بسم الله الرحمن الرحیم رتبه اول وبلاگ نویسی جشنواره شکوفا ***** وبلاگ برگزیده جشنواره پارک وب*****
سایت خدماتی و هنری نایت اسکینابزار های وبلاگ نویسینمایشگر تاریخ به صورت فارسی

ابزار منو ثابت

زیرچترعلم اطلاعات ودانش شناسی
به همراه برگزیده مباحث گروه بحث رشته علم اطلاعات و دانش شناسی

ابزار ار اس اس خوان

 سلام

در راهرو اداره ای نشسته بودم، دانشجویی کنارم نشست، شروع به گفتگو کرد، از اینکه چرا قانون برای همه اجرا نمی شود؟ صحبت از این شد که یکی از همکلاسی های با استعدادش به علت اینکه زمان ثبت نام کارشناسی ارشد، طی مکاتبه ای  از سازمان سنجش سوال کرد که افرادی که مشمول گذراندن طرح اجباری هستند، می توانند در ازمون شرکت کنند؟

 جواب دادند: خیر، در صورت شرکت، و  قبول شدن، امکان ثبت نام در دروه بعد نیست.

 این دانشجو، به خاطر همین شرکت نکرد و همکلاسیانش بدون اعتنا شرکت کردند و قبول شدند و دوره ارشدشان را به پایان رساندند و هیچ مشکلی برایشان پیش نیامد.

خیلی از این حرف ناراحت شدم، پس آن بی گناهی که به قانون احترام گذاشت، باید پشت کنکور بماند و کسانی که قانون را اجرا نکردند، به موفقیت دست یابند؟ و همواره پله های ترقی را بگذرانند.

کلا اجرای قانون کم رنگ شده است، برای عده ای اجرای آن را اجباری می کنند و برای عده ای دیگر، خیر.

 

 

 

رئیس صندوق نوآوری از برنامه این صندوق برای تبدیل پایان نامه ها و رساله های کاربردی به شرکت های دانش بنیان دانشگاهی خبر داد و گفت: در این طرح دانشگاه و صندوق نوآوری به عنوان سهام داران تعیین می شوند.

بهزاد سلطانی در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه حدود ۲۰ درصد پایان نامه ها و رساله های دانشجویان قابلیت تجاری سازی دارد، افزود: صندوق نوآوری و شکوفایی برنامه دارد رساله ها و پایان نامه های کاربردی دانشجویان را حمایت کرده و تبدیل به شرکت های دانش بنیان کند.

وی تصریح کرد: به روسای دانشگاه ها اعلام کردیم تا از طریق دفاتر ارتباط با صنعت رساله ها و پایان نامه های کاربردی دانشجویان را به صندوق نوآوری و شکوفایی معرفی کنند تا صندوق هزینه هایی انجام پژوهش ها را به دانشگاه پرداخت کند.

رییس صندوق نوآوری و شکوفایی خاطرنشان کرد: همچنین از سوی این صندوق سهم ایجاد دانش فنی پژوهش ها نیز تعیین و در نهایت با توجه به سرمایه گذاری صورت گرفته سهام دانشگاه و صندوق مشخص خواهد شد.

سلطانی گفت: در این طرح باید سهام دانشگاه میان استاد و دانشجو تقسیم شود تا دانشگاه در مدیریت شرکت تشکیل شده دخالتی نداشته و تنها سود شرکت به دانشگاه پرداخت شود تا براین اساس  بتوانیم به دانشگاه ها کمک مالی کنیم.

وی عنوان کرد: پیش بینی می کنیم طی سه سال آینده در زمینه تبدیل رساله ها و پایان نامه های  کاربردی دانشجویان به شرکت های دانش بنیان به موفقیت های چشمگیری دست یابیم.

رییس صندوق نوآوری و شکوفایی تاکید کرد: درحال حاضر ۶۰ درصد درآمد برخی از دانشگاه های بزرگ جهان از طریق ایجاد شرکت های دانش بنیان دانشگاهی تامین می شود.

 
 
دکتر سيد حسن اسلامی اردکانی، دانشیار دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری 
کتاب ایران قرار داده به معضلات برخی مقالات علمی که از سوی استادان ارائه می‌شود پرداخته است.
 
 
خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- دکتر سيد حسن اسلامي اردکانی:
زمانی استاد دکتر مهدی محقق در مصاحبه‌ای گفته بود که برخی استادان دانشگاه را می‌شناسد که هنگام استخدام خود گفته بودند که فلان و فلان مقاله را نوشته‌اند و به زودی منتشر خواهد شد. اما بعد از سی سال هنوز آن مقالات ادعایی منتشر نشده است و از این استادان هیچ اثر مکتوبی منتشر نشده است تا بتوان قوت و ضعف علمی آن‌ها را بررسید. با این حال، آنان مراتب ارتقای علمی خود را پیموده‌اند، بی‌آنکه در کارنامه‌شان حتی یک مقاله عالمانه ثبت شده باشد. ظاهراً این استادان، راهی برای پوشاندن بی‌سوادی خود نداشتند، یا بخت آن را نداشتند تا با استفاده از شیوه‌های کارآمد و تازه‌ای، که از برکت آیین‌نامه‌های  وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، گسترش یافته‌اند با کمی هوشمندی و درایت عملی، بتوانند ده‌ها مقاله علمی-پژوهشی را روانه بازار کنند و دهان مخالفانی چون استاد محقق را ببندند.

امروزه راه‌های متعددی برای ارائه مقالات علمی-پژوهشی این قبیل استادان وجود دارد. البته به شرطی که کسی درباره محتوای آن‌ها چند و چون نکند و مته به خشخاش نگذارد. کافی است که در یکی از مجلات دارای رتبه علمی-پژوهشی، مقاله‌ای منتشر شود تا غسل تعمید یافته و بلافاصله از قطعات جورچین یا تقلب و تزویر به مقاله‌ای معتبر و دارای امتیاز تبدیل شود. خوب، یکی از راه‌های رایج برای نوشتن مقالات علمی-پژوهشی، استفاده از همان منطق گندم‌نمایی و جو‌فروشی است که نگارنده در مقاله «فربهی یا آماس؛ تحلیل ساختار مقالات (نا)علمی-پژوهشی در علوم انسانی» (روش‌شناسی علوم انسانی، شماره 74-75، بهار و تابستان 1392) بررسی و تحلیل کرده است. خلاصه این شیوه آن است که استاد فاقد اندیشه و محتوا، بکوشد نوشته‌ای را بزک کند و وسمه بر ابروی کور بکشد و آن را به لطایف الحیلی، که در این جا مجال طرح آن نیست، در یک مجله علمی-پژوهشی منتشر کند. در این جا کاری به این شیوه ندارم.

دومین راه آن است که استادان نیازمند مقالات علمی-پژوهشی، یک مقاله خوب علمی-پژوهشی به زبان‌های دیگر را پیدا کنند و آن را یا خود ترجمه کنند و یا برای ترجمه به دانشجویانشان به عنوان تکلیف درسی بدهند و سپس به عنوان مقاله تألیفی خود در یک مجله دارای رتبه علمی-پژوهشی چاپ کنند. اگر هم حوصله یا دانش زبانی لازم را ندارند، می‌توانند با کمی «تتبع» به سبک قدما، قطعاتی از مقالات خوب فارسی را «اقتباس» یا رونویسی کنند، یعنی همان سرقت خودمان، و سپس تحویل مجلات علمی-پژوهشی بدهند. این بحث را نیز نگارنده در مقاله «چو دزدی با چراغ آید: سرقت علمی در سطح دانشگاهی» (آینه پژوهش، شماره 126، فروردین 1390)، به بحث گذاشته است و دیگر در این جا به آن نمی‌پردازد.

اما سومین شیوه که که اخیراً گسترش قابل توجهی یافته و باب شده و مثل گوشی‌های هوشمند، مشتریان پر و پاقرصی در میان برخی استادان دانشگاه پیدا کرده، عبارت است از آوردن نام خود بر سر مقالاتی که این استادان در آن نقشی واقعی نداشته‌اند. دوست دانشورم رسول جعفریان در یادداشتی به نام «یک تن ضعیف و یک کاروان اسیر»، به مقالاتی اشاره می‌کند که بر سر آن گاه نام پنج نویسنده دیده می‌شود، حال آن که 95% مقاله را تنها یک تن نوشته است. قوت این مقالات در حدی است که گاه آمدن نام یک نفر نیز بر آن زیادی است. جعفریان از این پدیده به مثابه «دکانی» یاد می‌کند که در آن برای این دست استادان منافع کلانی وجود دارد. در این یادداشت نکات متعددی آمده است که، به دلیل قبول آن‌ها، از طرح و تکرارشان می‌گذرم. اما در این جا می‌خواهم فقط یک نکته متفاوت را برجسته کنم.

در آیین‌نامه ارتقای مصوب وزارت علوم، برای ارتقا چهار محور یا معیار در نظر گرفته شده است که عبارتند: (1) فعالیت‌های فرهنگی (2) فعالیت‌های آموزشی (3) فعالیت‌های پژوهشی، و (4) فعالیت‌های اجرایی. هر عضو هیئت علمی مؤسسات آموزشی و پژوهشی برای ارتقای خود در این چهار محور فعالیت خواهد کرد. برخی از این فعالیت‌ها الزامی است، مانند فعالیت پژوهشی، و برخی اختیاری است، همچون فعالیت اجرایی. در محور سوم یا فعالیت‌های پژوهشی، مهم‌ترین نمونه یا شاخص نشر مقالات علمی-پژوهشی است، به‌گونه‌ای که هیچ کس نمی‌تواند بدون داشتن حداقلی از مقالات علمی-پژوهشی منتشر شده یا پذیرش شده، ارتقا پیدا کند. به همین سبب ضرورت وجود مقالات علمی-پژوهشی در رزومه علمی استادان به حدی است که غالباً به این در و آن در می‌زنند و با بهره‌گیری از شیوه‌های درست و، عده‌ای هم، نادرست می‌کوشند هر جوری هست مقالات علمی-پژوهشی برای خود دست و پا کنند. یکی از شیوه‌های جدید که هنوز ابعاد فاجعه‌بار آن چندان آشکار نشده است، نشر مقالات به صورت مشترک با دانشجویان است.

در حالی که شیوه‌های قدیمی، مانند انتحال و سرقت علمی، خطر لو رفتن و بدنامی را برای استاد در پی داشت، و شیوه گندم‌نمایی و جوفروشی یا همان چسب و قیچی، وقت‌گیر بود، این شیوه مطلقاً زحمتی، و فعلاً بدنامی هم، ندارد. کافی است که استاد لطف کند و اجازه دهد نامش بر مقاله دانشجو ذکر شود. از سویی دانشجو موظف است بخشی از رساله خود را در قالب مقاله‌ای علمی-پژوهشی منتشر کند. از سوی دیگر مجلات علمی-پژوهشی مقالات دانشجویی را منتشر نمی‌کنند، مگر آن که نام یک استاد بر آن‌ها باشد. در این وانفسایی که دانشجو درمانده شده و حتی حاضر است پولی بدهد و نام یک استاد را به عاریت بگیرد، برخی استادان از سر بنده‌نوازی و شاگردپروری، مرحمت می‌کنند و نام خود را بر مقالاتی که خود اصلاً ندیده و نخوانده‌اند می‌نشانند. همین جا بیفزایم که مقصودم مقالات واقعاً مشترکی نیست که حاصل تلاش علمی دو یا چند نفر است. بلکه هدف مقالات فزاینده‌ای است که به صورت مشترک منتشر می‌شود، اما در واقع حاصل زحمت یک تن است.

خوب، با فرض این که این مقالات واقعاً مقالات ارزنده‌ای باشند و دانشجویان با تلاشی درخورْ اثری علمی پدید آورده باشند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ در این جا به آفات مختلفی که به ذهن خوانندگان می‌رسد و برخی را استاد جعفریان بیان کرده است، نمی‌پردازم. باز به تضییع حق دانشجویان اشاره نمی‌کنم. فقط یک نکته را بیان می‌کنم و آن اینکه این شیوه اجازه می‌دهد تا برخی نااستادان بدون آن که در طول عمر علمی خود حتی یک سطر مطلب عالمانه و آکادمیک بنویسند، از مرتبه مربیگری به مقام استاد تمامی برسند.
کافی است کسی بدون بُنیه علمی کافی جذب دانشگاه شود. بقیه مسئله حل است. وی هنگام جذب غالباً در مرتبه مربی مشغول به کار خواهد شد. حال اگر او کمی بختیار باشد و بتواند در دوره دکتری درسی بدهد، می‌تواند زمینه ارتقای خود را فراهم سازد. برای این کار، به جای زحمت کشیدن و پژوهش کردن و درس دادن که زحمت دارد و ارج چندانی هم ندارد، وی می‌تواند تک تک دانشجویان را ملزم کند که در زمینه‌ای پژوهش کنند و حاصل پژوهش خود را در قالب یک مقاله علمی-پژوهشی بنویسند و نام او را نیز در کنار نام خود ذکر کنند و در صورت ارائه پذیرش مقاله، نمره آن درس را بگیرند. این شیوه ناجوانمردانه‌ای است که برخی نااستادان در پیش گرفته‌اند و به جای رشد علمی خود، دست به بارکشی از دانشجویان می‌زنند و نمره قبولی را مشروط به ارائه مقالات علمی-پژوهشی می‌کنند. هنگامی که به آن‌ها اعتراض می‌شود، می‌گویند که هدفشان ارتقای علمی دانشجویان است، یعنی می‌خواهند چیزی به دانشجو بدهند که خود فاقد آن هستند. حال، اگر حمل بر اشاعه فحشا نشود، این شیوه را بیشتر خواهم کاوید. بارِی، پس از آن که نااستادانی از این دست موفق شدند دو سه مقاله علمی-پژوهشی مشترک متتشر کنند، چون مهم‌ترین شرط ارتقا فراهم شده است، با فراهم کردن شروط دیگر که آسان است، به مقام استادیاری خواهند رسید. در این مقام فرصت برای مقالات مشترک بیشتر فراهم است و دیگر نیازی نیست که این نااستادان دانشجویان را مجبور به ارائه مقالات علمی-پژوهشی مشترک کنند، دانشجویان خود با سر نزد این نااستادان خواهند آمد و منتشان را خواهند کشید. پس از چند سال و با فراهم شدن چند مقاله علمی-پژوهشی دیگر، این دست استادیاران می‌توانند به مقام دانشیاری برسند و در پی آن با دستانی بازتر و مقالات مشترک بیشتر به مقام منیع استادی خواهند رسید، بی‌آنکه حتی لازم باشد یک مقاله علمی-ترویجی یا حتی عمومی نوشته باشند. چون که از نظر صوری کار آن‌ها کامل است و در کارنامه خود ده‌ها مقاله علمی-پژوهشی دارند. مشترک یا غیر مشترک بودن هم، در این میان نقشی ندارد و در آیین‌نامه ارتقا، قید فردی بودن نویسنده و غیر مشترک بودن نیامده است. این نااستادان، به واقع، عین همان استادانی هستند که، به گفته دکتر محقق، در گذشته وارد دانشگاه می‌شدند و بعد از سی سال هیچ مقاله‌ای نمی‌نوشتند. تفاوت تنها در یک چیز است، به لطف پیشرفت علمی و پیدایش شیوه‌های تازه و به برکت آیین‌نامه ارتقا، این نااستادان کارنامه درخشانی از مقالات مشترک دارند. هرچند خود در عمرشان هیچ ننوشته باشند. از مزایای مادی و معنوی چنین مقالاتی برخوردار خواهند شد. این تصویر اندکی سیاه‌تر شده، اما نسبتاً واقع‌نمایی است از آینده جامعه علمی ما که در آن شاهد برخی استادانی خواهیم بود که به واقع نااستادند و هیچ شایستگی علمی ندارند و اگر وضع به همین سبک پیش برود و چاره‌ای اندیشیده نشود، وضع دردبارتری خواهیم داشت.

از تجربه‌های مستقیم و غیر مستقیم خود آموخته‌ام که به مقالات مشترک بدبینانه بنگرم و آن‌ها را جدی نگیرم. خود نیز تا جایی که توانسته‌ام در برابر درخواست دانشجویان مبنی بر نشر مقالات مشترک، به‌ شدت مقاومت کرده‌ام و اگر هم جایی مقاله‌ای مشترک داشته‌ام، آن را به مثابه کار علمی خود قلمداد نکرده‌ام و بر آن تکیه نداشته‌ام. در این جا نیز به همکارانم  پیشنهاد می‌کنم در صورتی که نگران آبرو و اعتبار علمی خود هستند، نسبت به مقالات مشترک و آمدن نامشان حساسیت نشان دهند و در قبال درخواست‌های مصرانه، و گاه به‌حق، دانشجویان مقاومت کنند، یا دست کم نکات زیر را در نظر بگیرند:
یک. هرگز، هرگز نامشان را بر مقالاتی که در آن نقشی نداشته‌اند، ثبت نکنند، چه قصد خیر داشته باشند و چه نیازمند امتیاز آن باشند. اگر هم ضرورت اقتضا کرد، مقالات را بخوانند، اصلاح کنند، تکمیل کنند و در آن‌ها تغییرات معناداری دهند تا نام «مشارکت» بر آن‌ها صادق آید.
دو. بکوشند تا نامشان پس از نام دانشجویان بیاید. اگر ضرورت اقتضا می‌کند که نام استاد ذکر شود، لازم نیست که این نام حتماً اول باشد. به‌واقع، این قبیل مقالات کار دانشجویان و ماحصل زحمات آنان است و رذیلانه است که یافته‌های آنان عمدتاً به نام دیگری ثبت شود و نام او در آغاز بیاید، به تعبیر حضرت امیر مؤمنان علی (ع) «فجناه ایدیهم لا تکون لغیر افواههم» (نهج البلاغه، خطبه 232).
سه. و مهمتر از همه آن که استادان واقعی به این مقالات دلخوش نمی‌کنند و اصولاً آن‌ها را جزو کارنامه علمی خود نمی‌شمارند. هر مدرس و عضو هیأت علمی باید به اندازه کافی کار تألیفی و مقالات علمی-پژوهشی فردی، مستقل و غیر مشترک داشته باشد، تا به اعتبار آن‌ها ارتقا یابد و اعتبار علمی پیدا کند و اگر هم مقالات مشترکی بعد منتشر کرد، جزو آن نااستادانی قلمداد نگردد که بی‌رنج و زحمت علمی و با تکیه بر دستاوردهای دانشجویان به جایی که شایسته آن نیستند، می‌رسند. حکایت این نااستادان حکایت آن شعر است که «پدر که ناخلف افتد پسر چه کار کند؟»

در برابر این پیشنهادها به همکارانم، نکته‌ای را نیز به دانشجویان یادآور شوم. برخلاف این رویه رایج که باید نام استاد در کنار دانشجو ذکر شود، ظاهراً این رویه مستند قانونی ندارد و در آیین‌نامه تعیین اعتبار نشریات علمی کشور، مصوب 8/11/1390، سخنی از ضرورت ذکر نام استادان در کنار مقالات علمی-پژوهشی دانشجویان نیامده است. لذا هم دانشجویان می‌توانند دربرابر این رویه شیوه مناسبی در پیش بگیرند و هم مجلات علمی-پژوهشی به جای گسترش این سنت سیئه و تأکید بر ضرورت ذکر نام استادان، باید بکوشند اعتبار مقالات را، فارغ از نام نویسندگان، بررسی و در صورتی که واجد شرایط نشر بود منتشر کنند. بدین ترتیب، در صورتی که استادان واقعی نگران اعتبار علمی خود باشند، دانشجویان به حقوق خود وقوف پیدا کنند و مسئولان نشریات به اعتبار درازمدت مجلات خود بیندیشند، شاید بتوان در برابر این ترک‌تازی نااستادان مقاومت کرد و مانع فرومردن چراغ علم در این کشور شد. در واقع، اگر هم کورسویی از علم برجای مانده باشد، حاصل کار آن استادانی است که ذهنی کوشا، زبانی گویا، و قلمی نویسا دارند و فارغ از نام و ننگ و با افتادگی تمام به کار خویش مشغولند و به جای کسب اعتبار از طریق دانشجویان با کار خویش به آن‌ها اعتبار می‌بخشند. اما اگر اینان بروند چه خواهد شد؟

 

سلام به همه همراهان خوبم

امروز به خاطر درد شدید یکی از بستگانم، به متخصصین مختلف مراجعه کردم، بعضی ها که به خاطر کلاس گذاشتن اگر قرار است نوبتی بدهند، برای چند ماهه دیگر نوبت می دهند، در حالی که در همان زمان فردی با یک نامه، پذیرش می شود. از تعهد یک پزشک به دور است که اگر وقت دارد، بیمار اورژانسی را پذیرش نکند. خلاصه به متخصص دیگر مراجعه کردم، پزشک متعهدی که همه بر طبق نوبت و شماره دهی پذیرش می شدند.

این روزها دیگر عادت کردم، عادت کردم به اینکه تمام تبعیض های اطرافم را ببینم، اما چشمانم را ببندم، ببندم تا نبینم. این روز ها کمتر ریاستی است که بدون اینکه تو را بشناسد، برایت وقت بگذارد، همه یک نامه و آن نامه معرفت کیست را می خواهند. چقدر بد که این همه تلاش کنی و درس بخوانی، آخرش جایی که افراد بر حسب شایسته سالاری پذیرش شوند، نباشد و یا اگر هست، کم است. چقدر بد که تقوای روسای سازمان ها، آنقدر کم شده است و یا اصلا تقوایی ندارند، که نیروی انسانی دارد تلف می شود. نیروی انسانی که اگر بر حسب شایسته سالاری جذب می شد، الان ما این همه آدم هایی که اصلا حقشان نیست، پشت میز بنشینند، مشاهده نمی کردیم. منشی ها دیگر به جای ریاست تصمیم می گیرند، یک طوری که منشی اگر دلش بخواهد، می تواند مراجعه کنندگان را به قول خودش بپیچاند، و نگذارد لحظه ای با ریاست ملاقات داشته باشد. این اتفاق درست چند روز پیش برایم افتاد که ریاستی ساعت خاصی به من وقت داد، در حالی که به منشی می گفتم که فلان ساعت من وقت دارم، راهی ام نکرد و بالاخره ریاست خودش با عجله از اتاق بیرون آمد، و من کارم را انجام دادم. اینطور ریاست ها ما کم داریم. در دلم گفتم شانس آوردم، طرف مقابل آدم درستی است، وگرنه کارم لنگ می ماند.

وارد هر سازمانی که می شوم، می بینم، خودشان با هم نزاع دارند، آن یکی را می بینی، دختر فلانی است، رشته اش اصلا مرتبط با کارش نیست، ولی خب دیگر آشنا بازی همه کارها را به پیش می برد. این یکی را می بینی، همسر فلان شخصیت است، تحصیلات چندانی ندارد، ولی خب مشغول به کار شده است. خدایا من چشمانم را به روی همه اینها می بندم، چقدر سخت است، ببینی.

دانشجویی را می بینم، حتی یک مقاله علمی پژوهشی ندارد، تنها یک مقاله پایان نامه اش به برکت وجود استادش که عضو هیات تحریریه است در نوبت چاپ است یا به برکت وجود استادی که یکی از آشنایان هیات تحریریه است، چاپ شد، و حالا به برکت وجود استادش، نامه ای در دستش است، برای عضو هیات علمی معرفی شده است.

پس آنان که خودشانی تلاش می کنند، جایشان کجای این عالم است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

چکیده

ابزارهای مدیریت منابع به نرم‌افزارها یا برنامه‌های کاربردی اطلاق می‌شود که برای ذخیره و مدیریت استنادهای کاربران و یا ایجاد کتاب‌شناسی برای آنها طراحی شده‌اند. با این حال، این ابزارها به هیچ وجه مشابه هم نیستند و اغلب از لحاظ ویژگی‌هایی نظیر مدل توزیع (مبتنی بر وب، قابل نصب بر روی رایانه و غیره)، رایگان یا انحصاری متفاوت هستند. بنابراین، قبل از انتخاب هر یک از این ابزارها، بررسی امکانات هر یک بسیار ضروری است .(Ayala  et al, 2011; Ven  et al, 2008;  Tavasoli and Omati, 2014 )

از میان تعداد زیادی از نرم افزارهای مدیریت استناد موجود، ابتدا هفت محصول محبوب انتخاب شده اند که با جزئیات بیشتری در این مقاله توضیح داده می شوند و یک نمای کلی از ویژگی های اساسی آنها ارائه شد. ویژگی های مورد اشاره، تنها معیار انتخاب یک نرم افزار مدیریت استناد نیست؛ سهولت استفاده، ثبات، قیمت و پشتیبانی در دسترس، عواملی هستند که به همان اندازه مهم هستند(2014  et al,  Fenner). نرم افزارهای مدیریت استناد معروف شامل End Note Mendeley، Zotero، RefWorks، Papers، JabRef ،CiteULike بودند.

 

چکیده

با استفاده از نرم افزارهای مدیریت مراجع، استخراج، جمع آوری، سازماندهی و مدیریت منابع اطلاعاتی پژوهش های محققان به سرعت انجام می شود، و این امر موجب صرفه جویی در وقت پژوهشگران خواهد شد. هدف این مطالعه شناسایی نرم افزارهای مدیریت مراجع که مورد استفاده مکرر محققان قرار می گیرند، است. مطالعه حاضر، از نوع کاربردی است و  با جستجوي کلید واژه های مختلف مرتبط با موضوع پژوهش و  مرور منابع موجود در  بانک های اطلاعاتی مختلف، تدوین یافته است. از میان تعداد زیادی از نرم افزارهای مدیریت مراجع موجود، ابتدا نرم افزارهای محبوب انتخاب شده اند که با جزئیات بیشتری در این مقاله توضیح داده شدند. نرم افزارهای مختلفی چون EndNoteWeb،EndNote،،Zotero،Mendeley،RefWorks،BibDesk،JabRef،Papers،Qiqqa،Bookends،Connotea،CiteULike، BibTeX BibSonomyمورد بحث و بررسی قرار گرفتند. در نهایت پیشنهاد  شده است با توجه به تنوع نرم افزارهای مدیریت مراجع، کتابداران و متخصصان اطلاع رسانی باید تلاش کنند، تا متناسب با نیازهای محققان، به معرفی و آموزش این نرم افزارها بپردازد و کارگاه هایی جهت آموزش و استفاده از این نرم افزارها  بر گزار کنند.

واژگان کلیدی: نرم افزار، مدیریت مراجع، مدیریت استناد، اند نوت، بیب تکس

الهه امتی، 1394، ماهنامه عصر فناوری

 

چکیده

پویش و تجسس مختصری در وب ­سایتهای کتابخانه­ دانشگاهی، نشان داد که RefWorks, EndNote ،Zotero هم­اکنون محبوب­ترین نرم­افزارهای مدیریت مرجع هستند که ارتقا یافته و پشتیبانی شده هستند. موارد فوق به کاربران این امکان را می­ دهد تا هزاران مراجع را در پایگاه داده­ خود وارد کنند و به هر سبکی که می­ خواهند تغییر فرمت دهند و دارای قابلیت ارجاع آنچه نوشته­ شده است، هستند. تفاوت اصلی در مسئولیت پرداخت هزینه جهت دسترسی به نرم ­افزار، نهفته است. اگر اینترنت از لحاظ مقایسه­ چگونگی به کارگیری توسط مؤسسات دانشگاهی مورد بررسی قرار داده شود، به نظر می ­رسد که اکثریت، هزینه­ EndNote را بر عهده­ کاربر می­ گذارند، هرچند که بیشتر دانشگاهها تخفیف­های آموزشی نیز ارائه می­ دهند؛ این بدین معنا نیز است که وقتی یک نسخه روز آمد به بازار ارائه می­ شود، این وظیفه­ کاربر است که آن را خریداری کرده و نصب کند. از سویی دیگر، RefWorks ، با مجوز  موسساتی به فروش می­رسد (هرچند کاربران شخصی می­ توانند مجوزی به مبلغ سالانه 100 دلار خریداری کنند) و با قیمت مشخصی در کتابخانه قرار داده می­شوند. به منظور نمایش بازگشت سرمایه­­شان (یعنی، افزایش مستمر در آمار کاربری)، کتابخانه ­ها باید منابعی را برای بازاریابی و آموزش اختصاص دهند. در این مطالعه مزایا، موانع و دیدگاه کتابداران در خصوص نرم افزارهای مدیریت مرجعی چون  RefWorks، EndNote، Zotero، Mendeley مورد بررسی قرار گرفت.

کلید واژه ها: نرم افزارهای مدیریت مرجع، RefWorks، EndNote، Zotero ،Mendeley

 

 الهه امتی، ماهنامه عصر فناوری،1394



[1] Institutional License

 

 

چکیده:

روش اولیه وب سنجی برای تخمین تاثیر آنلاین یک سازمان  شمارش پیوندها به آن وب سایت است. شمارش پیوندها از طریق موتورهای جستجو برای بیش از یک دهه در دسترس بوده است، اما این مسئله تا آخر سال 2012 به پایان رسید، که با خاتمه آن، جایگزینی می بایست برای آن تعیین می شد. این مقاله شمارش پیوند را با دو  روش جایگزین مقایسه خواهد کرد: استناد URL و اشارات عنوانی سازمان. انواع متنوعی از این روش ها نیز معرفی شده اند. سه روش از طریق یاهو با هم مقایسه شده اند. دو روش از این سه روش (استناد URL و اشارات عنوانی سازمان) نیز با استفاده از بینگ با یکدیگر مقایسه شده اند. شواهد از یک مطالعه موردی در مورد 131 دانشگاه انگلستان و 49 کتابخانه و گروه های علم اطلاعات آمریکا نشان می دهد که تخمین شمارش یافته های بینگ برای جستجوهای عنوان محبوب برای تحقیقات وب سنجی مفید نبوده، اما تخمین شمارش یافته های یاهو برای هر سه نوع جستجو و تخمین شمارش یافته های استناد URL بینگ به نظر سازگار می آیند. برای شمارش دقیقURL، نتایج هر سه روش در یاهو و هر دو روش در بینگ از سازگاری برخوردار هستند. چهار نوع عامل دقت نیز معرفی و تعریف گشته اند: پوشش موتور جستجو، تنوع بازیابی موتور جستجو، ناهنجاری های بازیابی موتور جستجو، و تعدد معانی  درخواست.

 

الهه امتی، الهام امتی، 1393، ماهنامه علم الکترونیک و کامپیوتر

 

 

چکیده:

RM  ها (نرم افزارهای مدیریت مرجع ) به طور گسترده ­ای توسط محققان در علوم طبیعی، بهداشت و سلامت استفاده می­ شوند. کتابداران، اغلب درخواست ارائة پشتیبانی برای این محصولات را دارند. مطالعة حاضر، چهار نرم افزار مدیریت مرجع برجسته را: CiteULike، RefWorks، Mendeley و Zotero، از نظر ویژگی­های ارائه شده، دقت و صحت کتابشناسی که آنها ایجاد می­ کنند، مقایسه می­ کند. برای بررسی انتقال داده و ویژگی­های مدیریت داده RM ها، چهارده مرجع از هفت پایگاه اطلاعاتی کتابشناختی به درون هر نرم افزار مدیریت مرجع با استفاده از ویژگی­های خودکار، در هر زمان که ممکن بود، وارد شدند. برای آزمون صحت اسناد، کتابشناسی این منابع یا مراجع در پنج سبک مختلف ایجاد شد. نویسندگان دریافتند که RefWorks مراجع دقیق­تری ایجاد می­ کند. دیگر نرم افزارهای مدیریت مراجع، نقاط قوت متفاوتی ارائه دادند: CiteULike در سادگی و شبکه­ های اجتماعی، Zotero در سهولت وارد کردن خودکار و Mendeley، در مدیریت PDF. در نهایت، انتخاب نرم افزار مدیریت مرجع، باید بازتابی از نیازها و عادات کاری کاربر باشد.

ترجمه الهه امتی ، الهام امتی،ماهنامه علم الکترونیک و کامپیوتر،1393


 

چکیده:

نرم افزارهای مدیریت مراجع، بیشتر از 20 سال است که توسط محققان مورد استفاده قرار می گیرند تا  نویسندگان بتوانند مراجع را یافته، ذخیره و سازماندهی کنند و مقالات علمی بنویسند. ابزارهای مشترک مبتنی بر وب که اخیراَ توسعه یافته است، باعث به وجود آمدن ویژگی های جدید و مدیریت مراجع جدید شده است. این توسعه ها، مراجعی که ما مورد استفاده می دهیم و چگونگی استفاده از  آن ها را تغییر داده است.

کلید واژه: مدیریت مرجع، وب 2 ، استناد



ترجمه: الهه امتی، ماهنامه علم الکترونیک و کامپیوتر

چکیده:

کتابداران و محققان مدت طولانی است که از سیستم های مدیریت استنادی به عنوان ابزار تحقیقی برای کمک به محققین جهت سازماندهی کارهایشان، بهبود گردش کار و نهایتاً صرفه جویی در زمان، استفاده کرده اند. برای سال های بسیار، RefWorks در بسیاری از بخش های کانادا به عنوان ابزار مدیریت استنادی غالب، پذیرفته شده بود : رشد این محصول و یکپارچگی آن با بسیاری دیگر از منابع اطلاعاتی تحقیقی کاربران را مطمئن می ساخت که این محصول می تواند به خوبی با این منابع کار کند. در هر صورت، تعدادی از رقیب ها اکنون ابزار مدیریتی جدیدی را ارائه کرده اند که به قدرت RefWorks بوده است، اما ویژگی های جدیدی برای کاربر فراهم می کند، بنابراین مقایسه و رقابت با RefWorks که پیش از بقیه است را تضمین می کنند. این مقاله RefWorks, Zotero, WizFolio و Mendeley را بررسی می کند که سیستم های محبوب مدیریت استنادی هستند که یا دارای پیشینه کاربری طولانی هستند یا اکنون در حال کسب قدرت در حوزه های آکادمیک کانادایی هستند. برای مقایسه ان ابزار ها، امکانات ورودی، سازماندهی ، جست و جو،یادداشت نویسی، کار آرایی اشتراکی آن ها بررسی شدند. این مقاله برای کتابداران و محققانی که یک جایگزین برای سیستم های مدیریتی استنادی در سطح فردی یا سازمانی را در نظر دارند، مفید و جالب خواهد بود.

 ترجمه:الهه امتی،الهام امتی،اکرم علی پور، ماهنامه علم الکترونیک و کامپیوتر،1393


 
یک استاد ادبیات فارسی با تاکید بر لزوم بازنگری در ترجمه های موجود از متون کلاسیک فارسی و به روز رسانی آن گفت: مترجمان امروز بیشتر دنبال متون کم حجم و سبک هستند و نبود مترجم قابل در این کار حس می‌شود.

یدالله جلالی پندری استاد زبان و ادبیات فارسی در گفتگو با خبرنگار مهر با تاکید بر لزوم بازنگری و تجدید نظر در ترجمه های موجود از متون ادبی کلاسیک فارسی اظهار کرد: ترجمه متون کلاسیک فارسی مانند غزلیات حافظ یا اشعار مولانا نیاز فرهنگی امروز جامعه ما به شمار می رود اما این اتفاق نیاز به الزاماتی دارد که مهمترینش وجود مترجم خبره است که به هر دوزبان مبدا و مقصد آگاهی داشته باشد.

وی ادامه داد: مشکل اصلی ما در حوزه ترجمه که باعث شده تنها ترجمه های موجود از متون کلاسیک ما، ترجمه های مستشرقین باشد این است که عمده مترجمان موجود ما در هر دو زمینه لازم برای ترجمه ضعف دارند. یعنی در مواجهه با متون ادبی کلاسیک نه از این متون اطلاع درستی دارند و نه به زبان مقصد واقف هستند و لذا در نهایت خلق ترجمه تازه ای را ندیده ایم.

این استاد زبان فارسی تصریح کرد: از سوی دیگر باید به این مساله نیز واقف بود که متون ادبی کلاسیک فارسی را نمی توان به صورت کامل ترجمه کرد و نمی شود انتظار داشت که زیبایی آنها به صورت تام و تمام در ترجمه منتقل شود. مثلا همه بر این مساله اذعان دارند که ترجمه فیتس جرالد از رباعیات خیام یک ترجمه آزاد است. این ترجمه تنها بر پایه ذوق هنری او شکل گرفته است و نثر آن با آنچه خیام در رباعایتش آورده، متفاوت است. اما با این حال این روزها آدمی هم مانند او نمی شود پیدا کرد که بخواهد و بتواند دست به ترجمه متون کلاسیک ما بزند.

جلالی پندری همچنین گفت: با توجه به تحولات شکل گرفته در ساختار زبان و ادبیات فارسی و سایر زبان ها در دنیا لازم است که در ترجمه های موجود از متون کلاسیک ادبیات فراسی بازنگری شود اما متاسفم که باید بگویم مترجمان به ویژه مترجمان جوان به این مساله علاقه زیادی نشان نمی دهند. آنها بیشتر از هر چیز دنبال متون سبک و کم حجم و راحت هستند. بنابراین مساله پیدا کردن مترجم قابل برای قدم گذاشتن در این راه کماکان پیش روی ما است.

 

 

اشتباهات ما در نمایش تولید علم در گفت‌و‌گو با دکتر آخوندزاده

پایگاه استنادی علوم جهان اسلام جامعه علمی را به سمت خودشیفتگی برد

همیشه یا از این سوی بام می‌افتیم یا از آن سوی بام. یا مقالات ISI را کاغذهای به دردنخور می‌دانیم تا قصور داخلی را توجیه کنیم یا چنان شیفته آن می‌شویم که فراموش می‌کنیم و گاهی هم خود را به ندانستن می‌زنیم که تولید علم، صرفا تولید مقاله نیست! همین وضعیت سبب می‌شود هیچ تعریف درستی از رتبه تولید علم به تفکیک معیارها، شتاب تولید علم و انتظارات واقع‌بینانه از تولید علم ارائه ندهیم.

 

به گزارش خبرنگار علمی ایسنا، در بررسی وضعیت تولید علم یک کشور، شاخص‌های مهمی در جهان از جمله شاخص تأثیر، شاخص آنی، H index و SJR مطرح هستند که «تولید مقاله» صرفا یک شاخص پررنگ شده برای ما و «تولید مقاله کیفی و پراستناد»، شاخصی مهم برای کشورهایی است که در رقابتهای علمی و فناورانه و نیز تولید ثروت از علم، سر برافراشته و با «بودجه تحقیقات» از برج علم و فناوری خود مراقبت می‌کنند.

صاحبنظران علمی به استناد پژوهشی که دکتر زلفی‌گل و همکارانش انجام داده‌اند، تعاریف متقنی از تولید علم ارائه کرده‌اند که از جمله مهمترین معیارهای آنها، تعداد مقاله، رجوع و استناد بین‌المللی به مقالات، تعداد مقالات منتشره در مجلات معتبر بین‌المللی و مجلاتی که دارای هیات تحریریه جهانی هستند، داشتن نوآوری و ایده جدید مقالات در سطح بین‌المللی، کاربردی بودن نتایج مقاله در بازار مصرف و ثبت اختراع، همکاری بین‌المللی در سطح جهانی در تولید مقالات و ... است که ماحصل آنها بر این نکته تاکید دارد که «ارزش علم به نشر آن است و اگر علم در سطح جهانی منتشر نشود، اثرگذاری آن کم می‌شود و به گسترش مرزهای دانش‌ منجر نخواهد شد.»

از سویی دیگر، کمی‌گرایی بدترین ضربه را به تولید علم می‌زند؛ این که به قول دکتر آخوندزاده، قائم‌مقام معاون تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت،‌در هر شهر و حتی شهرکی،‌یک دانشکده بزنیم، همه جا دانشجوی دکتری داشته باشیم، در دانشگاهی که استادی با مدرک دکتری ندارد، اصرار بر پذیرش دانشجوی دکتری داشته باشیم، برای ارتقا و اخذ نمره پایان‌نامه، مسابقه تولید مقاله بگذاریم، به بسترهای سخت‌افزاری تولید علم بی‌توجه بوده و آن گاه انتظار هم داشته باشیم مقاله با کیفیت تولید کنیم، در منطقه اول شویم، شتاب تولید علم ما هم صرفا به خیال تولید مقاله حفظ شود، اصلا منطبق با واقعیت‌های دنیای در حال رقابت علم و فناوری نیست و حاکی از نداشتن استراتژی مناسب ما در تولید علم بوده و همان بلایی است که سیاسیون بدون کمک مالی، بر سر علم آوردند.

ادامه مطلب

 

طی روزهای گذشته دو مقاله در صحنه عمومی درباره مقالات ISI منتشر شده است.  در مقاله اول آقای  دکتر شاهین آخوندزاده می کوشد  تا نشان دهدکه ISI  و پایگاه استنادی علوم جهان اسلام، « با نشان دادن نیمه پرلیوان جامعه علمی را به سمت خودشیفتگی برد و به نادرست رشد تولید مقاله را رشد تولید علم در کشور معرفی کرد». درمقاله دوم آقای مرتضی رضائیان  با نقل مطلبی از آقای دکتر مهراد و با  نقل بریده هایی از گفته ها یا نوشته های دیگران، نتیجه گرفته است که استیضاح وزیر علوم و برکناری او به عنوان بانی کاهش رشد تولید علم ( کاهش رشد تولید مقاله) در ایران کاری درست و رسانه ای کردن بورسیه های باصطلاح غیرقانونی با پیامد کاهش تولید علم در ایران نادرست بود. ( متن کامل هر دو مقاله در انتهای متن همین پیوند آورده شده است).

            کتابداران که اولین حرفه مندان طرح بحث ISI  به صورت نظری در نشریات عمومی و حرفه ای هستند و همانها نیز با شکل دهی به پایگاه استنادی علوم جهان اسلام، یک بحث نظری را به صحنه عمل کشاندند، ضمن رضایت نسبی از مسیری که طی شده، از برداشتهای ناهمخوان با بنیان های قضاوت رشد علم بر اساس رشد تولید مقالات  حیرت زده شده اند.

            در مقاله ای که در بهمن و اسفند سال 1361 در مجله نشر دانش با عنوان کتابسنجی در موضوع اهمیت استناد های مقالات منتشر شد،  برای استناد ها دو بعد کمی و کیفی معرفی کردم. قطعه ای از آن نوشته که بنیانهای نظری برقرار ارتباط بین رشد مقاله به رشد علم را موجه می کند در اینجا نقل می شود.

ادامه

 
رضا منصوری-استاد فیزیک دانشگاه صنعتی شریف

توافق ایران با ١+٥ رویدادی تاریخی خواهد بود که تاریخ‌شناسان در آینده تحلیل‌های بسیاری از آن ارائه خواهند کرد و به‌عنوان شروع دوران مدنیت نوین در ایران به تبع انقلاب اسلامی و پس از دوره خردگریزی احمدی‌نژادی، از آن یاد خواهند کرد. در این هیچ شکی ندارم؛ اما با شروع دوران خردگرایی تاریخی، نباید انتظار رونق اقتصادی یا حتی رشد علمی سریع داشت. برای این اتفاق هنوز بلوغ مدنی بسیاری لازم است. تا الان فقط می‌توان گفت خرد مدنی مدرن مبتنی بر علم، بر خرافه‌گرایی غلبه کرده است؛ اما خرد مدنی بدون بلوغ سیاسی می‌تواند مشکلات بسیاری را در اجرا پدید آورد. دولت‌های ما کمتر از دولت احمدی‌نژاد، در اجرا موفق بوده‌اند و این کمبود موفقیت را نمی‌توانم فقط به حساب خردمندی در محیطی نابخردانه بگذارم که متأسفانه بعضی از دولتمردان کنونی مایلند سختی امور را در این مسئله ببینند. علم در ایران بیمار است. من که خود بانی سیاست تشویق مقاله‌نویسی بین‌المللی در ایران بوده‌ام و بیش از ٣٠ سال است آن را پایش می‌کنم، با کمال اطمینان می‌گویم موضوع رشد کمّی علم باعث شده است از حرکت جدی علمی باز بمانیم. هنگامی که سیاست‌های دولت نهم و دهم را در این حوزه نقد می‌کردم، به‌وضوح شروع سقوط علمی ما دیده می‌شد. ما علم را به دست وزارت علوم و به نام رشد علمی، اما مبتنی‌بر آمار نادرست، به سقوط کشاندیم. حضور جوانان بااستعداد در دانشگاه‌های‌مان را به فرار رساندیم؛ آن هم نه فقط به اروپا و آمریکا که اکنون «کشورهای بریکس» هم مغزهای ما را به استخدام درمی‌آورند. (بریکس یا BRICS نام گروهی به رهبری قدرت‌های اقتصادی نوظهور است که از به‌هم‌پیوستن حروف اول نام انگلیسی کشورهای عضو یعنی برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای ‌جنوبی تشکیل شده‌ است.) در مقابل، دارالعلم را به نوانخانه‌ای تبدیل کرده‌ایم برای برخی میان‌مایگان و کم‌مایگانی که حاضرند به هر آیین‌نامه‌ای تمسک جویند تا جای پای خود را محکم کنند و لقب استاد بگیرند. دراین‌میان، دیگر کسی خریدار خلاقیت و جدیت و اخلاق نیست. ما دانشگاه‌ها را به نوانخانه‌هایی آموزشی برای گروهی خاص تبدیل کرده‌ایم. این سیاست علمی دولت نهم و دهم بود که دولت یازدهم هم هنوز متوجه آن نیست و در رفع آن ناتوان بوده است.  اکنون توافق هسته‌ای ایران را در دسترس داریم. توان فناوری هسته‌ای به توان علمی تبدیل نشده است و نمی‌تواند بشود. ما علوم را به آموزشی دستِ سوم در سطح جهان فروکاسته‌ایم. کافی است به یکی از کنفرانس‌های بین‌المللی که دستاوردهای علمی در آن به بحث گذاشته می‌شود، برویم. من هنگام اعلام بیانیه وین، در یک چنین کنفرانسی بودم. از پیشرفت‌های تجیهزاتی و دقت‌های اندازه‌گیری و به تبع آن کارهای نظری در مقایسه با حضیض تصور علم در ایران و استادلقبانی که برای پشیزی حاضرند به هر تعداد، دانشجوی مثلا دکترا بپذیرند و بعد هم آنها را در دانشگاه استخدام کنند، شرمگین شدم. خادمی را میراث خانوادگی داشتیم، اما این یکی از کجا سردرآورد! حوزه علمیه ما که این‌چنین نبوده است. من چشم‌اندازی در دولت یازدهم و احتمالا دوازدهم برای تحکیم معنای خردمندانه‌ای از علم مدرن و حضور جدی ایران در علم جهانی نمی‌بینم؛  اما توافق اجازه می‌دهد سازمان‌های مردم‌نهاد و دانشگران به‌صورت انفرادی به علم جهانی وصل شوند و در‌این‌میان شاید بعضی از مدیریت‌های علمی ایران هم به این درک درازمدت برسند که نجات ایران در درک علم جهانی است. 

اگر همین نوع علم از جنس علوم انسانی مدرن بر جو مذاکرات غالب نبود، معلوم نیست ما الان کجا بودیم. تنها امیدم به آن ‌درصد کم از دانشگرانی است که نفس علم مدرن را بر تمام امتیازهای نازل دانشگاهی و اجتماعی در ایران ترجیح می‌دهند و در شرایطی که مدیریت علمی کشور بدون راهبرد اجرائی درازمدت درگیر چالش‌های سیاسی روز است، به‌دنبال ارتباط علمی جهانی‌اند تا علم ایران بیش از این نخشکد. بله! درست نیست بگوییم رشد علمی ایران دارد کم می‌شود، بلکه باید گفت ریشه علم ایران، که در دولت نهم و دهم خشکانده شد، هنوز در دولت یازدهم فرصت آبیاری هم پیدا نکرده است. توافق هسته‌ای فرصتی است برای تحول علمی در شرایط بسیار سخت علمی کشور، اما نه به دست دولتمردان، بلکه به دست درصد اندک دانشگرانی که به کشور و به علم اهمیت می‌دهند.

 
اشعری در همایش «حساب کتاب»:
 
مدیرعامل باغ کتاب در همایش اقتصاد نشر کودک و نوجوان گفت: قرار است در باغ کتاب تهران یک کلینیک کتاب درمانی ساخته شود، همچنین با شهرداران کلانشهرها وارد گفتگو شده‌ایم که در هر کدام از این شهرهای بزرگ یک باغ کتاب ساخته شود. امید که در آینده نزدیک، در مرکز هر استان یک باغ کتاب وجود داشته باشد.

 

مدیرعامل باغ کتاب در همایش اقتصاد نشر کودک و نوجوان گفت: قرار است در باغ کتاب تهران یک کلینیک کتاب درمانی ساخته شود، همچنین با شهرداران کلانشهرها وارد گفتگو شده‌ایم که در هر کدام از این شهرهای بزرگ یک باغ کتاب ساخته شود. امید که در آینده نزدیک، در مرکز هر استان یک باغ کتاب وجود داشته باشد.

 علی‌اکبر اشعری، مدیرعامل باغ کتاب در همایش یکروزه اقتصاد نشر کودک و نوجوان که امروز چهارم آذر ماه در انجمن فرهنگی ناشران برپا است، گفت: تا زمانی که به همین میزان توزیع و شمارگان کتاب راضی هستیم وضع نشر کتاب کودک و نوجوان بهتر از این نمی شود، باید به این فکر کنیم که چطور می توان یک تحول اساسی در بازار نشر پدید آورد.

یکی از دغدغه‌های اصلی هر کس که در حوزه فرهنگ کار می‌کند، در مواجهه با مقوله هایی چون نمایشگاه کتاب تهران این است که چرا این نمایشگاه فقط در یک هفته برگزار می‌شود؟ چرا مکان ثابتی وجود ندارد که مردم همه سال بتوانند به آن مراجعه کنند. همه این چراها ما را بر آن داشت که در سال ۱۳۸۳ به فکر ساخت و طراحی باغ کتاب تهران باشیم تا مکان ثابتی در تهران وجود داشته باشد که به نمایشگاه و فروشگاه دائمی کتاب تبدیل شود و کاستی‌های نمایشگاه کتاب را برطرف کند.

اشعری به بخش‌های گوناگون باغ کتاب تهران اشاره و بیان کرد: یک بخش به کتاب‌های عمومی اختصاص دارد، ۱۶ هزار متر در نظر گرفته شده، ما ۱۶ موضوع اصلی را مدنظر داشته و کتاب های عمومی را در این ۱۶ موضوع طبقه‌بندی کرده ایم. در طول سال مردم می توانند به بخش کتاب های عمومی باغ کتاب مراجعه کنند، کتاب های مورد نظر خود را ورق بزنند و در صورت تمایل خریداری کنند. همچنین مشاورانی در این بخش حضور دارند که مخاطبان را راهنمایی می کنند، جدیدترین آثار را به آنها معرفی می کنند و با آنها درباره کتاب های پرفروش صحبت می کنند.

یک نوع معرفی کتاب دیگر هم در این بخش وجود دارد و آن اینکه به مناسبت تولد یا بزرگداشت هر شاعر و نویسنده، مجموعه آثار او را به نمایش می گذاریم.

مدیرعامل باغ کتاب بخش کودک و نوجوان را یکی دیگر از قسمت های این باغ دانست و افزود: ما همچنین ۸ هزار متر فضا را به گروه سنی کودک و نوجوان اختصاص داده و این گروه را به ۴ رده سنی صفر تا ۵ سال، ۵ تا ۸ سال، ۸ تا ۱۲ سال و ۱۲ تا ۱۶ سال تقسیم کرده ایم. در داخل این گروه‌بندی سنی، طبقه‌بندی موضوعی هم وجود دارد.

به گفته اشعری، یکی از تفاوت‌های بخش کودک با بخش بزرگسال این است که در بخش کودک و نوجوان باغ کتاب همه مجلات مربوط به این گروه سنی وجود دارند، اما در بخش بزرگسال فقط مجلات علمی- پژوهشی دیده می شوند. همچنین برای بخش کودک ۷۰ بازی و کارگاه با موضوع کتاب تعریف شده است. پدر و مادرها می توانند بچه ها را به مدت ۲ ساعت در این کارگاه‌ها بگذارند تا بازی کنند و آنها با خیال راحت به خرید و ورق زدن کتاب بپردازند یا در لمکده های بخش کودک و نوجوان بنشینند و رفتار بچه های خود را در جمع همسن و سال‌هایشان مقایسه کنند.

وی همچنین گفت: فضایی در حدود یک‌هزار و ۵۰۰ متر مربع به فناوری ها و اقلام مرتبط با مطالعه چون نوشت‌افزار، چند رسانه‌ای‌ها و کتاب الکترونیک اختصاص داده شده است. همچنین ۶ سالن همایش، یک سالن حرفه‌ای تئاتر و یک سالن روباز برای انواع نشست‌های مرتبط با کتاب اجرای نمایش‌های اقتباسی و نمایش فیلم‌های اقتباسی وجود دارد.

مدیرعامل باغ کتاب از وجود یک کلینیک کتاب درمانی در این باغ خبر داد و افزود: ما به کتاب به عنوان یک روش درمانی نگاه کرده ایم و در باغ ملی کتاب یک کلینیک کتاب درمانی ساخته‌ایم. همچنین یک استودیوی تلویزیونی برای ساخت فیلم‌های مرتبط با کتاب و کتابخوانی در نظر گرفته شده است. خلاصه اینکه باغ کتاب فضایی است که مخاطبان را به کتاب علاقه‌مندتر می‌کند.

به گفته اشعری، یکی از مشکلات جدی حوزه کتاب کودک و نوجوان مساله ویترین است. ما باید یک نیازسنجی کنیم و ببینیم در مناطق مختلف تهران بر اساس تراکم جمعیت به چه تعداد کتابخانه و کتابفروشی نیاز داریم، بعد با کمک خود ناشران امکاناتی را فراهم آوریم که دسترسی مردم به کتاب راحت تر باشد. ما همچنین به موازات این فضای واقعی، باید فضای مجازی مفصل‌تری را نیز طراحی کنیم و در اختیار مخاطبان خود بگذاریم.

مدیرعامل باغ کتاب، از ارتباط با کلانشهرها خبر داد و افزود: ما با شهرداران کلانشهرها وارد گفتگو شده ایم تا نمونه های کوچکتر باغ کتاب در مراکز استان ها بوجود آید.

سیدعلی کاشفی‌خوانساری، دبیر همایش اقتصاد نشر کودک و نوجوان نیز گفت: وضعیت نشر و کتاب کودک در موقعیت بحرانی است. اگر نگران این صنف و ارزش ها و فرهنگ‌هایمان هستیم، باید به آن توجه بیشتری داشته باشیم. تبلیغ، ترویج و توسعه کتاب به تبلیغ، ترویج و توسعه فرهنگ در همه ابعاد آن منتهی می‌شود. بنابراین برای توفیق این هدف مقدس باید همه‌مان همت جدی و متعالی داشته باشیم.

 

«توران ميرهادی» ملقب به «خمارلو» استاد ادبیات کودک، نويسنده و متخصص آموزش و پرورش، يكي از چهره‌های تاثيرگذار ادبيات كودک و آموزش‌و‌پرورش ایران به شمار می‌رود. اين نويسنده ٨٨‌ساله از سوی موسسه پژوهشی تاريخ ادبيات كودكان براي چندمين سال پياپی به عنوان نامزد جايزه آستريد ليندگرن ٢٠١٦ كشور سوئد معرفی شد. آستريد ليندگرن، نويسنده بنام سوئدي و خالق داستان‌هايی همچون «پی پی جوراب بلند» و «كارلوس روی پشت بام» است.
وی در سال ٢٠٠٢ در ٩٤‌سالگی ديده از جهان فرو بست. دولت سوئد برای گرامی‌داشت ياد وی مسابقه‌ای جهانی با نام او پايه‌گذاری كرد و هدف از اهدای اين جايزه تقويت و بالا بردن كيفيت در ادبيات كودک و نوجوان و ارتقای حقوق كودكان در جهان است. توران ميرهادی بيش از ٦٠ سال است در زمينه ادبيات كودک و تاليف و تدوين كتاب‌های آموزش و پرورش فعال است و يكی از بنيان‌گذاران شورای كتاب كودك است و از سال ١٣٥٨ تاكنون سرپرستی تدوين و تاليف فرهنگنامه كودكان و نوجوانان را بر عهده دارد. «آنكه رفت، آنكه آمد» و «مادر و خاطرات ۵۰ سال زندگی در ايران» از جمله كتاب‌های غيردرسی هستند كه توران ميرهادی نگاشته است.
(منبع خبر روزنامه‌ی اعتماد)

 

با سلام و احترام بر همه
کتاب ((نبض کتاب)) با همکاری جمعی از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد رشته
علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه شهید بهشتی توسط  انتشارات همارا منتشر
شد. این کتاب، متن پیاده شده مجموعه برنامه نبض کتاب است که در سالهای
1387 و 1388 از رادیو گفتگو پخش می شد. در این برنامه اساتیدی نظیر
آقایان دکتر رضایی شریف آبادی، دکتر ابراهیم افشار، دکتر محسن حاجی زین
العابدینی، دکتر سعید اسدی، دکتر حمیدرضا جمالی مهمویی، دکتر قاضی
میرسعید، کاظم حافظیان رضوی، ابراهیم عمرانی، ابوالفضل هاشمی، غلامرضا
عزیزی، داریوش علیمحمدی و خانم مریم پاکدامن در مورد موضوعات مختلف حوزه
علم اطلاعات و دانش شناسی بحث کرده بودند
متن کامل این برنامه در قالب کتاب نبض کتاب در بازار نشر موجود است
بهروز باشید

دکتر اصنافی

 

سلام گرم به مخاطبان محترم

این روز ها دارم روزهایی را سپری می کنم، که  شاید جز اخرین روزهایی باشد که دیگر این فرصت های طلایی این همه در اختیارم نباشد، روزهایی که بیشترین وقت برای پژوهش سپری می شود، ابتدا و انتهایش با تمام سختی هایش شیرین است.  به نوعی همیشه به خودم می گویم باید متفاوت باشد، متفاوت از آثاری که فقط برای ارتقای علمی و امتیازات نوشته شده و اصلاَ خواننده مهم نبود، بعضی از کتابها را که ورق می زنی، اینقدر اشکال می بینی که با خودت می گویی: ای کاش نویسنده کمی حوصله به خرج می داد، ای کاش وقت بیشتری صرف این همه  انرژی که بابت چاپ کتاب کرد، می گذاشت، خلاصه، ای کاش ای کاش در دلم  گفته می شود و  یک حسی همیشه به من می گوید: صبر کن، با صبر و حوصله و گذاشتن وقت زیاد همیشه بهترین ها نصیب خواننده می شود. خواننده محترمی که باید برایش ارزش قائل شوی،چون قرار است،پولی از جیب بگذارد، تا اثر را مطالعه کند، قرار است زمانی سپری کند تا آن را بخواند، پس لحظات شیرینی برایش به وجود بیاور...

 

 

 
با فرا رسيدن تعطيلات تابستاني دانش آموزان، دانشجويان و فرهنگیان و اين كه طیف وسیعی از اعضاي كتابخانه به اين گروه اختصاص دارد و با نظر به اینکه تشویق افراد به مطالعه هرچه بیشتر و معرفی کتاب ، از وظایف کتابخانه ها و کتابداران می باشد، طرح تابستانه " انس با کتاب "همزمان با روز قلم، از 14تیر ماه تا 14 مرداد ماه 1394 در کتابخانه مسجد بزرگ امام رضا (ع) ، برپا گردید.
در این طرح ، كتبي كه به نظر کتابداران ، پرمخاطب هستند ، درموضوعات مختلف، از درون قفسه ها خارج شده و در معرض ديد مراجعان قرار داده شده است تا مراجعان ، آسانتر به این منابع، دسترسی پیدا کنند
تعداد کتب این نمایشگاه، 120 جلد می باشد و از جمله منابع آن می توان به عناوین زیر اشاره نمود:
کشتی پهلو گرفته اثر سیدمهدی شجاعی، طب الرضا(ع) گردآورنده محمدجواد واعظی، نسیم مهر تالیف حسین دهنوی ، حماسه حسینی تالیف مرتضی مطهری، آئین سخنرانی تالیف دیل کارنگی ،خاک های نرم کوشک تالیف سعید عاکف و دکترحافظه تالیف داگلاس جی میسون .
هدف از طرح تابستانی "انس با کتاب" علاوه برترویج بیشتر کتابخوانی ، پرکردن اوقات فراغت مراجعان نیز می باشد.

تندرست و موفق باشید
عباس مرجانی
 
معاون آموزشی دانشگاه پیام نور از تدوین آیین‌نامه مقدماتی تجمیع واحدها و مراکز این دانشگاه خبر داد.

دکتر غلامرضا بخشی خانیکی در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص حذف رشته های کم متقاضی و تجمیع برخی از واحدهای دانشگاه پیام نور گفت: وزارت علوم برنامه دارد که رشته های کم متقاضی و بدون بازار کار از پذیرش دانشجو حذف شوند و این مساله فقط مختص دانشگاه پیام نور نیست.

وی با اشاره به تجمیع واحدها و مراکز دانشگاه پیام نور افزود: در دانشگاه پیام نور برای هر رشته محل باید یک عضو هیات علمی وجود داشته باشد، اما اتفاقی که افتاده این است که در برخی از واحدها به علت کم شدن جمعیت دانش‌ آموزی و به دنبال آن جمعیت دانشجویی برخی از کلاس ها در برخی از واحدها به حد نصاب نمی رسد، بنابراین موظفی عضو هیات علمی نیز پر نمی شود.

معاون آموزشی وزارت علوم ادامه داد: برهمین اساس یکی از برنامه های دانشگاه تجمیع واحد ها و مراکز پیام نور است که این کار باید با ظرافت خاصی انجام شود.

وی ادامه داد: واحدهای دانشگاه پیام نور باید در شعاع ۱۰۰ کیلومتری یکدیگر قرار داشته باشند، اما ما شاهد هستیم که در برخی استان ها به ویژه دراستان های شمالی برخی از مراکز بین  ۱۰ تا ۳۰ کیلومتر از هم فاصله دارند.

خانیکی افزود: برای همین دانشگاه برنامه دارد برخی از مراکز را تجمیع کند، البته یک مرکز به هر دلیلی که تجمیع شود آثار اجتماعی و یک سری واکنش هایی نیز دارد برای همین باید با دقت تمام این کار صورت گیرد.

وی افزود: آیین‌نامه مقدماتی تجمیع واحدها و مراکز دانشگاه پیام نور در حال تدوین بوده و در دستور کار شورای دانشگاه قرار دارد.

معاون آموزشی دانشگاه پیام نور افزود: از شاخص هایی که می توان برای این کار در نظر گرفت، فاصله بین دو مرکز همجوار در استان، جمعیت دانشجویی و تعهدات هیات موسس برای واحد های تازه تاسیس است.

 
 

هرکه دکتر نیست نانش آجر است+فیلم

 

اسماعیل امینی، شاعر طنزپرداز، در این شعر که در برنامه خندوانه آن را خواند به معضلی پذیرش دانشجوای دکتری اشاره داشته و عالم و آدم را دکتر فرض کرده است،

نسخه اصلی دکتر سازی !

خاک ایران یکسر از دکتر پر است/هرکه دکتر نیست نانش آجر است

ملک ایران سرزمین دکتران/این‌قدر دکتر نباشد در جهان

شهر دکتر، کوچه دکتر، باغ دکتر/کبک دکتر، فنچ دکتر، زاغ دکتر

عابران هر خیابان دکترند/دانه‌های برف و باران دکترند

هم وزیران هم مدیران دکترند/بیشتر از نصف ایران دکترند

هرکه پستی دارد اینجا دکتر است/دیپلم ردی‌ست، اما دکتر است

هرکه شد محبوب از ما بهتران/هرکه شد منصوب بالا دکتر است

هرکه رد شد از در دانشکده/یا گرفته دکتری، یا دکتر است

شعر نو مديون دکترها بُوَد/تو ندانستي که نيما دکتر است؟

شاعر تیتراژهامان دکتر است/مجری اخبار سیما دکتر است

آن‌که مثل آفتاب نیمه‌شب/سر زد از صندوق آرا دکتر است

شاد باش ای دکتر آرای ما/دکترای جمله دانش‌های ما

ای تو افلاطون و جالینوس ما/دکترایت نخوت و ناموس ما

در جهانی که پر است از نابغه/دکتری چندان ندارد سابقه

بی‌سبب افسرده‌ای، غم می‌خوری/سرزمین ماست مهد دکتری

خط‌مان وقتي شبيه ميخ بود/اي‌بسا دکتر در آن تاريخ بود

اين‌همه آدم که در عالم نبود/آدمي کم بود و دکتر کم نبود

من نگويم، شاعران فرموده‌اند/رخش و رستم هردو دکتر بوده‌اند

گرچه باشد قصه‌ها پشت سرش/دکتری دارند ملا و خرش

شاعران از رودکي تا عنصري/بي‌گمان دارند هريک دکتري

شعله‌های عشق چون گر می‌گرفت/آتشی در خیل دکتر می‌گرفت

عشق با دکتر نظامي قصه‌گو/عشق با دکتر سنايي رازجو

عارف شوريده دکتر مولوي/نام پايان‌نامه او مثنوي

حافظ و سعدي و خواجو دکترند/سروقدان لب جو دکترند

وحشی و اهلی و صائب دکترند/تاجر و دهقان و کاسب دکترند

عالمان را خود حدیثی دیگر است/حجت‌الاسلام دکتر بهتر است

بحث‌های جعل مدرک نان‌بری‌ست/بهترین سرگرمی ما دکتری‌ست

عده‌ای مشغول دکترسازی‌اند/عده‌ای سرگرم دکتر‌بازی‌اند

 

 

رئیس اداره استعدادهای درخشان دانشگاه صنعتی امیرکبیرگفت: مجوز پذیرش بدون آزمون (استعداد درخشان) در مقطع کارشناسی در آیین نامه جدید حذف شد.

طاهره سیدنا در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: براساس آیین نامه استعداد های درخشان دانشجویانی که تحت پوشش این دفتر قرار دارند از تسهیلات آموزشی، رفاهی و پژوهشی برخوردار می شوند.

وی ادامه داد: اکثر دانشجویانی که از تسهیلات دفتر استعداد درخشان دانشگاه صنعتی امیرکبیر استفاده می کنند در مقطع کارشناسی قرار دارند.

رئیس اداره استعدادهای درخشان دانشگاه صنعتی امیرکبیر افزود: امکانات آموزشی دفتر استعداد درخشان در مقطع کارشناسی بیشتر بوده و دانشجویان علاقه مند هستند از این امکانات استفاده کنند.

وی ادامه داد: در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری به دلیل اینکه امتیازات پژوهشی نیز لحاظ می شود و تا زمانی که دانشجو خود مراجعه نکرده و امتیازات خود را ارایه نکند، ما نمی دانیم چه تعداد دانشجوی کارشناسی ارشد و دکتری این امتیازت را دارند، بنابراین نمی توان آمار دقیق از این دانشجویان ارایه داد.   

وی افزود: اما در مقطع کارشناسی خودمان به امتیازات آموزشی دسترسی داریم بنابراین راحت تر می توانیم آمار این دانشجویان را ارایه کنیم.

وی از جمله تسهیلاتی که به این دانشجویان ارایه می شود، به تحصیل همزمان در دو رشته، اخذ ۲۰ واحد اضافی و پذیرش بدون آزمون دانشجویان ممتاز(کارشناسی ارشد و دکتری) اشاره کرد.

سیدنا توضیح داد: البته وزارت علوم در آیین نامه جدید استعداد های درخشان مجوز پذیرش بدون آزمون در مقطع کارشناسی را حذف کرد و پذیرش بدون آزمون از سال تحصیلی آینده فقط در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری صورت می گیرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، مجوز پذیرش بدون آزمون دانشجو (استعداد درخشان ) در مقطع کارشناسی براساس آیین نامه جدید حذف شد و فقط المپیادی ها آن هم افرادی که طلا کسب کرده باشند می توانند از پذیرش بدون آزمون استفاده کنند، المپیادی های دیگر که برنز یا نقره دریافت کرده باشند امتیازی به آنها تعلق می گیرد و باید در کنکور شرکت کنند و براساس شرایط اعلام شده، پذیرش می شوند.

ارسال کننده به گروه بحث: اقای دکتر فتاحی

 

مهسا علی‌بیگی: شنبه که بیاید، سالروز تولد و روز جهانی «نلسون ماندلا» است؛ مبارزی که نامش برای کل جهان تبدیل به نماد صلح و آشتی شده است. امسال این روز جهانی با یک رویداد ملی همراه شده؛ توافق هسته‌ای. با «عباس عبدی»، فعال سیاسی، به مناسبت این روز به گفت‌وگو نشسته‌ایم. 

‌مهم‌ترین درس ماندلا برای امروز ما چیست؟ 
از نظر من بزرگ‌ترین سیاست‌مدار قرن بیستم ماندلاست زیرا در بدترین کشور دنیا غیرمحتمل‌ترین شیوه را که اصلاحات بود، به اجرا گذاشت. این کار یک سیاست‌مدار است یعنی نه‌تنها گفتن ایده‌های خوب بلکه اجراکردن آن. همه سیاست‌مداران می‌توانند از صلح صحبت کنند ولی درعین‌حال راه جنگ را هموار کنند. با توجه به شرایط بسیار بد آپارتاید در آفریقای‌جنوبی، هیچ‌کس تصور نمی‌کرد سرنوشت این کشور به‌گونه‌ای پیش برود که سازش و اصلاحات بتواند در آن اجرا شود و این کار ماندلا بود که در یک کشور بسته، محدود و نژادپرست که سیاه‌پوستان در آن به‌شدت تحقیر می‌شدند، با اقلیت سفیدپوست تفاهم ایجاد کرد، دو گروهی که اقیانوسی از کینه میانشان موج می‌زد و آنها را از هم جدا کرده بود. متأسفانه هنوز هم کسانی هستند که فکر می‌کنند راه سازش بسته است. 
‌درباره توافق هسته‌ای و سازش با جهان در کشور خودمان نیز همین تصور وجود داشت اما دیدیم که همه‌چیز به شکل دیگری پیش رفت. 
درباره توافق هسته‌ای باید در نظر داشت که این اتفاق یک انتخاب مبتنی‌بر تجربیات منفی و مثبت گذشته بود. تجربیات منفی همان درگیری، جنگ و خشونت است که مردم کشورها متوجه می‌شوند این درگیری‌ها هزینه دارد و باید از آن پرهیز کرد اما ماندلا کسی بود که تجربه مثبتی از سازش را به جهانیان نشان داد. وقتی سرنوشت زیمبابوه را با آفریقای‌جنوبی مقایسه می‌کنید، می‌توانید نتیجه اعتماد به تجربیات مثبت سازش در آفریقای جنوبی را با کشتار و خشونت و فقر و استبداد در زیمبابوه به‌روشنی ببینید. این نتایج و تجربیات، هم بر مردم و هم بر سیاست‌مداران اثر می‌گذارد. حتی بر کشورهای مقابل هم اثر می‌گذارد و همه در فضای بین‌المللی به این نتیجه می‌رسند که اگر در نتیجه سازش، منافع احتمالی کمتری برآورده شود در مقابل، از هزینه‌های سنگین و قطعی جنگ بهتر است. آنچه درباره ماندلا مهم است این است که سازش در سطح ملی را اجرا کرد چون در سطح بین‌المللی، کشور ما پیش از این تجربه سازش را داشته است. 
‌چرا این سازش ملی اتفاق نمی‌افتد؟ 
واقعیت این است که پروژه سازش ملی را کسانی که مدعی دموکراسی هستند باید پیش ببرند نه مخالفان آن. اهمیت ماندلا همین است که خودش این پروژه را جلو برد نه مخالفش. ‌
چگونه می‌توان پروژه ماندلا را پیش برد؟ 
روندی که در عرصه بین‌المللی مشاهده می‌کنیم این است که نگاه‌ها به سمت تجربیات مثبتی از جنس ماندلا چرخیده است. اگرچه هنوز هم گاهی تمایل به برخی تجربیات منفی وجود داشته است، برای مثال آمریکا آخرین تجربه‌اش در کشور لیبی است که خواستند یک‌روزه در این کشور دموکراسی ایجاد کنند اما نه‌تنها دموکراسی ایجاد نشد که الان داعش از دلش بیرون آمد. عراق و سوریه و افغانستان و حتی مصر هم مؤید این ادعاست. با‌وجود‌این جامعه جهانی به این نتیجه رسیده که دوره بازی برد-باخت به‌سر آمده است و باید بازی‌ها را به‌صورتی تعریف کرد که همه از آن سود ببرند چون، دوره، دوره همبستگی جهانی است که همه باید در یک بازی مشارکت کنند. نکته دوم این است که بسیاری به این نتیجه رسیده‌اند که منافع اندک ولی احتمالی بهتر از هزینه‌های قطعی حتی زیاد است. ممکن است تغییرات انقلابی منافع زیادی داشته باشد، هرچند چنین احتمالی بسیار اندک و در بلند‌مدت است اما شیوه‌های اصلاح‌طلبانه با هزینه‌ها و منافع کم بر آن ترجیح دارد. امروز در کشور ما هم مردم دارند همین شیوه را در مسائل داخلی‌شان دنبال می‌کنند. پیام اصلی پروژه ماندلا نیز همین سازش ملی و اصلاح‌طلبانه بود.

ارسال کننده به گروه بحث: اقای دکتر فتاحی

 

در آخرین فهرست کاملی که از نخبگان علمی کشور منتشر شده است دانشگاه های جامع و صنعتی با ۵۰درصد سهم عمده ای در تعداد نخبگان دارند. در حالی که دانشگاه آزاد اسلامی و پیام نور تنها ۳درصد از تعداد نخبگان را به خود اختصاص داده اند. مسئله از این جهت اهمیت می یابد که دانشگاه های دولتی در پذیرش دانشجو نیز نسبت به دانشگاه های دیگر با محدودیت های بیشتری رو به رو هستند.

همانطور که چندی پیش معاون آموزشی وزارت علوم اعلام کرده بود اگر چه فقط ۱۵ درصد از کل جمعیت دانشجویی در دانشگاه های دولتی تحصیل می کنند؛ اما بخش اعظم کیفیت آموزشی را همین ۱۵ درصد پوشش می دهند. در میان فهرست دانشمندان تاثیرگذار در هر دانشگاه تنها یک دانشگاه غیر دولتی قرار دارد که از میان ۱۷۳دانشمند، ۵دانشمند را به نام خود کرده است. و ۱۶۸دانشمند دیگر عضو ۲۹ دانشگاه دولتی هستند.

بر همین اساس سرپرست پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) با اشاره به تهیه فهرست کاملی از نخبگان علمی کشور گفت: تاکنون به طور تقریبی ۱۷۳ دانشمند از دانشگاه‌ها و مؤسسات پژوهشی کشور در زمره دانشمندان یک درصد برتر دنیا قرار گرفته‌اند.

رئیس مرکز منطقه‌ای اطلاع رسانی علوم و فناوری گفت: بر اساس آمار به دست آمده، توزیع دانشمندان در رشته‌های مختلف یکسان نیست. به طوری که ۵۰٫۸ درصد این دانشمندان متعلق به حوزه علوم پایه هستند. بعد از علوم پایه، علوم پزشکی دارای بیشترین تعداد دانشمند است که شامل ۲۱٫۴ درصد آن‌ها می‌شود. به لحاظ سهم حاصل از نخبگان، دانشمندان علوم فنی و مهندسی در جایگاه سوم قرار داشته و ۲۱ درصد دانشمندان تاثیرگذار علمی کشور متعلق به این حوزه هستند. علوم کشاورزی ۶٫۴ درصد از نخبگان بین‌المللی کشور را در اختیار دارد و تنها ۰٫۶ درصد از این نخبگان مربوط به حوزه علوم اجتماعی و انسانی است.

تعداد دانشمندان تاثیرگذار شناسایی شده در هر دانشگاه کشور:

۲۱

دانشگاه علوم پزشکی تهران

۱۸

دانشگاه تهران

۱۲

دانشگاه صنعتی شریف

۸

دانشگاه شیراز

۷

دانشگاه تربیت مدرس، دانشگاه صنعتی اصفهان

۶

دانشگاه صنعتی امیرکبیر،شهید بهشتی،اصفهان

۵

دانشگاه علم و صنعت ایران، دانشگاه آزاد اسلامی

۴

دانشگاه تبریز، بوعلی همدان،دانشگاه علوم پزشکی اصفهان،دانشگاه مازندران

۳

دانشگاه یزد، کاشان، گیلان، رازی کرمانشاه و صنعتی بابل

۲

دانشگاه صنعتی شیراز، فردوسی مشهد، خلیج فارس، سمنان، خوارزمی، تحصیلات تکمیلی فناوری پیشرفته، یاسوج،علوم پزشکی شیراز و تبریز

رتبه اول در بودجه و آخر در تعداد نخبگان

نگاهی به آمار تعداد نخبگان برتر علمی کشور بر حسب نوع دانشگاه نشان می دهد که سهم دانشگاه های جامع در تعداد نخبگان برتر از دانشگاه های دیگر بیشتر است. دانشگاه های جامع با ۵۰درصد بیشترین تعداد نخبگان را به خود اختصاص داده اند. بعد از آن دانشگاه های صنعتی با ۲۳درصد و دانشگاه علوم پزشکی با ۲۱درصد بیشترین سهم را در تعداد نخبگان برتر دارند. اما نکته مهم در این رتبه بندی سهم ۳درصدی دانشگاه پیام نور و دانشگاه آزاد در تعداد نخبگان برتر علمی کشور است.

دانشگاه پیام‌نور که در چند سال اخیر در دریافت بودجه رتبه اول را به خود اختصاص داده است در تعداد نخبگان برتر رتبه آخر نصیبش شده است.

بودجه امسال دانشگاه پیام نور در حالی به بیش از ۱۰۰۰ میلیارد تومان افزایش پیدا کرد که تولید علم آن با دانشگاه‌های معتبری همچون دانشگاه تهران، صنعتی‌شریف، علوم‌پزشکی تهران، شهید بهشتی و صنعتی امیرکبیر قابل مقایسه نیست، دانشگاهی که با حمایت‌های دولتی و به منظور کاهش میزان قدرت و نفوذ دانشگاه آزاد اسلامی و سایر موسسه‌های آموزشی آغاز به کار کرد و امسال نیز سیاست‌های دولتی آن را به جایی رسانده است که در بودجه سال٩۴، بودجه‌ای دو برابر دانشگاه تهران، چهار برابر دانشگاه‌هایی نظیر شهید بهشتی، صنعتی امیرکبیر، صنعتی‌شریف و ده‌ها برابر دانشگاه‌های شهرستانی و صنعتی برای آن در نظر گرفته شده است.

در حالی که همین دانشگاه ها رتبه های برتر در تعداد نخبگان را از آن خود کرده اند. در بین دانشگاه‌های جامع، دانشگاه‌های تهران، شیراز، تربیت مدرس، اصفهان، شهید بهشتی، تبریز، مازندران و بوعلی سینا به ترتیب دارای بیشترین تعداد نخبگان هستند. در بین دانشگاه‌های صنعتی، دانشگاه صنعتی شریف، اصفهان، امیرکبیر، علم و صنعت ایران و نوشیروانی بابل بیشترین تعداد دانشمند تاثیرگذار شناسایی شده‌اند. چهار پژوهشگاه نیز به نسبت مساوی دارای نخبگانی در سطح یک درصد بین‌المللی هستند که شامل پژوهشگاه شیمی و مهندسی شیمی ایران، موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، .پژوهشکده بیوتکنولوژی کشاورزی ایران و پژوهشگاه علوم و فناوری رنگ است

منبع خبر: سامانه دانشجویان ایران

 ارسال کننده به گروه بحث: زهرا تهاوری