکُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَاعَنِتُّمْ آل‌عمران/118؛ ای کسانی که ایمان آورده‎اید! محرم اسراری از غیر خود، انتخاب نکنید؛ آنها از هر گونه شر و فسادی درباره‎ شما کوتاهی نمی‎کنند. آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشید

7- خوش اخلاق بودن

یکی از دستورهای دین مبین اسلام، خوش اخلاقی با دیگران است که جایگاه بسیار والایی را داراست. خوش اخلاقی ،هم دوستیها را پایدار می‎سازد و هم در جذب دیگران به سمت خود تأثیر فوق العاده‎ای دارد:

ادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَینَکَ وَبَینَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ فصلت/ 34؛بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی می‌کند، گویی دوستی گرم و صمیمی است.

در مقابل، تحمل نکردن دیگران و تندخو بودن، باعث می‎شود آنان از اطراف انسان پراکنده شوند؛ حتی اگر انسان، بهترین مخلوقات و پیامبر باشد:

فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنْ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ آل‌عمران/ 159؛ به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان (=مردم) نرم (و مهربان) شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو پراکنده می‎شدند.

 

پی نوشت ها :

[1] . حجرات/ 10.

[2] . فرقان/ 28.

[3]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1353 هـ . ش، ج15، ص 72.

[4] . ص/ 24.

[5] . نمونه، ج 19، ص 242.

[6] . زخرف/ 27.

[7] . تفسیر نمونه، ج 21، ص 110.

[8] . مجادله/ 22.

 

برداشتی از وبلاگ منتظران

منبع

 


برچسب‌ها: خصوصیات یک دوست خوب از منظر قرآن
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/07/07 توسط الهه امتی
 

سلام گرم خدمت خوانندگان

مراحل تسویه حساب دانشگاهم به اتمام نرسید، در واقع مشکلی در فرایند پرداخت هزینه خوابگاه پیش آمده بود؛ و آن این بود که با وجود تسویه حساب کامل خوابگاه در دوره کارشناسی، حسابم صفر نشد و بدهی نوشته شد  و همین باعث شد نتوانم مراحل تسویه حساب را به اتمام برسانم، خلاصه مریم دوست عزیزم امروز به اداره دانشگاه علوم پزشکی تبریز سری زد و مشکل را پیگیری کرد و معلوم شد که اشتباهی رخ داده و حساب را صفر نکردند، که این هم از گرفتاری های کارمندان  بی دقت است. دیروز که یکی از دانشجویان بی خاطر همین بی انضباطی ها و بی دقتی ها با یکی از کارکنان حسابی بحث کرد و گفت دلم را خوش کردم در بهترین دانشگاه درس می خوانم و این همه بی قانونی ............... مثل اینکه در دل تمام دانشجویان  حسابی خونی است.

خلاصه اینکه دوست خوبم که همیشه باعث زحمتش می شوم، با پیگری هایش مشکلم را حل کرد و یک اسکن مجدد از برگه تسویه حساب کامل دانشگاه علوم پزشکی تبریز برایم ارسال کرد.

فرشته ها همیشه وجود دارن،اما بعضی وقتا چون بال ندارن بهشون میگیم دوست
تقدیم به فرشته های بی بالم که به داشتنشان میبالم

 


برچسب‌ها: قلب من جایگاه رفیقی است که شقایق ها حسرت آن را می
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/07/01 توسط الهه امتی
 
 
درود بر همکاران و دانشجویان ارجمند!
با کمال مسرت دایر شدن رشته کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی در مقطع دکتری  در دانشگاه های علوم پزشکی ایران و تهران و امکان ثبت نام داوطلبان برای پذیرش در نیمسال دم سالتحصیلی جاری را به اطلاع می رساند! لطفا برای کسب اطلاعات بیشتر فقط به سایت www.sanjeshp.ir و لینک http://sanjeshp.ir/PhD/phd_93/Index.htm? مراجعه فرمایید!
ضمن آرزوی موفقیت برای تمامی داوطلبان لطفا برای اطلاعات بیشتر فقط به سایت سنجش آموزش پزشکی مراجعه نموده و از مراجعه حضوری و یا تماس تلفنی با اعضا هیات علمی گروههای آموزشی مربوطه در این خصوص خودداری فرمایید!
 ارسال کننده: شهرام صدقی

برچسب‌ها: دایر شدن رشته کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی در مقطع
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/06/31 توسط الهه امتی
 
http://webzine.mehrnews.com/FullStory/News/?NewsId=13569
در تازه ترین فهرست منتشر شده از رتبه بندی دانشگاه های جهان (QS) ایران همچون سال های گذشته دو نماینده دارد. اما نکته جالب و البته عجیب در این فهرست حضور 7 دانشگاه عربستانی در رتبه های برتر است. دانشگاه‌هایی که لااقل در ایران کاملا ناشناخته‌ اند و هیچ تصوری از این‌که در این دانشگاه‌ها چه اتفاقی می‌افتد وجود ندارد.

مجله مهر- عطیه همتی: در آخرین فهرست منتشر شده QS نام دانشگاه شریف در بین 650 دانشگاه برتر  و دانشگاه تهران بین 700 دانشگاه برتر دنیا قرار دارد. اما بزرگترین همسایه آبی کشورمان عربستان سعودی 7 نماینده در این رده‌بندی دارد که سه تای آن در نیمه اول این فهرست قرار دارد. این فهرست بهانه ای است تا سراغ این7 دانشگاه را بگیریم تا بفهمیم این دانشگاه ها چه نام دارند، در آنجا چه می گذرد و چه رشته هایی در آنها تدریس می شود؟

دانشگاه نفت و مواد معدنی ملک فهد

این دانشگاه در لیست منتشر شده در رتبه 216 قرار دارد و برترین دانشگاه عربستان سعودی براساس رتبه است. دانشگاه ملک فهد یک دانشگاه دولتی در شهر ظهران عربستان سعودی است و در میان دانشگاه‌های سعودی برنامه های علمی و مهندسی آن بسیار مورد توجه قرار دارد. این دانشگاه در سال 1963 به حکم سلطنتی این کشور به عنوان دانشگاه ممتاز نفت و مواد معدنی تاسیس شد. چون نفت و مواد معدنی دو عنصر حیاتی برای عربستان سعودی به حساب می آیند. تدریس در این دانشگاه به زبان انگلیسی است و از این لحاظ یک دانشگاه بین المللی به حساب می آید.

رشته های مهندسی هوا فضا،شیمی، برق، عمران، کامپیوتر، مکانیک، مواد و نفت و هم‌چنین رشته های مدیریت، محیط زیست، آمار، ریاضیات و زمین شناسی نیز از جمله رشته‌‌هایی است که در این دانشگاه تا مقطع کارشناسی ارشد و دکتری تدریس می شود. در این دانشگاه علاوه بر تحقیقات و آزمایشات علمی، مکان‌های تفریحی هم برای پژوهشگران طراحی شده است. دانشگاه ملک فهد مجهز به کتابخانه 7000 متری نیز هست که در آن حدود 328 هزار جلد کتاب در حوزه های مختلف وجود دارد.

دانشگاه پادشاهی سعودی

این دانشگاه یکی از دانشگاه های برتر در عربستان سعودی است. دانشگاه پادشاهی سعودی یا شاه سعود در سال 1957 تاسیس شده است. این دانشگاه، محل تحصیل بسیاری از نخبگان سیاسی و دانشگاهی عربستان بوده و حتی بسیاری از فرزندان خانواده سلطنتی این کشور هم در این دانشگاه تحصیل کرده اند. متقاضیان این دانشگاه باید برای حضور در رشته های پزشکی و مهندسی آزمون انگلیسی و برای سایر رشته ها، آزمون زبان عربی بدهند. این دانشگاه از مدت‌ها پیش برای قرار گرفتن در سطح جهانی تلاش کرده است و در حال حاضر یک دانشگاه بسیار مدرن به حساب می آید. در این دانشگاه شهریه به طور کامل رایگان است و علاوه بر این هزینه ای نیز به عنوان کمک هزینه تحصیلی به دانش آموزان عربستانی و بین المللی داده می شود. این دانشگاه در رده 253 برترین دانشگاه های جهان قرار دارد.

دانشگاه ملک عبدالعزیز

این دانشگاه در سال 1967 راه‌اندازی شده و در رتبه 360 برترین دانشگاه های جهان قرار دارد. طراحی و ساخت این دانشگاه را «جان الیون» معمار انگلیسی انجام داده است. دانشگاه ملک عبدالعزیز ابتدا یک دانشگاه خصوصی و غیر انتفاعی بود که توسط عده از بازرگانان اداره می شد. اما در سال 1974 توسط قطعنامه شورای وزیر عربستان سعودی به یک دانشگاه دولتی تبدیل شد. تنوع برنامه های آکادمیک در دو حوزه علوم اجتماعی و بین المللی باعث شد این دانشگاه به پیشرفت کمی و کیفی زیادی برسد. به طوری که به عنوان یک دانشگاه معتبر در عربستان سعودی شناخته شود. از رشته های این دانشگاه می توان به علوم دریایی، هواشناسی، علوم زمین، مهندسی هسته ای، استخراج از معادن، مهندسی پزشکی و مهندسی حمل و نقل هوایی اشاره کرد.

دانشگاه اسلامی امام محمد بن سعود

این دانشگاه در سال 1953 در ریاض عربستان به فرمان سلطنتی تاسیس شد. این دانشگاه 10 دانشکده دارد و در حال حاضر بیش از 24 هزار دانشجو و 1300 نفر هم در آن مشغول به تحصیل و کار هستند. این دانشگاه تقریبا یک مؤسسه فکری و فرهنگی است که کتابهایش را نیز در چاپخانه خود چاپ می کند و در حقیقت با هدف ارتقای دانش و شریعت اسلامی بنا شده است. این دانشگاه در دامنه 491-500 این فهرست قرار دارد.

دانشگاه ام القری

 این دانشگاه اسلامی در شهر مکه قرار دارد و به خاطر موقعیت منحصر به فرد خود از معتبرترین دانشگاه های اسلام به شمار می آید. این دانشگاه ابتدا در سال 1949 به عنوان دانشکده «قانون اسلامی» تاسیس شد. اما در سال 1981 به فرمان پادشاهی عربستان سعودی به دانشگاه «ام القری» تغییر نام داد. این دانشگاه در درجه اول به عنوان یک دانشگاه علوم اسلامی و مطالعات زبان عربی و ادبیات شروع به کار کرد. اما در حال حاضر رشته هایی مانند مدیریت فناوری، مدیریت بازرگانی، اقتصاد اسلامی، بازاریابی، مهندسی، فناوری، پزشکی، آموزش و پرورش، معماری و همچنین رشته های مختلف کاربردی، اجتماعی و علوم مهندسی نیز دانشجو می پذیرد.

دانشگاه ملک خالد

 این دانشگاه یک دانشگاه دولتی است که در فهرست منتشر شده در دامنه 601-650 دانشگاه برتر قرار دارد. دانشگاه خالد به عنوان یک موسسه علمی آموزشی به سرعت در حال رشد است و با حدود 70 هزار دانشجو به یکی از بزرگترین مراکز آموزشی در منطقه تبدیل شده است. مرکز بین المللی یادگیری الکترونیکی با نام اختصاری (ELC) در سال 2005 در این دانشگاه به عنوان ارائه آخرین روش های علمی برای بهبود روند آموزش تأسیس شد.

دانشگاه ملک فیصل

دانشگاه دولتی ملک فیصل در سال 1975 با 4 دانشکده به فرمان پادشاهی عربستان تأسیس شد. دانشکده کشاورزی و علوم غذایی و دانشکده دامپزشکی و دامپروری در پردیس اصلی در « آل حساء»  و دانشکده معماری و برنامه ریزی و کالج پزشکی و علوم پزشکی در «دمام» تأسیس شد. در سال های بعد نیز برای پاسخگویی به نیازهای آینده خانواده سطلنتی با صدور حکمی دو مسجد و یک ساختمان هیأت مدیره عالی آموزش و پرورش در سال 1981 تأسیس شد. بعدها نیز دانشکده علوم اداری و برنامه ریزی در سال 1984 وهمچنین بیمارستان آموزشی و بیمارستان-دانشگاه ملک فهد نیز اضافه شد. به دنبال آن نیز در سال 1996 آزمایشگاه های دندان پزشکی و فنی جداگانه، دانشکده دندانپزشکی و دانشکده علوم پزشکی کاربردی نیز ساخته شد. این دانشگاه در رتبه بندی در دامنه 700تا 800 قرار دارد.

دکتر فتاحی

 

برچسب‌ها: حضور عجیب‌ دانشگاه‌های‌ سعودی‌ در جمع‌ برترین‌ها
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/06/31 توسط الهه امتی

حجت الاسلام و المسلمین محسنی اژه ای معاون اول قوه قضاییه در نامه ای به وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ، ضرب الاجلی یک ماهه تعیین کرد تا زمینه و بستر فنی موردنیاز برای مسدودسازی و کنترل اطلاعاتی محتوای مجرمانه شبکه های اجتماعی فراهم شود. متن این‌نامه به شرح ذیل ارائه می‌شود:

 

جناب آقای دکتر واعظی

وزیر محترم ارتباطات و فناوری اطلاعات

سلام علیکم

نظر به انتشار گسترده محتوای مجرمانه و ارتکاب انواع جرائم علیه عفت و اخلاق اسلامی و امنیت عمومی و … بالاخص انتشار وسیع مطالب موهن علیه بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) در هفته های اخیر از طریق برخی شبکه های اجتماعی نظیر واتس آپ، وایبر و تانگو که بعضا توسط دولت های معاند نظام جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور مدیریت فنی و محتوایی می شود و با عنایت به این که علی رغم استمهال سه ماهه جنابعالی و همکاران محترم مبنی بر اعلام آمادگی در خصوص فراهم آوری امکان مسدود سازی و پالایش هوشمند محتوای مجرمانه در شبکه های موصوف و ارائه شبکه های اجتماعی داخلی هم سطح با شبکه های مذکور، مع الاسف تا کنون اقدام موثری به عمل نیامده است .

لذا در اجرای دستور ریاست محترم قوه قضائیه حضرت آیت الله آملی ظرف مدت حداکثر یک ماه نسبت به فراهم آوری زمینه و بستر فنی مورد نیاز مسدودسازی و کنترل اطلاعاتی موثر شبکه های یاد شده اقدام عاجل صورت پذیرد، در غیر این صورت قوه قضائیه در راستای وظایف ذاتی خود نسبت به مسدودسازی شبکه های اجتماعی دارای محتوای مجرمانه اقدام مقتضی به عمل آورده و با متخلفین از دستورات قضایی، در هر رده ای طبق قانون برخورد خواهد نمود.

غلامحسین محسنی اژه ای

معاون اول قوه قضائیه


برچسب‌ها: متن نامه اژه‌ای به وزارت ارتباطات درباره فیلترینگ
نوشته شده در تاريخ شنبه 1393/06/29 توسط الهه امتی
 

امام خمینی می فرمایند: تهذیب نفس مقدم بر تعلیم و تربیت است.


برچسب‌ها: تهذیب مقدم بر تعلیم و تربیت
نوشته شده در تاريخ شنبه 1393/06/29 توسط الهه امتی

 

گوگل، از زمانی که تنها یک پروژه ی دانشجویی موتور جست و جو بود و BachRub خوانده می شد، تا زمانی که به قوی ترین موتور جست و جوی اینترنتی تبدیل شد، همواره در حال انطباق خود با محیط بوده است.

نگاهی به مسیری که گوگل طی کرده، نکات جالبی را در مورد این موتور جستجوی موفق مشخص می کند. همچنین به ما کمک می نماید تا بتوانیم حدس بزنیم که ۱۰ سال آینده Google Search یا جستجو در گوگل چگونه خواهد بود و چه شکلی در خواهد آمد.

چرا ۱۰ سال؟ چون دقیقا از زمان اولین بروز رسانی بزرگ این سایت در سال ۲۰۰۳ که Boston نام داشت ده سال می گذرد. ۱۰ سال آینده احتمالا این موتور جستجو کاملا متفاوت از حال حاضرش خواهد بود، اما کاربرد و فرامینی که انجام خواهد داد بسیار بیشتر و متنوع تر شده و با دستورات امروزی که می پذیرد تفاوت های بسیاری خواهند داشت.

در ادامه ی مطلب با دیجیاتو همراه باشید.

 

تاریخ Google Search

در سال ۱۹۹۵، وقتی که اولین بار Larry Page و Sergey Brin یکدیگر را ملاقات و شروع به کار بر روی موتور جستجو یشان عنوان BachRub کردند، شاید هیچ کس از جمله خودشان هم فکرش را نمی کردند که روزی اندازه و قدرت شرکت آنها به این حد برسد.

 

در سال ۱۹۹۹، شرکت کوچک گوگل برای اولین بار پر و بال گشود و لانه ی کوچک خود را –که یک گاراژ بود- به سمت Palo Alto –اولین دفتر کار واقعی گوگل- با ۸ کارمند ترک کرد. سال ۲۰۰۲ وقتی بود که همه چیز قدری هیجان انگیز تر شد، سیستم ها و تجهیزاتی جدید گوگل، ورود به عرصه ی تبلیغات اینترنتی، Google News، آزمایشگاه های گوگل و بالاخره اولین کیت های مخصوص توسعه دهندگان، گوگل را به یک شرکت پیشتاز تبدیل کرد.

تعجب آور نبود که سال بعد گوگل با اولین بروز رسانیش توانست موفقیت بزرگی در مسیر جستجوهای اینترنتی طی کند. نمایش مورد هایی که بیشتر جستجو شده اند در بالای صفحه و همچنین توجه به معانی و کلمات مترادف همه و همه انقلابی در این صنعت بودند.

بروز رسانی Boston تاثیر ژرفی بر جستجوی اینترنتی داشت. از آن به بعد گوگل دائما در حال بهبود الگوریتم هایش بود تا نتایج بهتری را نشان دهد. وب مسترها هم که کم کم داشتند قائده ی بازی را یاد می گرفتند تمام تلاش خود را می کردند تا در نتایج جستجوی این شرکت بالاتر از بقیه قرار بگیرند.

 

تکامل یافتن الگوریتم های جستجو و تبدیل شدن گوگل به موتور جستجوی شماره یک جهان، باعث شد برنامه ریزان کمپانی مذکور خواب های خوشی برای آینده ی شرکت شان ببینند. در زیر تعداد دیگری از بروز رسانی های مهم گوگل را مشاهده کنید تا بیشتر متوجه قضیه شوید.

Brandy (2004): جدیدترین ادراک متنی (LSI) که از تکنیک های ریاضی استفاده می کرد تا روابط داخل یک متن را درک یا کشف کند.

Personalized Search (2005): این بروز رسانی از سوابق جستجوی کاربر استفاده می کرد تا نتایج بهتری را در اختیار وی قرار دهد.

Google Local (2005): اطلاعات تجاری مناطق مختلف، وارد نقشه ی گوگل (Google maps) شد.

Universal Search (2007): اخبار، فایل های تصویری و اطلاعات منطقه ای وارد نتایج جستجو شدند.

Real-Time Search (2009): محتواهای اجتماعی، همانند توییتر در نتایج جست و جو به نمایش در آمدند.

Caffeine (2010): بهبود در فهرست سایت ها به علاوه ی افزایش بروز بودن نتایج جستجو.

User Search (2012): در این بروز رسانی Google+ و متن های اینترنتی به نتایج جستجو ها پیوستند.

Venice (2012): نتایج بهتر برای جستجوی پاسخ سوال های جستجو شده.

Knowledge Graph (2012): اطلاعات و تصاویر مربوط به موضوع جستجو شده در گوشه تصویر به نمایش در آمد.

این ها تنها به معنی بهبود نتایج جستجو نبود، بلکه به معنی تکامل یافتن و توجه هر چه بیشتر به کاربران نیز محسوب می شدند.

 نتایج جستجوی قابل پیش بینی

 دانش جستجوی اینترنتی الگوریتم هایی دارد که بسیار پیچیده تر و گسترده تر از آن چیزی است که در صفحه های وب می بینید. وقتی قرار باشد مجموعه ای از ابزارهای قابل حمل و همچنین “اینترنت اشیا” را هم تحت پوشش قرار دهد، می بینید که مسئله ی نمایش دادن اطلاعات درست و هدفمند چه قدر حیاتی تر می شود. شاید Google بهترین جای ممکن ایستاده است تا این کار را انجام دهد، مخصوصا وقتی که این شرکت (یا موتور جستجو) بزرگترین اکوسیستم ابزار های همراه را در اختیار دارد.


تلاش های صورت گرفته برای دخیل کردن اطلاعات و رفتار های پیشین کاربر در نتایج جستجو منجر به این خواهد شد که در آینده هوش های مصنوعی بتوانند از این تجربیات استفاده کرده و خواسته های کاربران را حتی قبل از این که خودشان بپرسند انجام دهند.

تلاش های صورت گرفته برای دخیل کردن اطلاعات و رفتار های پیشین کاربر در نتایج جستجو منجر به این خواهد شد که در آینده هوش های مصنوعی بتوانند از این تجربیات استفاده کرده و خواسته های کاربران را حتی قبل از این که خودشان بپرسند انجام دهند. Google Now مثال خوبی از آینده ی هوش های مصنوعی است و Google Glass هم نمونه ی واضحی از سیستم هایی است که از هوش های مصنوعی استفاده خواهند کرد. تلاش های زیادی در این زمینه در حال انجام بوده و اینطور که به نظر می رسد Google پیشتاز این داستان است.

در یک مصاحبه، Amit Singhal مدیر بخش جستجوی Google اینطور توضیح داد: << برای یک کامپیوتر “درک” زمانی معنی می دهد که شما چیزی از آن بخواهید، در آن صورت کامپیوتر می تواند چیزی بیشتر از خواسته هایتان به شما بدهد، همانند اطلاعات بیشتر، یا اطلاعات جانبی. برای مثال اگر از کامپیوتر در مورد تاج محل بپرسید، به شما خواهد گفت که تاج محل یک مکان تاریخی است، در کجا واقع شده و در چه قرنی ساخته شده و اگر به نظرتان جالب آمده چه چیزهای دیگری باید در موردش بدانید. همه ی این ها در مقابل نتایج قدیمی جستجو قرار دارد که تنها تعدادی لینک بود.>>

به بیان دیگر، در آینده ای نزدیک گوگل با دانستن این که شما کجا هستید، قبلا چه چیزهایی را جستجو کرده اید، خرید ها و مسافرت هایتان به کجا بوده است و امثال اینها می تواند حدس بزند که شما احتمالا به دنبال چه هستید و قبل از این که حتی چیزی از دهانتان خارج شود اطلاعاتی در مورد هدف تان به شما نمایش دهد. آن روز شاید اطلاعات مورد نظر را بر روی لیوان چایی تان، یا همین ساعت های هوشمند و یا هر وسیله ی الکترونیکی دیگر مشاهده کنید.

اطلاعات شخصی سازی شده

تلاش های گذشته ی گوگل در زمینه ی بهبود نتایج جستجو نشان می دهد که در آینده این نتایج قرار است بسیار شخصی سازی شده باشند و اساس این شخصی سازی را هم مکان شما و عملی که در حال انجام آن هستید تشکیل خواهد داد.

 

اگر اکثریت افراد در ابتدای خیابان Wall Street ایستاده اند و نزدیک ترین ایستگاه مترو را جستجو کرده اند، گوگل نیز نزدیک ترین ایستگاه مترو را در ابتدای خیابان Wall Street به شما نمایش خواهد داد.

این نوع از به روز رسانی ها در الگوریتم جستجوی گوگل، همانطور که در همین مطلب خواندید از سال ۲۰۰۵ آغاز شده و تاکنون نیز ادامه داشته است. در طول ۱۰ سال آینده، شخصی سازی نتایج جستجو، دقیق تر شده و تاثیرش در کارهای روزمره مان بیشتر خواهد شد. طرح ” کامل کردن نوشته ها” در نوار جستجوی گوگل آنقدر پیشرفت خواهد نمود تا به حدی خواهد برسد که حتی نیازی به تایپ یک کاراکتر هم نباشد.  Amit Singha در این رابطه گفته بود: << تصور کنید سیستم گوگل آنقدر قوی خواهد شد که با توجه به شواهد و قراین و نتایج قبلی که مردم در وضعیت شما داشته اند، می تواند قبل از این که اقدام به گفتن حرفی و یا تایپ کاراکتری کنید نیاز شما را حدس زده و به آن پاسخ دهد>>

این یعنی اگر بیشتر مردم در شرایط مشابهی که در آن قرار دارید به دنبال اطلاعات خاصی گشته اند، گوگل می تواند پیش بینی کند که شما نیز احتمالا به دنبال همان اطلاعات خواهید بود. تصور کنید که گوگل گلس را به چشم دارید و به همراه خانواده برای گردش و تفریح بیرون رفته اید، اما حالا در حال گرسنه شدن هستید، گوگل به صورت خودکار به شما چهار عدد از بهترین رستوران های اطراف را نمایش خواهد داد. وقتی که گوگل اطلاعات مکانی، زمانی، جستجویی میلیون ها کاربر را از سراسر جهان مورد بررسی قرار دهد چنین پیش بینی های به یقین محقق خواهند شد.

برای مثال اگر اکثریت افراد در ابتدای خیابان Wall Street ایستاده اند و نزدیک ترین ایستگاه مترو را جستجو کرده اند، گوگل نیز نزدیک ترین ایستگاه مترو را در ابتدای خیابان Wall Street به شما نمایش خواهد داد.

صد البته این قابلیت که گوگل می تواند قبل از این که چیزی را بخواهید آن را به شما بگوید، این نگرانی را به وجود خواهد آورد که این کمپانی در مورد ما بیش از اندازه خواهد دانست، بسیار بیشتر از چیزی که امروز می داند و قرار گرفتن این اطلاعات در دستان افراد سودجو و بد اندیش می تواند بسیار خطرناک باشد، ولی شاید ناگزیر به پذیرش این خطر باشیم و آن را بهای آسایشی بدانیم که گوگل هدیه خواهد آورد.

 جستجوی گوگل در آینده

 

 این ها همه ی کاربرد های جستجوی گوگل نخواهد بود. نتایج به دست آمده استفاده های بی شماری خواهد داشت و در قالب محصولاتی جدید به بازار خواهند آمد.

  • دستگاه های سخن گو با کمک Google Translate به شما اجازه خواهند داد تا با هر زبانی و با هر شخصی که دوست دارید صحبت کنید.
  • دست بند ها و ساعت های هوشمند، وضعیت سلامت شما را کنترل خواهند کرد و به شما داروها، رژیم های غذایی و ورزش های مناسب را توصیه خواهند کرد.
  • سیستم GPS ماشین های بدون راننده تان را در مسیر های مختلف کنترل خواهند کرد تا شما در سریع ترین حالت ممکن به مقصد برسید.

نکته ی پایانی این است که نتایج جستجو در آینده محدود به مطالب نوشتاری بر روی صفحه نمایش کامپیوتر ها و موبایل هایتان نخواهند بود. ۱۰ سال دیگر، اطلاعات به روز (یا به لحظه) تمام دستگاه های اطرافتان را تغذیه خواهند کرد و سرویس های پیرامون آنها زندگی روزمره تان را در بر خواهند گرفت.

آیا شما به آینده ای که موتور های جستجو برایتان به ارمغان خواهند آورد، امیدوار هستید؟ آیا به این فکر می کنید که در آینده شرکتی جدید به روی کار خواهد آمد و همه ی معادلات را بر هم خواهد زد؟ نظرات تان را با ما در میان بگذارید.

ارسال کننده: اقای امیر رمضانی

 منبع


برچسب‌ها: جستجوی گوگل در ده سال آینده به چه شکلی خواهد بود
نوشته شده در تاريخ جمعه 1393/06/28 توسط الهه امتی
 

 

عاشق که شدی خطا نباید بکنی

          حتی به خودت جفا نباید بکنی

               حالا که شدی چشم به راه مهدی (عج)

                                    جز بر فرجش دعا نباید بکنی

منبع

 


برچسب‌ها: چشم به راه مهدی, عج
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1393/06/27 توسط الهه امتی

 

 زمانی که پایان نامه ام طرح می شد،  نگران نبودم که طرح خواهد شد چون صادقانه زمانی که باید برای یک طرح نوشته می شد، نوشته بودم و هزینه ها حساب می شد، هرچند که من زمان زیادی برای انجام پایان نامه گذراندم یعنی از تابستان ترم دوم مشغول به انجام پایان نامه شدم، اما بعد از بررسی گفتند باید هزینه اش کم شود، مهم نبود، زمان را کم تر نوشتم و هزینه کم تر شد. بعد از ان دوستم هم برای طرح شدن پایان نامه اش با استاد راهنمایش صحبت کرد، پاسخ خیلی منطقی دریافت کرد،

دانشجوی من هر پایان نامه ای طرح نخواهد بود، ایا تو زمان واقعی که برای یک طرح نوشته می شود را برای انجام کارت گذرانده ای ؟ دوستم گفت ؟ خیر

 گفت پس پولی که بابت طرح به من بدهند حرام است، از من انتظار نداشته باش که تایید کنم.

 احسنت بر این استاد بزرگوار  که به فکر کسب حلال است.


برچسب‌ها: کسب حلال
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1393/06/27 توسط الهه امتی
 

باسلام

 متاسفانه نشریات سو گیری و غرض ورزی هایی در داوری مقالات دارند، و اکسپت مقالات را تنها با یک تماس و یا روابط دوستانه می دهند که به نظرم کار درستی هم نیست، اگر قرار باشد با همچین امتیاز مقاله ای دانشجویی پیشرفت  و استادی ارتقا یابد، کسب امتیاز  نادرست و  منفعت های حاصل از آن مورد قبول خداوند نخواهد بود.

  خوشبختانه مقالات بر گرفته از پایان نامه ام  همه در روند داوری بی طرفانه قرار گرفتند، و این برای من تجربه بزرگی بود که از نظرات داوران محترم در جهت بهتر شدن مقاله حاصل از پایان نامه و سایر کارهای پژوهشی ام استفاده کنم و شکر خدا بهترین حالت داوری و سخت گیر ترین داوران را هم تجربه کرده ام. که همین باعث شد تا زمان داوری مقالات، خودم هم سخت گیرانه عمل کنم، به عبارتی برایم دوست و رفیق ندارد و هیچ در خواستی را مبنی بر اکسپت فوری مقاله نمی پذیرم و معتقدم که پذیرش مقاله بدون فرایند داوری یعنی الودگی اطلاعات و  در واقع به طرف مقابل یاد خواهم داد که به فکر کمیت کارش باشد نه کیفیت.


برچسب‌ها: داوری بی طرفانه
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1393/06/26 توسط الهه امتی

سلام گرم خدمت خوانندگان گرامی ام

کم کم پایان نامه ام رو به اتمام است و باید برای صحافی اماده شود، فکر می کنم یکی از پر مشغله ترین دوره زندگی ام را گذارنده ام، فول تایم فقط پایان نامه، نه شرکت در دکترا و نه مشغول به کار ، هیچکدام را بر نگزیدم، چون احساس کردم بار سنگینی روی دوشم است که باید به نحو احسنت تمام کنم. هر چند خیلی وقت ها فقط خداست که تلاش ادم را می بیند و این تلاش زیاد باعث می شود که از پایان نامه و حاصل مقالاتش خیر زیادی ببینی.کم کم وقت خدا حافظی فرا می رسد. وقت وداع با پایان نامه و حتی ادامه تحصیل برای مدتی، شاید به خاطر تعهدات اینده خودم بهتر است، مشغول به مسائل دیگر شوم. کم کم باید از دانشکده و گروهش هم خدا حافظی کرد.

فشار پایان نامه و سختی های ان باعث شده است تا برای مدتی اصلا به فکر ادامه تحصیل نباشم و امسال هم قصد شرکت کردن در دکترا را ندارم. انجام هر کار سنگینی در گرو خیلی از چیزها است، اول کمک و یاری خدا و بعد ارامشی که خانواده ام برایم ایجاد کردند و بعد تلاش خودم و کمک اساتید گرامی علی الخصوص اقای علی بیک عزیزم. امیدوارم که اقای علی بیک هر جای زمین خدا که قدم بر می دارند، همیشه در تمام مراحل زندگی خوش و خرم و سلامت باشند.

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: پایان نامه
نوشته شده در تاريخ جمعه 1393/06/21 توسط الهه امتی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خدایی که زمین را از حجت خود خالی نمی کند

سلام ، سلام من به سلطانی که سالیانی است سلطنش به خاطر سیاهی دلهایی به سالی بعد افتاده است

سلام ، سلام من به مولایی که بندگان همچون مَنَش ، عنان خودخواهی را به دست گرفته اند و زَرِ دل را با زَنگاری معاوضه می کنند وخبرندارند درکوچه ها ، دلبری به امید دلی نشسته است.

سلام ، سلام مولای من

بر اُوراق گنجانده تاریخ ورقهایی از آنانی ، که با صورت بی سیرتی صدای رهگذری که ندای آشنا را بر زبان داشت و نوای آشنا را به گوشهای دل نوا می داد نمی شنیدند ونمی دیدند که یوسف شدن در زیبایی صورت نیست ، بلکه زیبا شدن در یوسف سیرت بودن است  و ای آقای من بهانه ی دلم از نوایی است که باید یوسف شد ، و دید که کارد به استخوان اثر نمی کند.

آقای من ؛ هنوز نمی دانم  که جمعه ها بها هستند یا بهانه و هنوز نمی دانم که ندبه ها ندا هستند یا نشانه وکُمِیتِ کمیلم که بر سبزه زارهای دل به تندی می تازد ، راه را گم کرده است یا نه آنکه شاه راه را می داند و به بیغوله می رود و هر جمعه که می گذرد سر در زندان می گذارم و در زندان دل خویش ، با زنده ای زمزمه می کنم .

ای آقای من و ای مولای ، زبان ، بهانه ای دوباره از امام زمان خویش دارد و ای شهسوار شبهای بدون سحر ، و ای مونس همدم یتیمان بدون پدر ، ای آقای من جاده ی سبز انتظار با استقبال دلهایی همراه است که کُمِیتِ کمیلشان لنگ می زند و نوای ندبه شان دلی را به چنگ نمی زند.

آقای من ، مهدی من ، دوست دارم در سرزمین دل خبر از آشنایی گیرم که با او آشتی کنم و بگویم که دگر گناه نمیکنم ، حرام را نگاه نمی کنم ، پا به هرجایگاه نمی کنم و پناه به هر پناهگاه نمی کنم .

ای آقای من و ای سیدِ من ، حق داری ، ادعای شیعه شیفتگی می زنیم و حرم ، و پاکی دل را که جای نامحرمان نیست به هر نامحرمی ، محرم می کنیم و با خبرداری ، خود را به بی خبری می زنیم ، و پاکی دل را که قدوم انتظار ، باید محرمش باشد به هر ناشایستی ، شایسته می پنداریم و با این حال ، باز می گوییم ؛ منتظرت هستیم  .

ای مولای من و ای سرور من ؛ انتظار ، واژه ای است که دل را به انقلاب وا می دارد ، که در برابر اهریمن ها و وسوسه های درونی به پا می خیزد و نشان می دهد انتظار ، واژه ای است پاک و مقدس و مدال و تاج و تختی بی مانند که فقط منتظر ، می تواند ازآن بهره ببرد .

ای مولای من ، می دانم اگر علم عشق را برپا می کنی و باز دلت را اَلمِ می کنی و ما باز پاکی دل را به ناپاکان می سپاریم ، و به روی خود نمی آوریم که می بینی و می دانی احوالمان را ، و تو خود را مدهوش می کنی .

ای آقای و مولای من ، این  صخره های گناه ، دل را به سُخره می گیرند و شمیم انتظار را که جز بر منتظران ، شادابی و طراوتی ندارد ، به باد وزانی تشبیه می کند که از سرزمین خزان می وزد.

ای آقای من و ای مولای من ، جویبار اشک ، دیگر دریا را می طلبد که شاید امید رمیده ی دل غایبی ، بشکسته و به ناخدای دریا برسد و بگوید جویبار هم به دریا می ریزد ، و عطر یار را از سرزمین آشنایی به مشام جان برساند .

ای آقا و ای مولا ، خوب شدن و با تو بودن سرمایه می خواهد ، که سرزمین دل به دنبال آن  است  ، ولی هرکجا که می نگرد از عطشناکی خود به سرابی می رسد و باز تشنه تر از قبل به امیدی ، دوباره می گردد و اما نمی داند این سرمایه کلمه ای است که عشق تو را در درون خود گنجانده است.

ای آقا و مولای من ، می دانم دیدن این چنین یوسفی ، دل یعقوبی را می خواهد که با نابینایی چشم ، با روشنی دلی ، پر نور بگردد و کنعانی می خواهد تا نسیم بوی یوسف را از سرزمین های دور بر مشام آن پیر کنعان برساند و بگوید که انتظـار ، کلیدِ برگشت یوسف به شهر کنعان بُوَد.

ای آقای من و ای مولای من ، پنجره دل را به سوی خورشید انتظار باز می کنیم ، تا شاید خبری از آشناترین ، آشنای هستی ، که در دل سیه و تاریک ما گم شده است ، دریابم و ندایی را که از آهنگ خوش ندبه ی جمعه ها ، با مضمونی با ذکر « یابن الحسن یابن الحسن » است به تو هدیه کنم .

ای آقا و مولای من ، چشمانم بهانه می گیرند ، که چقدر به جاده ی انتظار نگه کردیم و هر روز از نسیم دل خبر زآشنا گرفتیم و خیره شدیم ، باز هم جز آن نسیم که خبری  از انتظاری دوباره داشت ندیدیم .

ای آقای من ، ای مولای من و ای شادی دُوران ها و آرزوی دل مؤمنان ، جمعه را میعادگاهی می دانم که وعده یار درآن میعادگاه به تحقق می پیوندد .

سلامتی و تعجیل در امر فرج یوسف زهرا «عج»

صلوات

لینک اصلی


برچسب‌ها: نامه ای به امام زمان, عج
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/06/17 توسط الهه امتی
 

روزی پدری دست خود را روی شانه پسر خود گذاشت و گفت من قویترم یا تو؟ پسر گفت من.

پدر جا خورده و دوباره پرسید من قویترم یا تو؟ پسر گفت من. 

پدر بغض کرد ودوباره پرسید من قویترم یا تو؟ پسر گفت من .

پدر ازجابلند شد چند قدم باناراحتی و اشک از پسرش دور شد و دوباره پرسید من قویترم یا تو؟ پسر گفت تو ... 

پدر گفت چون من ناراحت شدم گفتی من قویترم ؟ 

پسر گفت نه آن سه باری که گفتم من از تو قویترم چون دستت روی شانه ام بود پشتم به کوهی مثل تو گرم بود اما وقتی دستت را برداشتی دیدم بی تو چیزی نیستم . . .

 

 


برچسب‌ها: پدر یعنی
 
 
درود بر همگان
 
وب سايت زير كه وابسته به دو موسسه كمبريج و اجوكيشن فرست است امكان سنجش مهارت انگليسي شما را فراهم كرده است.
 
 
 
​كافي است وارد لينك زير شويد:
 
 
و يكي از زبانها را انتخاب نماييد.
 
سپس مي توانيد نوع آزمون خود را (با فايل شنيداري يا بدون فايل شنيداري) انتخاب و پس از پر كردن يك سري فيلد مشخصات شخصي، آزمون خود را آغاز نماييد.
 
 
پس از پايان آزمون، تحليل دقيقي از سطح زبان انگليسي شما به همراه توضيح كامل نقاط قوت و ضعف تان فراهم مي سازد.
 

--

پاينده باشيد 
 
محمود خسروجردي
كارشناس اطلاعات، كتابخانه مركزي و مركز اسناد،
دانشگاه علامه طباطبائي
Mahmood Khosrowjerdi,

برچسب‌ها: سطح دانش زبان
نوشته شده در تاريخ جمعه 1393/06/14 توسط الهه امتی
 
درود بر اعضاي محترم گروه 
 
چندي پيش، پرسشي براي اعضاي گروه بحث ارسال كردم به اين مضمون:
- آيا نويسندگان مي توانند فايل PDF مقالات انگليسي خود را در وب سايت شان آرشيو كنند و به ديگران اجازه دانلود دهند؟
 
تعداد افراد اندكي بدان پاسخ دادند و اكثر آنها اين مسأله (آرشيو كردن نسخه پي دي اف در وب سايت نويسنده) را بديهي دانستند كه احساس مي كنم كمي جاي تعمق بيشتري دارد.
 
وب سايت SHERPA/RoMEO به شما امكان مي دهد با وارد كردن نام نشريه، بدانيد اجازه آرشيو كردن مقالات آن نشريه را  در وب سايت تان داريد يا خير!
 
 
 
خط مشي آرشيو مقالات در چهار دسته زير گنجانده شده است:
 
 
 

--

پاينده باشيد 

محمود خسروجردي
كارشناس اطلاعات، كتابخانه مركزي و مركز اسناد،
دانشگاه علامه طباطبائي
 

برچسب‌ها: آيا ما مي توانيم فايل مقالات انگليسي خود را در وب
نوشته شده در تاريخ جمعه 1393/06/14 توسط الهه امتی
 
سلام
ما در وبلاگ کتابخانه مان چند نمونه از کارهایی را که انجام داده ایم نوشته ایم. با مراجعه به وبلاگ و انتخاب طرح های فرهنگی کتابخانه در بخش موضوعات وب (سمت چپ صفحه) می توانید آن ها را ببینید. البته به مرور زمان، بقیه کارهایمان را هم مستند می کنیم و در وبلاگ قرار می دهیم.
آدرس وبلاگ:  http://emamalipl.blogfa.com

به نظرم این کار خوبی است که هر کتابخانه ای در وبلاگش اقدامات این چنینی را قرار دهد تا هم بقیه همکاران از آن ایده بگیرند و هم اعضا با بازدید از وبلاگ متوجه شوند در کتابخانه شان چه رخ می دهد.
اقدام دیگری که در استان اصفهان رخ داد، این بود که از همه همکاران خواسته شد طرح هایشان را به اطلاع اداره کل برسانند. در بین طرح های ارسالی ایده های جالبی هم دیده می شد. زمانی قرار بود تمامی این طرح ها از طریق وب سایت اداره کل در اختیار همکاران قرار بگیرند. شاید از همکاران اداره کل اصفهان کسی بتواند اطلاعات بیشتری از روند اجرای این کار در اختیارتان قرار دهد.
موفق باشید


Somayyeh Taghiyar
MA of Library & Info. Sci.


برچسب‌ها: خلاقیت
نوشته شده در تاريخ جمعه 1393/06/14 توسط الهه امتی
 

درود دوستان

در شماره ی اخیر مجله ی وزین "نگاه نو" (شماره ی 101 بهار 1393) بخشی ویژه ی آموزش عالی ایران با نگاهی انتقادی تحلیلی اختصاص داده شده که مطالعه ی آن مانند سایر مطالب این مجله، خالی از لطف نیست. به طور خاص مقاله ای با عنوان: 

"قانون خوب + اجرای خوب = دانشگاه خوب" از دکتر مصطفی موسوی استادیار دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران که با زبانی ساده و صمیمی به نقد وضعیت کنونی دانشگاه ها پرداخته است، بسیار جالب و خواندنی است. یعنی سطر سطر این مقاله انگار دارد درد دل ما را بازگو می کند! خواندن این مقاله در عین حال که متأثر کننده است، به نوعی آرام بخش هم هست! از این نظر که در می یابیم تنها ما نیستیم که دچار معضل هایی همچون پایین آمدن کیفیت پایان نامه ها، افتادن در دور باطل پژوهش های تکراری، افزایش بی رویه ی دانشجویان تحصیلات تکمیلی و چندین و چند مشکل دیگر هستیم. جای بسی تأسف است که بگوییم قضیه در سطحی ملی و فرابخشی مطرح است!

ایام به کام

با احترام

لیلا (رویا) مکتبی فرد

برچسب‌ها: آموزش عالی ایران در بوته ی نقد, نگاه نو
نوشته شده در تاريخ جمعه 1393/06/14 توسط الهه امتی

من دنیائی را دوست دارم که درآن صلح باشد، دوستی باشد ، وقتی سلام می گوئید سلامت را نه با اکراه بلکه با محبت پاسخ دهند.

من دنیائی را دوست دارم که نفس ها برای همدیگر بتپد، کلام ها نه برای خودنمائی و ادای روشنفکری بلکه برای محبت از ته دل وبرای همدردی با دردمند گفته شود.

من دنیائی را دوست دارم که کودکی دردمند و بیمار نباشد،هراس بی پولی و بی پناهی  نداشته باشد، درد طلاق و جدایی را نچشیده باشد ازنداری و شغل پدردر گوشه کلاس فرونرفته باشد.

من دنیائی را دوست دارم که کودک بی پناه غزه ، دختران بی گناه نیجریه ، زنان ایزدی و ترکمن عراق شب که سر بر بستر می گذارند غم جنگ و ناامنی نداشته باشند، مردم سیاهپوست کشورهای آفریقائی با داشتن معادن غنی بر اثر بیماری که غرب و اروپا برای آن درمانی نیاندیشیده اند ، در قرنطینه نباشند.

من دنیائی را دوست دارم که انسان ها عدالت را بفهمند، درد دیگران را درد خود بدانند، از مرگ دیگران شاد نباشند،شکنجه و عذاب دیگران برایشان لذت بخش نباشد.

من دنیائی را دوست دارم که در آن هدف ها و خواسته ها  تبدیل به عقده و عقده ها تبدیل به افراطیگری نگردد تا داعشی جدید در جهان رشد نکند.

من دنیائی را دوست دارم که درآن نوشته ها و توصیه ها نه برای دیگران بلکه در ابتدا برای خودمان باشد، رسانه ها حرف از محبت، دوستی و صلح بزنند، فیلم ها موضوع مهربانی داشته باشند،عشق باشد ودوستی.

من دنیائی را دوست دارم که تحصیلات و پژوهش نه فقط برای مدرک و چشم هم چشمی بلکه برای حل مشکل و ارائه راهکار جدید باشد.

من دنیائی را دوست دارم که بزرگداشت ها ، براساس اصول و کارکرد باشد نه رابطه.مشاغل همه ارج نهاده شوند نه صوری ،

من دنیائی را دوست دارم که وقتی ماشین میلیاردی از جلوماشین میلیونی رد می شود لائی نکشد، سبقت غیر مجاز نگیرد.،جاده و خیابان آن امن باشد ،هواپیما ی آن سقوط نکند و اگر هم اتفاقی پیش آمد مسئولین مربوط به آن یا استفا دهند یا حداقل عذر خواهی کنند.

من دنیایی را دوست دارم که مردم آن همه چیز را سیاسی نبینند ، مصرف بجا و به موقع داشته باشند. در دریا ، رودخانه ، جاده و شهر آشغال نریزند،آب را به موقع و کم مصرف کنند(باتوجه به بحران کم آبی) ،نسبت به تخریب درخت ، گل و گیاه شهر و پارک مسئول باشند ، زباله را آشغال و دور ریختنی ندانند ،ادارات و نهادها در مقابل هم تشریک مساعی داشته باشند

من دنیایی را دوست دارم که ....

آمنه پورآقائی – کارشناس ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی –کتابدار دانشگاه خوارزمی تهران


برچسب‌ها: من دنیائی را دوست دارم
.: Weblog Themes By Pichak :.


.

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به وبلاگ زیر چتر علم اطلاعات و داتش شناسی است طراحی : پیچک