بسم الله الرحمن الرحیم افتخارات: کسب رتبه اول وبلاگ نویسی جشنواره شکوفا سال 1393
سایت خدماتی و هنری نایت اسکینابزار های وبلاگ نویسینمایشگر تاریخ به صورت فارسی

ابزار منو ثابت

***زیرچترعلم اطلاعات ودانش شناسی ***
***به همراه برگزیده مباحث گروه بحث رشته علم اطلاعات و دانش شناسی ***

ابزار ار اس اس خوان

 

عصر ايران/ اگر گوشي شما جايي باشد که نتوانيد صداي زنگ آن را بشنويد، محل گوشي در نقشه گوگل نمايش داده مي‌شود.
با قابليت جديد گوگل اگر شما گوشي اندرويدي خود را در خانه يا محل کار گم کنيد با يک جست‌وجوي ساده در اينترنت، به راحتي مي‌توانيد آن را پيدا کنيد.

به گزارش خبرگزاري فرانسه، قابليت جديد، ساده و رايگان گوگل هم‌اکنون با تمام گوشي‌هاي اندرويدي کار مي‌کند.

با اين قابليت اگر گوشي شما زير مبل يا جاي ديگري در خانه گم شود، کافيست عبارت "گوشي مرا پيدا کن"(FIND MY PHONE) را در گوگل جست‌وجو کنيد که باعث مي‌شود گوشي شما شروع به زنگ زدن کند.

اگر گوشي شما جايي باشد که نتوانيد صداي زنگ آن را بشنويد، محل گوشي در نقشه گوگل نمايش داده مي‌شود.

براي استفاده از اين قابليت بايد گوشي و رايانه اي که با آن جست‌وجو را انجام مي‌دهيد به يک حساب کاربري گوگل متصل و آنلاين باشند.

http://www.khorasannews.com/OnlineNews.aspx?newsid=1526848&category=All

 

 
درود و سرافرازی بر شما
یک حرکت خوب و بجا:
کانون درستی و اخلاق پژوهش ایران (کیان) با هدف ترویج و اشاعه‌ی اصول درستی و اخلاقی پژوهش در ایران از سوی گروه اخلاق اطلاعاتانجمن علمی مدیریت اطلاعات ایران، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران و مرکز تحقیقات و سیاست علمی کشور راه‌اندازی شد. «کیان» در مسیر دستیابی به هدف خویش، پذیرای همه‌ی پژوهشگران و استادانی است که دلسوزانه دغدغه‌ی اخلاقی شدن پژوهش کشور را دارند و باور دارند تنها در سایه‌ی اراده، اتکا به پیشینه‌ی بلند اخلاق ایرانی، تلاش، آموختن و تعهد است که می‌توان به بار نشستن پژوهش درست و اخلاقی را به نظاره نشست.
برای آگاهی بیشتر و عضویت دراین انجمن، می توانید به سایت زیر بروید:
 

http://kian.irandoc.ac.ir/

روزگار مینو
فتاحی
 
درود بر همه
 
گزارش سالانه ایفلا مربوط به سالهای 2012 و 2013 به تازگی منتشر شده است. شیوه ارائه اطلاعات در این گزارش بسیار جذاب است.
 
از این لینک می توانید گزارش موردنظر را به صورت پی دی اف دانلود نمایید
 
 
​شاد
باشيد 
 

محمود خسروجردي

 
گفت‌و گو با علیرضا مختارپور
کتابخوانی فضیلتی فراموش شده

  مریم شهبازی

«نزد رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس رفتم و گفتم به کدام وزیر به علت مطالعه بیشتر رأی اعتماد داده‌اید؟ ما باید به مردم نشان بدهیم که کتاب خواندن فضیلت است. در کشور ما خریدن گوشی تلفن همراه جدید فضیلت دارد؛اما کتاب خواندن نه! وقتی یکی از مسئولان اجرایی کشور در پاسخ به سؤال خبرنگاری در خصوص کتابخوانی می‌گوید:من در5 سال گذشته هیچ کتابی نخوانده‌ام. فردی که این برنامه را ببیند چه نتیجه‌ای می‌گیرد! حتماً پیش خود می‌گوید می‌شود کتاب نخواند و مسئول هم شد!» چند سطری که خواندید بخشی از گفته‌ها و گلایه‌های «علیرضا مختارپور»، دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی درباره وضعیت کتابخوانی در کشورمان است. گفت ‌و ‌گوی <ایران> را با وی بخوانید.

 به تازگی یادداشتی از شما منتشر شده که بر اساس آن نهادکتابخانه‌های عمومی کشورتصمیم گرفته در نمایشگاه کتاب غرفه‌ای نداشته باشد. این در حالی است که در سال‌های گذشته این نهاد حضور چشمگیری داشت. علت غیبت امسال نهاد با توجه به اینکه بزرگ‌ترین نهاد درعرصه کتاب و کتابخوانی است،‌ چیست؟
نمایشگاه کتاب، نمایشگاه عرضه، معرفی و خرید کتاب است. نهاد کتابخانه‌ها که کتابی منتشر نمی‌کند که در آن شرکت کند. بنابراین همان‌طور که می‌بینید حضور ما با مأموریت نمایشگاه چندان همخوانی ندارد. تنها می‌ماند اینکه فعالیت‌هایمان را معرفی کنیم. برای معرفی کتابخانه‌ها یا ترویج کتابخوانی نیز به هزینه‌های چندصد میلیونی و حتی گاهی بسیار بالاتر نیازی نیست و با پخش بروشور در زمان برگزاری نمایشگاه می‌توان آن را انجام داد. از آن طرف نمایشگاه بویژه در دوره فعلی با کمبود جا مواجه است چراکه قسمت‌هایی از صحن زیر بار است. در نتیجه محدوده کمتری در اختیار شرکت‌کنندگان آن برای برپایی غرفه قرار دارد. در این فضای محدود چرا نهاد جای خود را به چند مؤسسه دیگر نشر ندهد؟ ما امسال غرفه نخواهیم داشت و ترجیح‌مان بر این است که هزینه‌ فوق را به خرید کتاب برای تجهیز کتابخانه‌های نهاد اختصاص بدهیم. خوشبختانه خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها همکاری بسیار خوبی با ما دارند. بنابراین ما از فضای کافی برای تبلیغات و ترویج برخوردار هستیم و نیازی نیست که به فرض یک میلیارد و 800 میلیون تومان خرج کنیم تا غرفه‌ای به نام نهاد برپا شود. ‌در شرایطی که دولت با کمبود بودجه و مشکلات مالی و تحریم‌ روبه‌رو است ما هم باید به سهم خودمان از باری که بر دوش دولت است، کم کنیم. خوشبختانه با برقراری انضباط مالی و صرفه‌جویی در هزینه‌های سال ٩٣، در وضعیت حقوق کتابداران بهبودی صورت گرفت که موجب افزایش امید در میان این فعالان عرصه فرهنگ شد و امیدواریم در سال‌جاری نیز اقدامات مؤثرتری در زمینه ارتقای سطح کیفی و کمی خدمت‌رسانی به جامعه فرهنگی و بهبود وضعیت معیشتی کتابداران صورت دهیم.
 اشاره کردید که نهاد فعالیتی درعرصه نشر ندارد و بهتر است جای خود را به انتشاراتی‌ها بدهد. در دوره مدیریت قبلی نهاد، مؤسسه نشر داشت و اتفاقاً با نقد بسیاری از سوی ناشران هم مواجه بود. ماجرای این مؤسسه به کجا رسید؟
در اساسنامه نهاد آمده که وظیفه این سازمان تأسیس، تجهیز و ارائه خدمات کتابخوانی است. در اساسنامه‌ مذکور وظیفه‌ای با عنوان نشر کتاب تعریف نشده. نهاد کتابخانه‌ها یا مؤسساتی که کتابخانه دارند به جای انتشار آثار باید از ناشران کتاب بخرند تا هم مردم دسترسی به کتاب داشته باشند و هم اینکه ناشران قدری تقویت شوند. حالا اگر در این شرایط نهاد مؤسسه نشر بزند و هر کتابی را که می‌خواهد خود منتشر سازد چه می‌شود؟کتاب را منتشر کنم بعد آن را از خودم بخرم و در نهایت در کتابخانه‌ام بگذارم. اینکه اقدام درستی نیست! آن هم در شرایطی که به‌واسطه دلایلی نظیر شمارگان بسیار پایین کتاب‌ها، ناشران ما بسیار ضعیف هستند. من هفته اول که به نهاد آمدم گفتم که ما دیگر رقیب ناشران نیستیم. البته نشر را تعطیل نکردیم که باید درباره‌اش توضیحی بدهم تا سوءتفاهم نشود. ما تعدادی کتاب تخصصی برای آموزش ضمن خدمت کتابداران نهاد نیاز داریم و تنها در حد رفع نیاز داخلی کارکنان خود و با شمارگان پایین کتاب‌های مذکور را منتشر می‌کنیم غیر از این کتاب دیگری منتشر نخواهیم کرد.
 در شرایط فعلی که هم مشکلات مالی گریبان نهاد را گرفته و هم کمبود فضا، تجهیز کتابخانه‌های نهاد به چه طریقی انجام می‌شود؟
در پاسخ به سؤال شما باید اشاره‌ای به کتابخانه‌های نهاد داشته باشم. جالب است بدانید در برخی از این کتابخانه‌ها حدود 80 درصد قفسه‌ها به هیچ وجه مراجعه‌کننده ندارند. البته این شامل  همه کتابخانه‌ها نیست و نمی‌شود حکم کلی داد. ممکن است یک کتابخانه در منطقه‌ای باشد که مراجعه‌کننده آن بیشتر خانم‌های خانه‌دار باشند. حالا تصور کنید ما کتاب‌های تخصصی و فوق‌تخصصی در این کتابخانه‌ها بگذاریم. مسلم است که مخاطبی نخواهند داشت و در زمره همان قفسه‌های مملو از کتابی قرار خواهند گرفت که کسی به سراغ‌شان نمی‌رود. مراجعه و بررسی شخصی من نشان داده که در اغلب کتابخانه‌ها کتاب‌های تخصصی مخاطبی ندارند.
 با این تفاسیر مبنای خرید کتاب برای تجهیز کتابخانه‌های نهاد بر اساس مخاطب سنجی هر یک از کتابخانه‌هاست؟
نخستین برنامه‌ نهاد در این زمینه این است که دیگر هیچ کتابی را برای همه کتابخانه‌ها و به صورت یکسان خریداری نکنیم. نهاد 100 کتابخانه درجه یک دارد. علاوه بر آن 31 کتابخانه مرکزی هم دارد که روی هم رفته 131 کتابخانه می‌شود. از آنجا که به این کتابخانه‌ها محققان و دانشجویان می‌روند پس کتاب‌های تخصصی باید در آنها باشد. بنابراین آنها را فراتر از کتابخانه‌های دیگر و با کتاب‌های تخصصی تجهیز خواهیم کرد. از این کتابخانه‌ها که بگذریم، مخازن کتابخانه‌های عمومی همان طور که از اسم‌شان برمی‌آید باید دربردارنده کتاب‌های عمومی و آثاری باشند که مورد استقبال عموم مردم هستند. از این رو هم‌اکنون مبنای خریدهایمان بر شرایط مکانی و مخاطبان کتابخانه‌ها است. آن چیزی که برای ما مهم است تجهیز کتابخانه‌ها بر اساس سطح سواد و نیاز مناطقی است که کتابخانه‌ها در آنها دایر شده‌اند. همان اوایل مدیریت نهاد، سفری به ارومیه داشتم و متوجه کمبود کتاب‌های آذری در کتابخانه‌های ارومیه شدم. باید مناطقی مانند مناطق عرب نشین‌، کردنشین و آذری نشین‌ به کتاب‌هایی که به زبان آنان باشد تجهیز شوند. کتابخانه این مناطق باید متناسب با زبان و فرهنگ آنان باشند. از این رو معتقدم که نمی‌شود در دفتر مدیریت بنشینیم و حکمی واحد برای تمام کتابخانه‌ها بدهیم و بگوییم همه زبان‌ها، قومیت‌ها و مذاهب باید کتاب‌هایی یکسان را بخوانند.
 پس اینکه برای تمام کتابخانه‌های نهاد کتاب‌های یکسان نمی‌خرید تنها به علت کمبود بودجه نیست، بلکه به دلیل نکته‌ای است که به آن در بحث نیازسنجی اشاره شد.
بله، نهاد حتی اگر بودجه کافی هم داشته باشد باز برای تمام کتابخانه‌های خود کتاب‌های یکسان نمی‌خرد. اگر ما به این نتیجه برسیم که درصدی از قفسه‌های کتابخانه‌های ما حتی مراجعه‌کننده ندارد و از آن سو با کمبود جا برای کتاب‌های جدید نیز روبه‌رو باشیم عقل حکم می‌کند که چاره‌ای بیندیشیم. در تمام دنیا قوانینی وجود دارد که بر اساس آن معتقدند یکسری از کتاب‌ها حتی اگر مراجعه‌کننده نداشته باشند نیز باید در کتابخانه‌ها موجود باشند، به عنوان نمونه در تمام کتابخانه‌ها قفسه مربوط به کتاب‌های فرهنگ موجود است. در هر کشوری با توجه به مذهب شان در کتابخانه‌هایشان کتاب‌هایی از دین و مذهب آنان در قفسه‌‌ها دیده می‌شود اما این کتاب‌ها مگر چند درصد از کل کتابخانه هستند؟ در نهایت 5 تا 10 درصد.
 این خرید گزینشی منجر به محرومیت مخاطبان شهرستانی از تازه‌های نشر نمی‌شود؟ بویژه که سیستم توزیع در شهرستان‌ها ناکارآمد است و از سویی در بسیاری از مناطق کشور حتی کتابفروشی وجود ندارد. این مسأله بویژه حالا که مشکلات اقتصادی توان خرید کتاب را کاهش داده بیشتر خودنمایی می‌کند. برای این مسأله چه تدبیری درنظر گرفته‌اید؟
امکان خرید از تمام تازه‌های نشر که به هیچ وجه مقدور نیست. در پاسخ به این سؤال کاری به برنامه‌های سال 94 نهاد ندارم و مبنا را بر سال 93 می‌گذارم. در سالی که گذشت مبلغی کمتر از صد و 10 میلیارد تومان کل کمکی بود که مجلس به نهاد کرد. همان‌گونه که می‌دانید برای نهاد بودجه ردیفی در نظر گرفته نشده. این در حالی است که 6 هزار و 500 نفر پرسنل در سراسر کشور مشغول فعالیت در نهاد هستند. اگر حقوق، مزایا و حتی هزینه نگهداری ساختمان‌های نهاد را در نظر بگیرید متوجه خواهید شد که مبلغ یاد شده حتی کفاف این هزینه‌ها را هم نمی‌دهد. تازه این در صورتی است که حقوق کتابداران روستایی ما حداکثر 250 هزار تومان و حقوق کتابداران شهری هم بین 600 تا 700 هزار تومان است. جالب است بدانید با این هزینه‌هایی که نهاد برعهده دارد و با وجود اینکه فعالیت ما کاملاً فرهنگی است حتی از معافیت یا تخفیف آب، برق و گاز هم هنوز برخوردار نیستیم. من این مسأله را برای نمایندگان محترم مجلس توضیح دادم. حالا فرض کنید در سال 93، 72 هزار عنوان کتاب منتشر شده و از این 72 هزار عنوان فرض را بر این بگذاریم که 42 هزار عنوان آن تجدید چاپ باشد. حدود 30 هزار عنوان می‌ماند و ما قصد خرید آنها را داریم. از خود بپرسید که در هر قفسه چه تعداد کتاب جا می‌شود! متأسفانه جایی برای این کتاب‌ها وجود ندارد. تازه این در شرایطی است که از لحاظ مالی با مشکلات فعلی روبه‌رو نباشیم.
 در کشورهای دیگر با مشکل کمبود فضا چه می‌کنند؟
در کشورهای دیگر معمولاً یا کتابخانه‌ها را توسعه می‌دهند یا «وجین» را زیاد می‌کنند. بر اساس قاعده وجین اگر کتابی در طول سال از فلان مقدار مشخص کمتر مراجعه‌کننده داشت می‌توان آن را از قفسه‌ها حذف کرد. البته معمولاً حدود سه سال صبر می‌کنند. حالا با فرض اینکه کتاب‌های مذکور را از کتابخانه‌ها حذف کرده‌ایم به من بگویید که باید با آنها چکار کنیم! آن هم در شرایطی که کتاب‌های مذکور اغلب نو هستند و شرایط آنها به گونه‌ای نیست که بتوانیم آنها را تبدیل به خمیر کنیم، حتی به کتابفروشی هم نمی‌توان فروختشان چراکه اگر مردم کتاب می‌خریدند که وضع نشر به این صورت نبود. شاید بگویید که چرا کتاب‌ها را به مدارس اهدا نمی‌کنید؟ در پاسخ به این سؤال هم باید بگویم که از وقتی که نمایشگاه یاد یار مهربان برپا شده من در ستاد برگزاری آن بوده‌ام. هر سال معمولاً شهرداری با کمک وزارت ارشاد حدود 2 میلیارد تومان کتاب به مدارس کمک می‌کند. در خاطرم هست در یکی از سال‌ها گروه‌هایی برای بررسی به مدارس فرستادیم و متوجه شدیم که اغلب آنها حتی کارتن‌های کتابی را که برایشان فرستاده‌ایم باز هم نکرده‌اند و کتاب ها از کمبود جا به انباری مدرسه منتقل شده‌اند. همان طور که دیدید زنجیره‌ای از مسائل به هم پیوسته منجر به آن شده که نتوانیم کتابخانه را بر اساس تازه‌های نشر به روز کنیم.
 به این نکته اشاره کردید که بررسی خواهید کرد در هر کتابخانه‌ای بیشتر چه کتاب‌هایی مطالعه می‌شوند یا حتی کدام کتاب‌ها مراجعه‌کننده ندارند. سامانه‌ای که به تازگی در نهاد راه‌اندازی شده در همین راستا است؟
بله. در سامانه «سامان» که در ایام نمایشگاه رونمایی می‌شود به این مسأله پرداخته می‌شود. البته این سامانه داخلی است منتها نتایج آن را در صورت نیاز در اختیار محققان، پژوهشگران و متولیان فرهنگی کشور نیز قرار خواهیم داد. این سامانه تمام کتابخانه‌های ما را به شبکه‌ای واحد متصل می‌کند و با استفاده از آماری که از طریق آن در اختیارمان قرار می‌گیرد از فعالیت روزانه اعضای کتابخانه‌ها با خبر خواهیم شد. در سامانه مذکور براحتی می‌توانیم ببینیم که هر روز چه کتاب‌هایی امانت گرفته می‌شوند حتی از این طریق می‌توانیم از آمار پرمخاطب و کم مخاطب‌ترین آثار نیز با خبر شویم.
 شما از جمله افرادی بودید که از همان ابتدا با صراحت از سرانه مطالعه پایین در کشور گفتید و انتقاد کردید!
از روزی که به نهاد کتابخانه‌های عمومی آمده‌ام گفتم که کتابخوانی در کشور ما شرایط خوبی ندارد. با توجه به سه شاخصه‌ای که از آنها خواهم گفت؛ معتقدم که سرانه مطالعه در کشور ما پایین است. کتابخوانی، مطالعه و کتابخانه‌های ما اوضاع خوبی ندارند و ما باید واقعیت را بپذیریم و برای آن چاره‌ای بیندیشیم.
 از آن سه نشانه‌ که معتقدید بر اساس وجود آنها سرانه مطالعه در کشورمان پایین است بگویید!
 در پاسخ به سؤال شما باید بگویم اگر کتابخانه‌ها در کشوری رونق داشته باشند حداقل یکی از سه نشانه‌ای که به آنها اشاره می‌کنم باید موجود باشند. نخستین نشانه بالا بودن شمارگان کتاب‌ها است. ترجمه انگلیسی آخرین کتاب موراکامی هفته قبل در کشورهای اروپایی یک میلیون شمارگان داشته و فروش هم رفته است. این در حالی است که شمارگان متوسط کتاب در کشور ما بین 500 تا 700 نسخه است. البته همین تعداد هم جای بحث دارد چراکه شمارگان کتاب‌های کمک‌ درسی را هم جزو آمار حساب می‌کنند. در حالی که در بسیاری از کشورها کتاب‌های کمک درسی را جزو آمار مذکور حساب نمی‌کنند. مؤسسات نشر اوضاع خوبی ندارند و اغلب در آستانه خطر تعطیلی قرار دارند. عامل دوم میزان مراجعه مردم به کتابخانه‌هاست. حالا که مردم کتاب نمی‌خرند به طور طبیعی باید به کتابخانه‌ها بروند. در این شرایط کتابخانه‌ها باید مملو از مراجعه‌کننده باشند. اما در شرایط فعلی سالن‌ کتابخانه‌های ما به جای کتابخوانان در اختیار به اصطلاح پشت کنکوری‌ها و دانشجویان قرار گرفته است. در کشور ما طبق استانداردهای بین‌المللی باید حداقل 25 میلیون نفر عضو کتابخانه‌ها باشند.
 در حال حاضر اعضای کتابخانه‌ها چند نفر هستند؟
تعداد اعضای کتابخانه‌های در داخل کشور حدود 2 میلیون و 500 هزارنفر است. شما ببینید این رقم چقدر از آن حداقل استانداردی که به آن اشاره شد دور است. باید بر اساس استانداردها در کتابخانه‌های سراسر کشور 300 میلیون نسخه کتاب باشد اما حدود 40 میلیون جلد است! ما آمار مذکور را منتشر کرده و در اختیار علاقه‌مندان می‌گذاریم. در اواخر بهمن سال 92 دو میلیون و 531 هزار عضو و 38 میلیون جلد کتاب داشتیم. تعداد کتاب‌های امانت‌داده شده‌مان نیز برابر با 31 میلیون جلد بوده است. شاخص سوم، برقراری گفتمان کتاب و مطالعه است. این گفتمان به این معناست که وقتی مردم صحبت می‌کنند غلبه صحبت‌هایشان با کتاب و کتابخوانی باشد. یعنی مسئولان که حرف می‌زنند ارجاع به کتاب بدهند. در رسانه که نگاه می‌کنید رد پای پر رنگی از کتاب ببینید. در سینما و تلویزیون نیز کتاب ببینید. این در حالی است که اگر در طول پنج سال گذشته فیلم‌های سینمایی و سریال‌های کشورهای اروپایی را ببینید به جرأت ادعا می‌کنم که در بیش از 80 درصد آنان موضوع مذکور را می‌بینید. اما در کشور خودمان هنوز تنها فیلمی که اقبال عمومی پیدا کرده و در آن موضوع کتاب و کتابخوانی بوده همان فیلم «هامون» متعلق به حدود 25 سال قبل است. در اغلب سریال‌ها و فیلم‌های خارجی در زندگی شخصیت‌های فیلم کتاب به وضوح دیده می‌شود. اما در سریال‌های ما سال‌ها بحث بر سر این بود که اگر کتابی را در فیلمی نشان بدهیم؛ ناشر آن حق تبلیغات خود را می‌دهد یا نه! در کشورهای دیگر شرایط برعکس است. مردم باید از کتاب به یکدیگر بگویند؛ نه اینکه تنها قفسه‌هایی تصنعی از کتاب در خانه‌هایمان بگذاریم. فرهنگ کتابخوانی باید در میان جامعه نهادینه شود. مردم ما که کتاب نمی‌خوانند و نزد رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس رفتم وگفتم به کدام وزیر به علت مطالعه بیشتر رأی اعتماد داده‌اید؟ ما باید کتاب‌خواندن را به رخ جامعه بکشانیم. باید به مردم نشان بدهیم که کتاب‌خواندن فضیلت است. متأسفانه در کشور ما کتابخوانی فضیلت ندارد. اما خریدن گوشی تلفن همراه جدید فضیلت دارد. اگر جوانی گوشی تلفن همراهی قدیمی داشته باشد خجالت می‌کشد اما اگر کتاب نخواند به هیچ وجه مهم نیست. سال گذشته خبرنگار تلویزیون از مسئولان اجرایی پرسید که چه کتابی خوانده‌اید؟ یکی از مسئولان محترم در جواب او گفت که من 5 سال است که هیچ کتابی نخوانده‌ام. فردی که این برنامه را ببیند چه نتیجه‌ای می‌گیرد! حتماً پیش خود می‌گوید می‌شود کتاب نخواند و مسئول هم شد! شما در کدام برنامه تلویزیونی دیده‌اید که پدر و مادر فرزندشان را به کتابخانه ببرند؟ اصلاً توجهی به این مسأله نمی‌شود. بله در روزنامه‌های ما یک صفحه معرفی کتاب وجود دارد که آن هم تبدیل به کلیشه شده است. ابتدای انقلاب شمارگان کتاب‌های ما 50 هزار نسخه بود. اما حالا از این خبرها نیست. کسی کتاب نمی‌خرد و نمی‌خواند. حتی دیگر موضوعات مرتبط با کتاب هم دیگر دغدغه مردم نیستند. زمانی مسائل مربوط به نشر و ممیزی مسأله بود اما هم‌اکنون آنها هم اهمیتی ندارند.
 با توجه به سابقه‌تان در عرصه کتاب چه پیشنهادی برای حل این مشکلات دارید؟
به طور قطع شکستن این فضا از عهده یک یا دو نهاد خارج است. در مرحله نخست باید از مدارس آغاز شود. ما در نهاد شورایی برای برنامه 6 ماهه توسعه داریم که پیشنهادهای خود را مطرح کرد. یکی از مسائلی که در کشورهای موفق از نظر کتابداری رعایت شده این است که به مسأله کتاب و کتابخوانی از همان سال نخست تحصیل بهای بسیاری می‌دهند. از کودک می‌خواهند که برود تحقیق کند که از فلان موضوع چند کتاب در کتابخانه مدرسه وجود دارد. به کتابدار هم می‌گویند زمانی که فلان کودک مراجعه کرد فلان کتاب‌ها را در اختیارش بگذار. کودک باید از روی عکس‌ها برای بچه‌ها کتاب را توضیح بدهد چون هنوز قدرت خواندن و نوشتن ندارد. اما در کشور ما حتی دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکترا هم اهل مطالعه خارج از درس نیستند. ما مراجعه به کتابخانه‌ها نداریم. این مسأله باید حل شود. همه تلاشم این بوده که این درد را گوشزد کنم.
 خطاب به آموزش و پرورش چه پیشنهادی دارید؟
به آموزش و پرورش که سال‌هاست پیشنهادهایی در راستای گسترش کتاب و کتابخوانی می‌شود. هیچ کدام از این حرف‌ها تازه نیست اما متأسفانه به این پیشنهادها توجهی نمی‌شود. باید فردی جرأت پیدا کند و بگوید به عنوان نمونه در مقطع راهنمایی برخی از درس‌ها باید در قالب تحقیق ارائه شوند تا دانشجویان وادار به مطالعه شوند. اما متأسفانه ما بهره‌ای از ابزارهای مفید آموزشی نمی‌گیریم و تنها متکی به حفظ کردن مطالب هستیم. نتیجه‌اش هم می‌شود اینکه دانشجویانی که تازه وارد دانشگاه می‌شوند از ابتدا باید دروس کلیدی دبیرستان رابه صورت پیش نیاز بخوانند. اگر همه اینها را فرا گرفته بودیم که هرکدام علامه دهر بودیم!
 از کتاب نخوان بودن مردم‌مان گفتید. گمان نمی‌کنید این مسأله از مسائل اقتصادی نیز ناشی شود؟
یک خطای بسیار رایجی که متأسفانه در کشور رواج پیدا کرده این است که دلایل مختلفی را برای کتاب نخواندن خود ردیف می‌کنیم. از گرانی کتاب می‌گوییم در حالی که حاضریم چند برابر بهای یک کتاب را برای هزینه‌های روزمره و غیر ضروری خود صرف کنیم. چرا راه دور برویم هم‌اکنون هزینه خرید یک ساندویچ در تهران چقدر است؟ من رستوران‌ها را نمی‌گویم! با رستوران گردان برج میلاد که هزینه هر پرس غذای آن 170 هزار تومان است کاری ندارم. منظورم همین ساندویچ فروشی‌های مرکز شهر است. تقریباً برابر با خرید یک کتاب می‌شود. پس پول هزینه می‌شود اما به کتاب که می‌رسد کسی حاضر به پرداخت نیست چرا که هنوز تبدیل به ضرورت نشده است. مورد دومی که آن را بهانه کتاب نخواندمان می‌کنیم این است که وقت نداریم. اتفاقاً معتقدم به همان دلیل اول، وقت کافی هم داریم. روزی چند هزار پیام وایبری یا غیره برای شما می‌آید. با بررسی کوتاهی متوجه می‌شوید که مردم برای چک کردن شبکه‌های مجازی حتی از خواب خود زده‌اند. حاضریم شب‌ها حداقل یک ساعت کمتر بخوابیم اما پیام‌هایی که برایمان ارسال شده را بخوانیم اما نوبت کتاب که می‌شود؛ وقت نداریم! سومین موردی که از آن می‌گوییم بحث ممیزی است. این در حالی است که اگر واقعاً به دنبال مطالعه کتابی باشیم حتی براحتی می‌توانیم به نسخه اصلی و سانسور نشده‌اش نیز دست پیدا کنیم. اصلاً شما به دنبال چه کتابی رفته‌اید که دسترسی به اصل آن ممکن نبوده؟ پس می‌بینید که اینها همه بهانه است. کتابخوانی در کشور ما به یک فرهنگ تبدیل نشده است. خانم خانه‌دار ما ترجیح می‌دهد در بوفه خانه بشقاب بچیند تا کتاب!
 به این شاخصه‌ها اشاره کردید تا ثابت کنید مردم ما کتابخوان نیستند. پس ماجرای آن سرانه مطالعه 75 دقیقه‌ای که در دوره مدیریت آقای واعظی مطرح شد از کجا آمده؟
کاری به جزئیات پژوهش‌های انجام شده ندارم. البته نقد شما صحیح است و این عدد بستگی به ملاک ارزیابی پژوهشگران دارد. شما می‌توانید بگویید که حتی زیرنویس‌های تلویزیون هم جزء سرانه مطالعه به شمار می‌آید. حتی می‌توانید بیلبوردهای خیابان را نیز مطالعه حساب کنید. باید بررسی شود که آمار دقیق مطالعه خود کتاب چقدر است. این میانگین گرفتن‌ها حتی اگر واقعی هم باشد قابل تعمیم به عموم مردم نیست. از تمام این حرف‌ها که بگذریم تا وقتی قبح کتاب نخواندن را نشان ندهیم موفق به تبدیل آن به ضرورت نخواهیم شد.

 

 

 
فراخوان انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران (شاخه خراسان)
برای مشارکت در مانا نگاه داشتن یاد دو استاد ماندگار
"زنده‌یاد دکتر عباس حری" و "زنده‌یاد دکتر اسدالله آزاد"
 
انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران (شاخه خراسان) برای مانا نگاه داشتن یاد و خاطره زنده‌یاد دکتر عباس حری و زنده‌یاد دکتر اسدالله آزاد دو استاد ماندگار رشته علم اطلاعات و دانش‌شناسی ایران، فراخوان عمومی اعلام می‌کند. بر پایه این فراخوان، از همه اعضای جامعه علم اطلاعات و دانش‌شناسی (استادان، اعضای هیئت علمی، کتابداران، دانشجویان و همه کسانی که به نحوی با این دو بزرگوار ارتباط داشته‌اند) دعوت می‌شود تا از طریق ارسال:
·       مقاله؛
·       خاطره؛
·       دل‌نوشته؛
·       عکس یا فیلم؛
·       و ...
 درباره با این دو استاد فرزانه به نشانی الکترونیکی shenaseh.kilisa@gmail.com در این بزرگداشت مشارکت داشته باشند. مطالب و فایل های ارسال شده به نحو مقتضی از طریق وب‌سایت انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران (شاخه خراسان) و یا وب‌سایت نشریه الکترونیکی شناسه منتشر خواهد شد.
 
 
مهلت پایانی ارسال مطالب 10 اردیبهشت ماه 1394
 
 

مفهوم کتابخانۀ عمومی، برای بسیاری از ما آشناست. وقتی این اصطلاح را می‌شنویم، آن را بسیار پیش پا افتاده می‌یابیم. «کتابخانۀ عمومی» شک و شبهه و نقطۀ تاریکی برای ما ندارد. لذا بی‌تفاوت و باعجله از کنار آن رد می‌شویم، بی‌آنکه قدری توقف کنیم و خود را نیازمند تأمل و دقت دربارۀ آن بدانیم. برای بسیاری از ما، کتابخانۀ عمومی، واجد هیچ غرابتی نیست: «کتابخانۀ عمومی، مکانی است که در آن به مردم کتاب امانت می‌دهند». بس که این اصطلاح را بدیهی و روشن می‌انگاریم، دربارۀ دلالت‌ها و ظرافت‌های معنایی آن، دچار غفلت‌ایم. این غفلت، حتی به شماری از منابع «دائره‌المعارفی» و «دانشنامه‌ای» هم راه پیدا کرده است. به‌عنوان مثال، در یکی از دانشنامه‌های قدیمی کتابداری، با وجود صفحات و سطور پرشمار دربارۀ انواع و اقسام کتابخانه‌ها (حتی در حد کتابخانه‌های ملی هند و ایسلند و بوسنی و ویلز و نیکاراگوئه و نیجریه و ...)، تنها به 26 کلمه در توضیح معنای «کتابخانه‌های عمومی» (public libraries) قناعت شده است: «کتابخانه‌ای که خدمات آن برای ساکنین یک اجتماع، بخش یا ناحیه رایگان باشد و تمام یا قسمتی از هزینۀ آن، از بودجۀ عمومی مملکت تأمین گردد» (سلطانی و راستین، 1381، ص 338). مؤلفان محترم «دانشنامۀ کتابداری و اطلاع‌رسانی»، که از اساتید باسابقۀ کتابداری کشور هستند، با این تعریف، سنگ‌بنای یک سوء‌تفاهم را دربارۀ «کتابخانۀ عمومی» بنا نهاده‌اند و آن اینکه گویی مهم‌ترین چیزی که «عمومی‌بودن» کتابخانۀ عمومی (که مهم‌ترین عنصر قوام‌دهندۀ ماهیت کتابخانۀ عمومی، و فصل ممیز آن از سایر انواع کتابخانه‌ها است) را تضمین می‌کند، ارتزاق آن از بودجۀ عمومی، برای تضمین خدمات‌دهی رایگان، است. این درست است که خدمات کتابخانه‌های عمومی باید رایگان باشد، لیکن باید توجه داشت که اولاً راه‌های تأمین بودجۀ کتابخانه‌های عمومی، محدود به یک راه نیست و می‌تواند متنوع باشد و ثانیاً «عمومی‌بودن» کتابخانۀ عمومی، معنایی ورای نحوۀ تأمین بودجۀ آن دارد که برای فهم درست آن باید از مطالعات تاریخی دربارۀ نحوۀ تکوین «حوزۀ عمومی» (public sphere) در غرب، و زیرساخت‌های فکری و فلسفی مقوم آن، مانند آزادی وجدان (freedom of conscience) و آزادی بیان (freedom of expression) و آزادی انتشارات (مطبوعات) (freedom of press) بهره برد. غفلت از این مبانی و زیرساخت‌های فکری و فلسفی، از بدو آشنایی ما با «مؤسسات تمدنی جدید» گریبان‌گیرمان بوده و تا کنون ما را رها نکرده است. رسوخ به مبانی فکری و فلسفی تأسیس کتابخانه‌های عمومی، به‌عنوان یکی از تجلیات «حوزۀ عمومی»، مقدمۀ درک درست از چیستی کتابخانۀ عمومی و قانون‌گذاری و مدیریت صحیح آن در ایران است.

منابع:
سلطانی، پوری و راستین، فروردین (1381). دانشنامۀ کتابداری و اطلاع‌رسانی. تهران: فرهنگ معاصر.

       
 
به نام آفریدگار علم
   اهالی محترم گروه بحث سلام
آیا می دانید فولکسونومی چیست؟  دوستان و سروران گرامی برای اینکه با این موضوع آشنا شوید یا بر دانسته های قبلی شما افزوده شود پیشنهاد می کنم  سخنرانی علمی " فولکسونومی : از تگ تا هشتگ" با سخنرانی  سرکار خانم ملیحه درخوش دانشجوی دکترای علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه فردوسی مشهد را از دست ندهید.
 
 
محورهای سخنرانی:
تاریخچه و تعریف فولکسونومی
تگ زدن در وب
تگ‌های معنایی و کاربرد آنها در فولکسونومی‌ها
رویکرد معنایی در فولکسونومی‌ها
هشتگ چیست و چه کاربردهایی دارد؟
فولکسونومی‌ها در شبکه‌های اجتماعی
نقش هشتگ‌ها در فولکسونومی‌ها
 
بسمه تعالی
 
سخنرانی علمی
موضوع :
فولکسونومی : از تگ تا هشتگ
 
 
ارائه دهنده:
خانم ملیحه دُرخوش
دانشجوی دوره دکتری علم اطلاعات و دانش شناسی
 
 
مکان: سالن اجتماعات – ساختمان تحصیلات تکمیلی
زمان: یکشنبه 6/ 2 / 94 ساعت 12 صبح
 
 
شاد و سربلند باشید
طاهره ریگی
 
 
 
از امام علی علیه السلام پرسیدند واجب و واجب ترچیست؟نزدیك و نزدیك تركدامند؟ عجیب وعجیب ترچیست؟ سخت و سخت ترچیست؟
فرمودند:
واجب اطاعت از خدا و واجب تر ازآن ترك گناه است.
نزدیك قیامت و نزدیك تر از آن مرگ است.
عجیب دنیا و عجیب تر از آن محبت دنیاست.
سخت قبر است و سخت تر از آن دست خالی رفتن به قبر است.

 

«خواندن، گفتگو با جهان» به عنوان شعار بیست و هشتمین نمایشگاه بین ‌المللی کتاب تهران، انتخاب شد.

به گزارش لیزنا، در توضیح انتخاب این شعار به عنوان شعار بیست و هشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، آمده است: کتاب خواندن، یکی از ارزشمند‌ترین راههای ارتباط  میان انسان‌ هاست.

 وقتی کتاب می‌ خوانیم،  وارد یک گفتگوی بیکران در حوزه دانش و فرهنگ می‌شویم.  این شعار تاکید دارد که کتابخوانی یک نوع گفتگو کردن است که هم می ‌تواند در داخل کشور اتفاق بیفتد و هم در سطح بین ‌المللی.

از آنجا که ایران همیشه قصد داشته است با فرهنگ‌ های مختلف، ارتباط داشته باشد و به معرفی فرهنگ خود بپردازد و دیگر فرهنگ‌ ها را نیز بشناساند، لذا در گفتگو با جهان، می‌ تواند فرهنگ خود را به ایشان معرفی کند. بنابراین شعار «خواندن، گفتگو با جهان»، مفهوم واقعی خود را پیدا می کند.

 
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی عنوان کرد:
علی جنتی در جلسه شورای اداری شهرستان صومعه سرا ضمن بیان اینکه شایسته گیلانیان نیست که علی رغم داشتن پیشینه غنی فرهنگی و داشتن چهره هایی جهانی از داشتن کتابخانه استاندارد محروم باشند از اختصاص اعتبار ویژه برای بهره برداری از بزرگترین کتابخانه شمال کشور تا پایان سال ۹۵ خبرداد.

به گزارش لیزنا، علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، عصر چهارشنبه در جلسه شورای اداری شهرستان صومعه سرا که با حضور مدیران کل کتابخانه های عمومی، فرهنگ و ارشاد اسلامی استان گیلان،نماینده این شهرستان در مجلس شورای اسلامی، فرماندار و جمعی از روسای دستگاههای اجرایی شهرستان صومعه سرا برگزار شد، از بهره برداری کتابخانه مرکزی شهر رشت تا پایان سال۹۵ خبرداد.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه استان گیلان دارای مردمی ولایتمدار، متواضع، دوست داشتنی و ساده زیست است، ادامه داد: عالمان بزرگ و فقیهانی گرانقدر از این خطه برخواسته اند که خدمات بسیاری به جامعه ایران اسلامی کردند.

نماینده هیات دولت در شهرستان صومعه سرا از گیلان به عنوان سرزمین فرهیختگان، دلاوران و سرداران بزرگ از جمله میرزاکوچک جنگلی و سرداران افتخارآفرین دفاع مقدس یاد کرد و افزود: وجود امامزادگان متعدد در این استان که مایه برکت و افتخار این سرزمین است نشان از ارادت مردم این خطه از دیرباز به اهل بیت عصمت و طهارت دارد.

وی در ادامه با اشاره به اینکه آغاز امسال با برخی موفقیت ها همراه بود، ابراز امیدواری کرد: این موفقیت ها طلیعه ای برای پیروزی های بیشتر و گام هایی بلندتر در سال جدید باشد

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به ویژگیهای فرهنگی استان گیلان اظهار داشت: شایسته مردم فرهنگ دوست این استان نیست که علی رغم داشتن چهره هایی فرهنگی، علمی و علمایی بنام از عدم داشتن کتابخانه مناسب بی بهره باشد.

جنتی با اشاره به جایگاه فرهنگی گیلان در کشور افزود: گیلان به لحاظ داشتن فرهیختگان، بسیار غنی است و این فرهیختگان گیلانی همچون پرفسور سمیعی، مایه غرور ملت ایران محسوب شده که باید آنها را حفظ کرد .

این مقام مسئول بیان کرد با تصویب هیات وزیران و با اختصاص اعتباری بالغ بر ۱۱۰میلیارد ریال از محل اعتبارات سفر ریاست جمهوری پروژه کتابخانه مرکزی شهر رشت که از سال ۱۳۸۰ آغاز و بمدت ۱۴سال با عدم اختصاص اعتبار مناسب مورد بی مهری مسئولین قرار داشته تا پایان سال ۹۵ به بهره برداری کامل خواهد رسید.

وی همچنین با اشاره به اینکه ۷۲ هزار عنوان کتاب در سالجاری انتشار یافته که نسبت به سال ۹۲ که ۶۴ هزار بوده، هشت هزار عنوان رشد داشته است، اظهار داشت: این امر نشان از آن دارد که سیاست های فرهنگی دولت متفاوت با گذشته است تا فضای بازی ایجاد شود که صاحبان اندیشه و قلم، افکار خود را بیان کنند . جنتی در این زمینه خواستار تدوین و تهیه شناسنامه فرهنگی فرهیختگان گیلانی به صورت کتاب شد.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که به عنوان نماینده رییس جمهوری به صومعه سرا آمده بود پیش از این جلسه با همراهی مدیران کل کتابخانه های عمومی و فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیز فرماندار و مسئولین شهرستان صومعه سرا ضمن حضور در گلزار شهدای این شهرستان به مقام شامخ شهدای گرانقدر ادای احترام کرد.

منبع : لیزنا

 

مقدمه

یادگیری نیز فرایندی دو مرحله ای است که شامل پذیرش و پردازش اطلاعات دریافتی است. در مرحله پذیرش، اطلاعات به کمک منابع خارجی و توسط مجموعه ای از حواس دریافت می شود، درحالیکه اصولاً فعالیت های داخلی نظیر یادسپاری، استقرا، استنتاج، درون گرایی، تامل در مرحله پردازش لازم و ضروری محسوب می شوند. هر یادگیرنده روش مخصوصی برای پذیرش و پردازش اطلاعات دارد، به این عمل سبک یادگیرنده می گویند. بر اساس Felder-Silverman 32 نوع سبک مختلف برای یادگیری وجود دارد، وقتی یک مدرس از این روشها آگاهی پیدا می کند در مورد طراحی فعالیت های کلاسی حساستر عمل کرده و این باعث تسهیل در فرایند یاد دهی-یادگیری می گردد. در مورد سبک های یادگیری، نظریه های بی شماری توسط نظریه پردازان ارائه و پیشنهاد شده است که براساس نوع یادگیری طبقه بندی شده اند. در جدول 1 Felder-Silverman ترکیب نظریه های سبک یادگیری بر اساس خصوصیات یادگیری طبقه بندی شده اند.

کنشی (Active): یادگیرنده های کنشی همیشه با فعالیت یاد می گیرند که این کار یا با فعالیت های فیزیکی یا به کمک بحث و گفتگو، آزمون، تجزیه و تحلیل انجام گرفته و ترجیحاً به کار گروهی نیز علاقه مندند.

انعکاسی (Reflective): یادگیرنده های انعکاسی عمیقاً متفکر هستند. قاعدتاً آنها با درونگرایی بر روی مشاهدات خود فکر می کنند و ترجیح می دهند انفرادی یا به صورت دو نفره کار کنند.

بصری(Visual): ابزار کمکی بصری مانند عکس ها، نمودارها، اشکال، نمودارهای گردشی، تصویرها، نمایش، یادگیری بصری را تقویت می کند. بیشتر یادگیرنده ها، یادگیری بصری را  بهترین روش برای یادگیری آسان و موثر مطالب در نظر می گیرند.

کلامی (Verbal): یادگیرنده های شنیداری غالباً با خود گفتگو می کنند. آنها همچنین لبهای خود را تکان داده و بلند بازخوانی می کنند. آنها با همکاران خود نیز گفتگوی بهتری انجام می دهند.

حسی (Sensing): اصولاً احساسات فیزیکی دیگر نظیر لمس کردن، بوییدن، چشیدن در دسته حس کردن قرار می گیرند. این روش در زمینه علوم فیزیکی، شیمیایی و غذایی به عنوان یک روش اولیه و اساسی به شمار می رود.

شهودی(Intuitive): یادگیرنده های شهودی غالباً روی امکان پذیر بودن مسائل تمرکز می کنند. آنها اساساً نظری، روشنفکر و دانش گرا هستند. متفکران شهودی ترجیح می دهند به گونه ای خردمندانه و روشنفکرانه مورد چالش قرار گیرند. آنها در مورد ایده ها کنجکاو  هستند؛ بر خلاف یادگیرنده های حسی، یادگیرنده های شهودی ادراک غیر مستقیم دارند، به عنوان مثال تفکر و تصور برای حل راز مخفی شده در ورای یک حقیقت.

ترتیبی (Sequences): یادگیری مرحله ای نوعی یادگیری گام به گام است؛ این روش اطلاعات را به صورت تدریجی به یادگیرنده ارائه می دهد که باعث تشویق وی برای حرکت رو به جلو می گردد. این نوع یادگیرنده ها در همگرایی دو بعد تفکر و تحلیل تقویت می شوند.

جهانی(Global): یادگیرنده های جهانی طی گامهای بزرگ یاد می گیرند. ممکن است برای آنها توضیح چگونگی رسیدن به حل مسئله مشکل باشد. این مدل دقیقاً برعکس یادگیرنده های مرحله ای در دو بعد تفکر و ترکیب واگرایی خوب عمل می کنند.

  مباحث مهم مطرح شده در این مقاله:

تکامل وب و یاد گیری الکترونیکی

وب 1 و یاد گیری الکترونیکی (پیوند به هر چیزی)

وب 2 و یاد گیری الکترونیکی (مشارکت کاربر)

وب 3 و یا دگیری 3 (داده های موجود  با اتصال مجدد)

هوش مصنوعی

داده های بزرگ

داده های پیوند شده

محاسبات ابری

مصور سازی سه بعدی

واقعیت تکمیل شده و واقعیت مجازی

وب معنایی

چالش در وب 3 و یادگیری 3

وب 4(خواندنی، نوشتنی، اجرا، همزمانی)

 

 

ترجمه و تلخیص: الهه امتی و الهام امتی.ماهنامه عصر فناوری اطلاعات، سال 1394، شماره 108

 

 

 

 

چکیده

پویش و تجسس مختصری در وب­سایتهای کتابخانه ­دانشگاهی، تایید کرد که RefWorks, EndNote ،Zotero هم ­اکنون محبوب­ترین نرم­ افزارهای مدیریت مرجع هستند که ارتقا یافته و پشتیبانی شده هستند. موارد فوق به کاربران این امکان را می­ دهند تا هزاران مراجع را درون پایگاه داده­ خود وارد کرده و به هرسبکی که می­ خواهند تغییر فرمت دهند و دارای قابلیت ارجاع آنچه نوشته­ شده است، هستند. تفاوت اصلی در مسئولیت پرداخت هزینه برای دسترسی به نرم­ افزار، نهفته است. اگر اینترنت  از لحاظ مقایسه­ چگونگی به کارگیری توسط مؤسسات دانشگاهی مورد بررسی قرار داده شود، به نظر می ­رسد که اکثریت، هزینه­ EndNote را بر عهده­ کاربر می­ گذارند، هرچند که بیشتر دانشگاهها تخفیف­های آموزشی نیز ارائه می­ دهند؛ این بدین معنا نیز است که وقتی یک نسخه روز آمد به بازار ارائه می ­شود، این وظیفه­ کاربر است که آن را خریداری کرده و نصب کند. از سویی دیگر، RefWorks ، با مجوز  موسساتی به فروش می­ رسد (هرچند کاربران شخصی می­ توانند مجوزی به مبلغ سالانه 100 دلار خریداری کنند) و با قیمت مشخصی در کتابخانه قرار داده می ­شوند. به منظور نشان دادن بازگشت سرمایه­­شان (یعنی، افزایش مستمر در آمار کاربری)، کتابخانه­ ها باید منابعی را برای بازاریابی و آموزش اختصاص دهند. در این مطالعه مزایا، موانع و دیدگاه کتابداران در خصوص نرم افزارهای مدیریت مرجعی چون  RefWorks، EndNote، Zotero، Mendeley مورد بررسی قرار گرفت.

کلید واژه ها: نرم افزارهای مدیریت مرجع، RefWorks، EndNote، Zotero ،Mendeley

 

نوشته : Kern  و  Hensley

 

ترجمه و تلخیص: الهه امتی

 

ماهنامه عصر فناوری اطلاعات، سال 1394 ، شماره 111

 
سلام
 
اینجا می توانید تأکید چند باره ام بر انحصار آموزش رشته به دوره های فوق لیسانس و دکترا را بخوانید. چند پرسش و پاسخ هم ذیل یادداشت رد و بدل شده است. اینجا هم می توانید گزارشی کوتاه و ساده از آموزش رشته در ایرلند را بخوانید. انحصار آموزش به دوره فوق لیسانس و تکیه برنامه درسی بر فناوری اطلاعات هشداری مؤکد است برای ما در ایران.
 
همه ما فارغ از دانشگاه محل تحصیل، آخرین مدرکی که گرفته ایم، و زمینه فعالیت حرفه ای مان باید نسبت به آموزش رشته که اساس وجود و سرنوشت آتی ما را توجیه و تضمین می کند حساس باشیم. متأسفم که حتی در میان مدرسان، تعداد اندکی آموزش رشته را به عنوان دغدغه مطالعاتی و تحقیقاتی خود دنبال می کنند. این نقیصه - نخواندن و فکر نکردن و ننوشتن درباره کاری که هر روز انجام می دهیم - لطمه جبران ناپذیری به رشته و حرفه خواهد زد. خواهش می کنم در این مورد تجدید نظر کنید. از همه اعم از استاد و دانشجو دعوت می کنم خواندن درباره آموزش علم اطلاعات را در برنامه خود قرار بدهند.
 
با احترام فراوان
داریوش علی محمدی
------------------

 

 مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم، فناوری و  پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC )، جهت ارتقای تولید علم و ترویج علوم موردنیاز  آموزش و پژوهش، با دانشگاهها و موسسات تحقیقاتی، تفاهم نامه همکاری منعقد می کند

به گزارش لیزنا،  مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم، فناوری و  پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC)، به منظور ارتقای مشارکت در نهضت تولید علم، افزایش تولیدات علمی در محتوای آموزشی و ترویج علم مورد نیاز آموزش و پژوهش مبتنی بر نیاز‌های ملی و همچنین کاربردی کردن دستاورد‌های علمی و پژوهشی از طریق تعامل پویا و سازنده با مراکز علمی، پژوهشی داخلی، منطقه ‌ای و بین ‌المللی میان مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری و سایر دانشگاه ها و موسسات تحقیقاتی، تفاهم نامه هایی با دانشگاهها، منعقد می کند.

انعقاد تفاهم نامه همکاری با بنیاد نخبگان استان فارس

از جمله آنها، انعقاد تفاهم نامه  علمی- پژوهشی- فناوری میان مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری و ISC  و  بنیاد نخبگان استان فارس  است.

براساس یکی از بندهای تفاهم نامه، فراهم کردن امکان استفاده نخبگان از امکانات مرکز منطقه ای و ISC و تامین نیازهای  اطلاعات علمی و فنی نخبگان بر عهده این دو سازمان خواهد بود.

در همین راستا، بیش از 300 کد کاربری و گذرواژه از سوی مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری برای بنیاد نخبگان استان فارس تعریف گردیده است تا در اختیار نخبگان قرار گیرد.

از جمله امکانات بسیار ارزشمندی که مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری در اختیار نخبگان قرار می دهد می توان به پایگاه های فارسی عمومی و موضوعی تمام متن به زبان های فارسی، انگلیسی و عربی، پایگاه اطلاعاتی کتاب های الکترونیکی فارسی، پایگاه اطلاعاتی مقالات کنفرانس ها،  نشریات الکترونیکی فارسی، انگلیسی و عربی اشاره کرد.

 

تابناک/ اگر دانشجو، استاد دانشگاه يا پژوهشگر باشيد، يکي از علاقه‌مندي‌هاي شما، جمع‌آوري مقادير خارج از شماري مقالات علمي از فضاي آنلاين است. اين دست از مقالات براي پايان نامه‌ها، کنفرانس‌ها و کتاب‌هاي در حال نگارش، بسيار اساسي هستند، ولي در حالي که تعداد زيادي مجلات علمي و تخصصي آنلاين وجود دارد، بيشتر آن‌ها پولي هستند. امروز نکاتي براي دسترسي قانوني رايگان به منابع مورد نياز شما را در اين مجلات يادآور مي‌شويم.

نخستين قدم و ابتدايي‌ترين راه براي شروع، داشتن ذهني روشن در مورد موضوع مورد جستجو است. اين مسأله از اين روي اهميت دارد که جستجوي دقيق موضوع شما را با احتمال بيشتري به منبع مورد نظر هدايت مي‌کند. کليد واژه‌ها بهترين هدايت کننده‌هاي شما به سمت مقالات علمي رايگان هستند.

۱ – رجوع به Google Scholar

دانشجويان قطعا با اين سرويس گوگل آشنا هستند. اين سرويس ‌ابزاري فوق العاده براي جستجوي کتاب‌ها، مقالات علمي و دانشگاهي است؛ بنابراين، کافي است Scholar.google.com را وارد کرده و سپس موضوع مورد نظر خود را جستجو نماييد. سع کنيد تا جايي که مي‌شود، اين موضوع دقيق و بدون حاشيه باشد.

همچنين مي‌توانيد با کليک بر منوي افتادني سمت راست، به جستجوي پيشرفته برويد و در آنجا مقالات مورد نظر را با استففاده از نام نويسنده، تاريخ انتشار، ناشر و عنوان جستجو نماييد؛ اما در بيشتر موارد يک جستجوي ابتدايي و ساده، نتايج بيشتري در اختيار شما قرار مي‌دهد.

۲ – دانلود PDF هاي رايگان از Google Scholar

در بيشتر موارد تعدادي فايل PDF رايگان براي دانلود در صفحات اول جستجوي شما و در موضوع مورد نظر نمايش داده مي‌شود. در اين صورت شما بسيار خوش شانس هستيد و کافي است، براي دانلود آنها اقدام کنيد. البته در برخي موارد شما به صفحات خلاصه مقالات هدايت مي‌شويد که بايد اصل مقاله را از آن وب سايت خريداري کنيد.

اما هدف ما دسترسي رايگان به مقالات است و در اينجاست که JSTOR بسيار کاربردي است.

۳ – دسترسي رايگان به مقالات از JSTOR

اگر PDF‌هاي رايگان پيدا شده در گوگل، نياز شما را برطرف نمي‌کند، مي‌توانيد به وب‌سايت JSTOR برويد – JSTORE. org – تا ادبيات پژوهش خود را غني‌تر کنيد. اين وب سايت يک پايگاه داده مجلات و تحقيق و پژوهش آنلاين بوده و بنابراين، ايجاد يک حساب کاربري رايگان است، پس يک حساب کاربري براي خود را ايجاد کنيد. با اين کار شما خواهيد توانست‌ تا سه مقاله را ‌رايگان در حساب خود و در بخش Shelf ذخيره کنيد.

دسترسي نا‌محدود به مقالات ماهيانه ۱۹.‌۵۰ دلار هزينه دارد، ولي خوشبختانه JSTOR به شما اجازه دسترسي رايگان PDF‌ها ‌را مي‌دهد و شما در بخش Shelf قادر به ذخيره سه مقاله به شکل کامل براي خواندن هستيد و اگر بيش از سه مقاله مورد نياز خود پيدا کرديد، مي‌توانيد ‌به سادگي يکي از مقالات را از Shelf خارج کرده و مقاله جديد را جايگزين آن کنيد.

دسترسي رايگان و قانوني به مقالات علمي آنلاين‌کافي است، کليد واژه‌هاي موضوع خود را جستجو کنيد. البته توجه داشته باشيد ‌اين جستجو منحصر به منابع موجود در JSTOR خواهد بود؛ اما بر اساس تجربه، مي‌توان گفت تقريبا مقالات بسياري در موضوع مورد نظر بر ‌JSTOR پيدا خواهيد کرد، زيرا اين يک پايگاه داده عظيم از مقالات علمي است.

به اين ترتيب و با ‌Scholar گوگل و امکان دسترسي رايگان JSTOR مي‌توانيد همزمان تقريبا به چند مقاله علمي معتبر و به‌روز در موضوع خود دسترسي پيدا کنيد. اگر اين تعداد براي شما کافي نيست، هميشه پيدا کردن مسير‌هاي ارتباط با نويسندگان، يکي از بهترين راه‌هاي دسترسي به منابه مورد نياز است؛ هر چند طولاني و زمان بر.

اغلب اين نويسندگان نسخه ديجيتالي آثار خود را به سادگي در اختيار دانشجويان قرار مي‌دهند و از توجه دانشجويان به کار علمي خود خشنود نيز مي‌شوند. تنها موضوع بر سر زمان و پيدا کردن نويسنده است.

ارسال کننده: اقای علیرضا شیرازی

کتاب رَقّه؛ به رقّت گل، به قدمت تاریخ، تالیف جواد قاسمی زاده از کارکنان شاغل در سازمان کتابخانه های آستان قدس رضوی حاصل سه سال تحقیق کتابخانه‌ای و مصاحبه شفاهی با افراد مطلع روستای رقّه است.

در این کتاب به موضوع های تاریخ، جغرافیا، آداب و رسوم مردم، آثار و ابنیه تاریخی، بزرگان و شهدای این روستا پرداخته شده است.

مطالب کتاب رَقّه در چهار بخش ۱-جغرافیای طبیعی ۲-جغرافیای تاریخی۳-جغرافیای انسانی ۴-جغرافیای اقتصادی تنظیم شده است.

رَقّه، روستایی قدیمی با قدمت بیش از هزار سال در ۱۸ کیلومتری غرب شهرستان بشرویه و ۱۵ کیلومتری بخش ارسک در استان خراسان جنوبی واقع است. فاصله این روستا تا مرکز استان (شهر بیرجند) ۲۸۸ کیلومتر و تا مشهد ۵۰۰ کیلومتر است.

این اثر در ۲۰۰ صفحه با قیمت ۱۰۰۰۰ تومان در شمارگان یک هزار نسخه از سوی انتشارات قاف مشهد الرضا (ع) در سال ۱۳۹۴خورشیدی منتشر شده است. لازم به ذکر است اثر معرفی شده، نخستین کتاب است که بطور مستقل درباره روستای رَقّه چاپ شده است.

ارسال کننده: اقای مهدی قطبی

 

دکتر محسن زین‌العابدینی، در متنی جذاب به معرفی کتاب «دشمن عزیز» پرداخته‌اند.

کمتر کسی هست که نام «بابالنگ دراز» را نشنیده باشد. جین وبستر، با سبکی ویژه، کتابی ماندگار پدید آورد که بدون شک می توان آن را در زمره شاهکارهای ادبی جهان به شمار آورد که علاوه بر محتوای جذاب آن، ساختار نامه نگارانه کتاب، آن را به اثری بی بدیل، بدل کرده است. بعد از موفقیت آن کتاب، وبستر کتاب دیگری را به همان سبک و سیاق به رشتۀ تحریر درآورد که اگر چه همیشه در سایه موفقیت بابالنگ دراز باقی ماند، اما زیبایی آن چیزی از کتاب اولی کم ندارد. کتاب «دشمن عزیز» که خیلی ها آن را جلد دوم بابالنگ دراز می پندارند، کتابی خواندنی و در ادامه و به سبک «بابا لنگ دراز» است.

کسانی که کتاب «بابا لنگ دراز» را خوانده  یا کارتن و فیلم آن را تماشا کرده  باشند با دختر موقرمز و رفیق و همدم جودی آبوت یعنی سالی مک براید خوب آشنا هستند. جودی آبوت، سالی مک براید و جولیا پندلتون، سه هم اتاقی در مدرسه شبانه روزی بودند که ماجراهای آن ها در کتاب بابالنگ دراز آمده است. حالا در کتاب «دشمن عزیز» ماجراها از زبان، یا بهتر بگوئیم از قلم سالی مک براید در نامه هایش دنبال می شوند. در این کتاب، ماجراها به حالت زمانی دوگانه  در  می آید. از یک سو نسبت به کتاب «بابالنگ دراز»، که به نوعی گذشته به شمار می آید، روبه جلو است؛ چرا که همه دخترهای آن مدرسه شبانه روزی قدیمی بزرگ شده اند و در دنیای واقعی به سر می برند.  از دیگر سو به عقب بر  می گردد، چرا که تقریباً کل کتاب در لوکیشن «نوانخانه جان گریر» که یتیم خانه دوران بچگی خودی ابوت است می گذرد. چنان که در انتهای کتاب بابالنگ دراز اتفاق افتاد، جودی با صاحب سایه ای که سال ها فقط از طریق نامه با او در ارتباط بود ازدواج کرد و آن صاحب سایه یعنی «بابالنگ دراز عزیز» کسی جز آقای جرویس پندلتون، عموی جولیا پندلتون نبود. در این کتاب، جودی به خانمی متشخص و متعلق به طبقه اشراف بدل شده اما بیشتر هم و غم خود را صرف امور خیریه می کند که در صدر همه آن ها رسیدگی به «پرورشگاه جان گریر» است که کودکی سیاه و تلخی را در آن گذرانده است. حالا او و آقای پندلتون که رئیس هیات امنای پرورشگاه است، در فکر افتاده اند که تحولی بنیادی در آنجا به وجود بیاورند و مهم ترین عامل رقت بار بودن پرورشگاه را در مدیر دیکتاتورمآب آن یعنی خانم لیپت می یابند. به همین خاطر به عنوان اولین گام تغییرات سالی مک براید خیلی جوان را کاندید مدیریت پروشگاه می کنند.

سالی در ابتدا با اکراه و تلخگامی و فقط برای مدتی کوتاه تا پیدا شدن مدیر جدید این کار را می پذیرد، اما وقتی وارد زندگی در آنجا می شود دیگر دل کندن برایش سخت می شود و تمام تلاشش را می کند که در آنجا ماندگار شود. او هر روز صبح با شوق دیدن ۱۰۳ کودک  بی نوا از هر قشر و سن و سال، از خواب برمی خیزد و هر جا را که بتواند دستخوش تغییر و سازندگی می کند. او به مرور زمان موفق می شود پرورشگاهِ  ملال آور، وحشتناک و مملو از ترس و وحشتِ زمان خانم لیپت را به جایی دلپذیر برای زندگی بچه هایی که بی کس و بی پناه هستند تبدیل کند.

اگر بخواهیم در مورد سبک نگارش کتاب بگوییم، باید توجه داشت که اساساً یکی از سخت ترین کارهای بشر، نوشتن نامه است. به ویژه در حال حاضر که کمتر اقبال و توجهی به نامه نگاری می شود. اما مهم ترین ویژگی این کتاب، سبک نگارش آن است که مانند کتاب پیشین خود یعنی بابالنگ دراز، تماماً با نامه است و شگفتا که چقدر خوب از خلال این نامه ها، وقایع مختلف بیان شده و خط داستانی کتاب حفظ می شود. سالی در این کتاب به افراد و جاهای مختلف نامه می نویسد اما دو گیرنده اصلی نامه های او جودی و دکتر مک ری هستند. نامه ها، گاه کوتاه و گاه بلند هستند. گاهی سراسر شور زندگی در آن ها موج می زند و برخی اوقات هم فقط یأس و نومیدی را نوید می دهند. نامه ها چنان صمیمی و در عین حال دقیق هستند که اگر چه در سال ۱۹۱۵ نوشته شده اند اما گویا همین الان کسی نشسته پشت میز تحریر و با پر طاووسی که در قلمدان می زند آن ها را برای شما نوشته است.

کتاب هایی که حاوی نامه ها هستند در طول تاریخ کم نبوده اند که اگر بخواهیم نمونه ای از آنها را نام ببریم می توانیم به: آنی شرلی در ویندی پاپلز، ببر سفید، پاملا (پاداش پاکدامنی)، رنج های ورتر جوان، نامه های ایرانی (منتسکیو) و... و یا در فرهنگ خودمان نامه های سیمین و جلال یا نامه های خاموشان را مورد توجه قرار دهیم. اما سبک، مخاطب و معنایی که این کتاب تخیلی دارد، آنرا به اثری استثنایی بدل کرده است.

قلم و سبک نگارش کتاب نیز در نوع خود جالب و حتی کم نظیر است. کتاب حاوی دو روی آئینه زندگی یعنی غم ها و شادی هاست که در قالب طنزنامه یا غم نامه ارائه شده است. در جایی از کتاب شما به خنده ای واقعی می افتید و در جایی دیگر ناخود آگاه قطرات اشک از چشمان تان جاری می شود. نگارنده به درستی توانسته است توازن بین این دو را برقرار کند و از حیث نگارش دوگانه موفق بوده است.

یکی از جنبه های قابل توجه کتاب، نکات ظریف و دقیق تربیتی آن است. از این نظر شاهکاری علمی به سبکی استعاری به شمار می آید. یعنی بدون اینکه در ورطه ملال آور تئوری های علمی بیافتد، در قالب گزارش های داستانی در درون نامه ها، نکات دقیق تربیتی و روانشناسی کودک و اجتماع را خاطرنشان ساخته و می تواند دستنامه ای عملی برای محیط های پرورشگاهی یا شیر خوار گاهها یا کلا پدر و مادرها باشد.

 

یکی دیگر از شاهکارهای کتاب، نگاهش به یک اتفاق وحشتناک است که با رویکردی کاملاً متفاوت آن را یک موهبت به شمار می آورد. آتش سوزی در شب و در یک یتیم خانه با ۱۰۳ کودک و آن هم در بخش کودکان و نوزادان یک فاجعه است. بسیاری از وسایل و امکانات پرورشگاه می سوزد و بحرانی پدید می آید. اما یکی از صحنه های ماندگارِ نوع دوستی و محبت انسانی در آن به نمایش گذاشته می شود. آنجا که اهالی روستا که به نظر می آید به پرورشگاه چندان علاقه ای ندارند همگی دست به دست هم می دهند و ضمن خاموش کردن آتش، تمامی بچه ها را در خانه های خود جای می دهند و برای ساخت دوباره پرورشگاه از هیچ کوششی دریغ نمی کنند. دکتر مک ری در حرکتی شجاعانه خودش را به آتش می زند تا جان کودکی را نجات دهد. این آتش سوزی سرمنشأ بسیاری از اتفاقات مثبت در پرورشگاه می شود به طوری که در جایی از زبان سالی می خوانیم: «لازم است هر چند سال یک بار در هر جایی یک آتش سوزی رخ دهد تا اثاث و افکار کهنه را بسوزاند و آن ها را با افکار و زندگی های جدید جایگزین کند».

 

از دیگر مسائلی که این کتاب به طور غیرمستقیم به آن می پردازد کتاب خوانی و معرفی کتاب است. بخشی از مکاتبات سالی و دکتر مک ری به معرفی کتاب های خوب و بیشتر تربیتی و روانشناسی می گذرد که در نامه های بعدی درباره محتوا و نکته های کتاب ها با هم گفتگو می کنند. به طوری که غیرمستقیم نشان داده می شود که تصمیمات برای اداره پرورشگاه به نوعی علمی و برآمده از کتابها است.

 

در پایان، شاید بشود گفت مهم ترین پیام و محور به هم مربوط کننده ماجراهای این کتاب، «عشق» باشد. عشقی منطقی و عمیق که به مرور بین دو نفر به ظاهر دشمن که هیچ قرابتی با هم ندارند، شکل می گیرد و به مرور که گره های ماجرا باز می شود عمیق تر و عمیق تر می شود. سالی و دکتر پرورشگاه، یعنی آقای رابین مک ری ، در بسیاری از امور با هم اختلاف عقیده و سلیقه دارند. دکتر آدمی جدی، تنها، بدخلق، گوشه گیر و زوددرنج است و سالی دختری امروزین (البته در زمان خودش)، جوان، سرزنده و اجتماعی است که بر سر هر چیزی با دکتر اسکاتلندی مشاجره می کند تا آنجا که در نامه ها او را «دشمن عزیز» خطاب می کند و عنوان کتاب هم از همین خطاب گرفته شده است. به مرور که آن دو با یکدیگر کار می کنند و از خلقیات هم آگاه تر می شوند، علاقه ای بین آن ها پدید می آید که در طول کتاب در کش و قوس است و فراز و فرودهای جالبی را می آفریند. اما نویسندۀ زبردست چنان این عشق را در پستو پنهان می کند و فقط نشان هایی جزئی از آن می نمایاند که خواننده تا انتهای کتاب که پرده از اسرار این عشق نسبتاَ طویل المدت بر می دارد، چندان شکی به این رابطه نمی برد. اتفاقاً یکی از جنبه های آموزشی و در عین حال جذابیت های کتاب مربوط به همین عشق است که نه خیلی گل درشت است که توی ذوق بزند و نه خاموش که از یاد برود. یک رشته نامرئی ولی قوی است که مانند نسیم خنکی حضور آن بار رمانتیک جالبی به کتاب می دهد.

حرف درباره این کتاب زیاد است و می شود ساعت ها در مورد آن گفت و شنید. اما هیچ لذتی با خواندن آن برابری نمی کند. توصیه یک کتاب خوب از بین صدها کتاب خوب بشری دشوار است اما اگر قرار باشد مجموعه ای دست چین شده از بین کتاب های خوب و اثرگذار تهیه کنیم، قطعاً «دشمن عزیز» یکی از کاندیداهای پرشانس راه یابی به این مجموعه خواهد بود.

دشمن عزیز، نوشته جین وبستر، ترجمه مهرداد مهدویان، انتشارات قدیانی، چاپ چهارم، ۱۳۸۶. (سال نگارش کتاب: ۱۹۱۵)

منبع

به گزارش اداره روابط عمومی و همکاری های علمی بین المللی مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری و  پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) مهندس پاک فطرت، شهردار شیراز مورخ 18/01/94 از مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری بازدید کردند.

این جلسه با حضور ریاست مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری و پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) و معاونین هر دو سازمان به همراه دکتر طالب نژاد، معاون برنامه ریزی شهرداری شیراز و هیئت همراه شهردار شیراز صورت گرفت.

در ابتدای این نشست دکتر دهقانی به تشریح نقش این دو سازمان برجسته علمی در سطح ملی و بین المللی اشاره کرد. وی پس از بیان تاریخچه و اهداف تاسیس این دو سازمان به نقش کلیدی آنها در تهیه و در دسترس قرار دادن پایگاه های غنی اطلاعات علمی به دانشگاه ها، موسسات تحقیقاتی، محققان و دانشجویان پرداخت.  

 

وی گفت: یکی از فعالیت های علمی که مرکز منطقه ای از این پس بدان نیز خواهد پرداخت ورود به مجموعه های صنعتی کشور به منظور تامین منابع علمی آنها است که با هدف کاربردی سازی و ارتقای کیفی مقالات علمی در جهت توسعه هرچه بیشتر صنایع و همچنین ارتباط صنعت و دانشگاه می باشد. 

وی در ادامه به اهداف شاخص پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) پرداخت و گفت: ISC علاوه بر رتبه بندی دانشگاه های کشور، رتبه بندی دانشگاه های جهان اسلام را نیز بر عهده دارد و جایگاه علمی دانشگاه ها را همواره رصد می کند و جایگاه آنها را در مقایسه با سایر دانشگاه ها اطلاع رسانی می کند. 

دهقانی تصریح کرد: ایجاد شاخه های مرکز منطقه ای در دانشگاه های کشور یکی دیگر از فعالیت های برجسته این سازمان می باشد که منابع علمی را بطور گسترده در اختیار اساتید و دانشجویان قرار می دهد و تمامی دانشگاه ها می توانند از این منابع اطلاعاتی که شامل مقالاتی به زبان های فارسی، انگلیسی و عربی و همچنین نشریات علمی می باشد بهره لازم را ببرند.    

طالب نژاد، معاون برنامه ریزی شهرداری شیراز اظهار داشت: وجود دو سازمان بین المللی مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری و پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) علاوه بر اینکه برای شیراز مایه مباهات است، برای مدیریت شهری شیراز نیز بسیار حائز اهمیت است و استفاده از منابع و پایگاه های علمی آنها باعث توسعه علمی شیراز می شود. 

وی در زمینه همکاری شهرداری شیراز با مرکز منطقه ای گفت: به تازگی قرارداد اشتراک پایگاه های اطلاعاتی بین شهرداری شیراز و مرکز منطقه ای منعقد شده است که به موجب این قرارداد، استفاده از متن کامل مدارک موجود در پایگاه های اطلاعاتی مرکز منطقه ای برای شهرداری شیراز امکان پذیر می شود.  

وی ادامه داد: امید است این فعالیت علمی آغازی برای بهره برداری علمی و کاربردی از منابع علمی مرکز منطقه ای شود.

در ادامه این نشست صمیمی علیرضا پاک فطرت، شهردار شیراز، به نمایندگی از همراهان خود به تایید نقش مهم و در خور توجه مرکز منطقه ای و ISC پرداخت و گفت: این اطلاعات علمی مرکز منطقه ای وISC را باید در اختیار دانشگاه ها و صنایع قرار داد و تمام این تلاش ها باید به سمتی باشد تا که از علم بتوان ثروت تولید کرد. 

وی  بر قول مساعدت پیشین خود به منظور در اختیار قرار دادن قطعه زمینی برای بنای ساختمان پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) که دارای چندین سالن کنفرانس های بزرگ باشد تاکید کرد. در صورت ایجاد چنین سالن هایی، شهرداری و شهر شیراز نیز می تواند از مزایای ملی و بین المللی آنها بهره مند گردد.   

 

به گزارش اداره روابط عمومی و همکاری های علمی بین المللی مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری   و  پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC)، دکتر محمدرضا قانع، معاونت مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری گفت: رتبه بندی دانشگاه ها بیش از سه دهه است که آغاز گردیده است. فارغ از دامنه ملّی یا بین المللی این نظام های رتبه بندی، دغدغه دانشگاه ها و متولیان آموزش عالی در هر کشوری میزان حضور دانشگاه های آن کشور در این نظام ها و کسب رتبه برتر می باشد.

قانع اظهار داشت: سؤال پیش رو این است که آیا یک دانشگاه باید در تمام نظام های رتبه بندی حضور داشته باشد؟ اگر این موضوع محقق نشد آیا دانشگاه از جایگاه و اعتبار علمی لازم برخوردار است؟ در آغاز فعالیت نظام های رتبه بندی، نگرانی و  تلاش متولیان دانشگاه ها در سطح جهانی معطوف به این موضوع بوده است و چنانچه دانشگاه خود را در چنین نظام هایی مشاهده نمی کردند و یا در صورت موجود بودن از رتبه کسب شده رضایت نداشته ، کوشش برای ورود به رتبه بندی یا ارتقای رتبه آغاز می شده است.

وی ادامه داد: با گذشت زمان و به وجود آمدن نظام های متعدد رتبه بندی در قیاس ملّی و بین المللی مانند تایمز، شانگهای، QS،Leiden و ISC و ایجاد محیط رقابت از یک طرف در بین این نظام ها و از طرف دیگر بین دانشگاه ها برای حضور در آنها و کسب رتبه برتر، موضوع روش شناسی (Methodology) حداقل از طرف ایجاد کنندگان نظام رتبه بندی مورد توجه قرار گرفت. متآسفانه رؤسای دانشگاه ها روش شناسی رتبه بندی ها را در اولویت کاری خود قرار نداده و دغدغه آنها حضور در یک یا چند نظام رتبه بندی بوده و می باشد.

وی اظهار داشت: در نظام های رتبه بندی دانشگاه ها، داده های ورودی و خروجی باید با نوع دانشگاه تجانس داشته باشد در غیر اینصورت ناهمگن بودن باعث می شود که ستاده از اعتبار لازم برخوردار نباشد. در همین راستا واضح است که داده های ورودی دانشگاه های علوم پزشکی، فنی مهندسی، علوم انسانی و دانشگاه های جامع از جنبه هایی متفاوت است. به همین منظور مقایسه دانشگاه ها و مؤسسات پژوهشی در یک بستر با شاخص ها و مؤلفه های یکسان خالی از اشکال نیست.

معاونت مرکز منطقه ای تصریح کرد:  سنجش بهره وری آموزش عالی کار دشواری است و نیازمند روش شناسی منطقی است. بدیهی است، نتایج رتبه بندی مبتنی بر روش شناسی های بکار گرفته شده می باشد. از این رو، مسئولان دانشگاه ها باید با استفاده از دانش متخصصان حوزه علم سنجی و  حوزه های آمار و ریاضی از صحت و درستی روش شناسی اطمینان حاصل نمایند و بر اساس شاخص های موجود در نظام رتبه بندی مورد نظر فعالیت های آموزشی و پژوهشی دانشگاه خود را هدایت نمایند.

وی گفت: هدف از بیان مطالب فوق جلب توجه رؤسای دانشگاه ها به روش شناسی نظام های رتبه بندی در سطح ملّی و بین المللی است. نکته دیگری که حائز اهمیت است تمایز بین شاخص و مؤلفه می باشد. بدین معنی که تعداد انتشارات و تعداد استنادها را نمی توان یک شاخص دانست، بلکه مؤلفه هایی برای ایجاد یک شاخص هستند. زیرا اعداد مطلق داده های مناسبی برای تفسیر و ارزیابی نمی باشند و زمانی می توان در روش شناسی نظام های رتبه بندی به این مؤلفه ها تکیه کرد که بهنجار شده باشند و به عنوان یک متر استاندارد جهت اندازه گیری بهره وری علمی دانشگاه ها و مؤسسات پژوهشی تبدیل گردند.

 قانع در ادامه گفت: چنانچه در یک نظام رتبه بندی این مؤلفه ها به اشتباه به عنوان یک شاخص معرفی شوند، اصل روش شناسی را زیر سؤال برده و به نتایج ارئه شده در جدول لیگ با شک و تردید پژوهشی باید نگریست. این موضوع دقیقا به تراکم استنادی در بعضی حوزه های موضوعی باز می گرددکه باید با استفاده از فرمول های منطقی آمار و ریاضی سوگیری آنها توسط متولیان نظامهای رتبه بندی کنترل شود تا خروجی قابل اطمینان باشد.

وی بیان داشت: باید خاطر نشان ساخت این دقیقا نکته ای است که نظام رتبه بندی لایدن هلند به آن توجه خاصی دارد. چنانچه نظامی اعلام نماید که این مهم را مد نظر دارد کفایت نمی کند، بلکه باید شیوه و چگونگی رفع این سو گیری را در روش شناسی خود دقیقا توضیح دهد.

قانع اظهار داشت: نکته دیگری که قابل توجه است و اتفاق نظر جهانی از منظر روش پژوهش دارد، وجود خواص مشترک جامعه پژوهش است. استفاده کنندگان از نظام های رتبه بندی بهتر است نسبت به این موضوع حساسیت لازم را داشته باشند.

 وی افزود:  چگونه می توان دانشگاه های جامع را با دانشگاه های صرفا فنی و مهندسی و یا دانشگاه هایی که فقط در حوزه علوم انسانی(به معنی عام) فعالیت دارند با شاخص های یکسان رتبه بندی نمود؟ واضح است که لحاظ کردن تعداد مقالات در یک یا چند حوزه خاص برای رتبه بندی تمامی دانشگاه ها و مؤسسات پژوهشی توجیه علمی ندارد. بنابراین چنین موضوع مهمی باید در روش شناسی لحاظ گردد.

معاونت مرکز منطقه ای در ادامه بیان داشت: وزن اختصاص یافته به هر شاخص و مؤلفه های آن باید از منطق خاص خود برخوردار باشد. بنابراین، متولیان نظام های رتبه بندی بهتر است به میزان رخداد هر شاخص و زیر مجموعه های آن در تمامی دانشگاه های مورد نظر واقف باشند تا وزن واقعی برای آن در نظر بگیرند. برای مثال اختصاص وزن 30 یا 35 درصدی برای مؤلفه های استناد یا تعداد انتشارات که اعداد مطلق  می باشند، نتایج رتبه بندی را غیر قابل اعتماد می کند، مگر در قالب شاخص، بهنجار شوند.

قانع در پایان افزود:  رؤسای دانشگاه ها و متولیان آموزش عالی کشور در راستای سیاست های کلی "علم و فناوری" ابلاغی مقام معظم رهبری که به صراحت در آن به کارآمدی نظام های سنجش و رتبه بندی اشاره شده است ("ساماندهي و تقويت نظام هاي نظارت، ارزيابي، اعتبارسنجي و رتبه بندي در حوزه‌هاي علم و فناوري، ساماندهي نظام ملي آمار و اطلاعات علمي، پژوهشي و فناوري جامع و كارآمد" ) به روش شناسی نظام های رتبه بندی در سطح ملّی و بین المللی توجه خاص داشته باشند و از متخصصین علم سنجی و ریاضی و آمار در دانشگاه های خود بخواهند که این مهم را بررسی و آنگاه دغدغه های خود را در خصوص  عدم حضور دانشگاه مربوطه در یک نظام رتبه بندی یا کسب رتبه پایین به صورت منطقی و با روش علمی پی گیری نمایند.

ارسال کننده: مرکز منطقه ای

----

سوال اقای خسرو جردی ؟؟؟

 به نظر بنده سوای ارزش بسیار بالای نظامهای رتبه بندی دانشگاهها؛ چند پرسش درباره نظام رتبه بندی دانشگاههای جهان اسلام وجود دارد که شاید پاسخ به آنها اندکی از ابهامهای موجود در روش شناسی این نظام رتبه بندی و بالتبع نارضایتی مسئولان دانشگاهها بکاهد.

 
1- نظامهای رتبه بندی دانشگاهها همواره با چالشهایی روبه رو بوده اند. به نظر بنده یکی از این چالشها، مسأله تولید علم به زبان بومی کشور است که در اغلب موارد در نظامهای کنونی رتبه بندی دانشگاهها منعکس نمی شود. آیا این چالش در نظام رتبه بندی دانشگاههای جهان اسلام لحاظ شده است؟  اگر خیر، آیا بهتر نیست به این امر توجه ویژه ای شود؟
 
2- اگر قصد آی اس سی، رتبه بندی دانشگاههای جهان اسلام بر اساس شاخصهای بین المللی است که دیگران نیز کم و بیش این کار را انجام می دهند آیا نیازی به رتبه بندی دانشگاههای جهان اسلام توسط آی اس سی وجود دارد؟  آیا این کار اختراع چرخ نیست؟ به نظر نمی رسد صرف گنجاندن نام دانشگاههای اسلامی در عنوان این نظام رتبه بندی و افزودن و یا کاستن یکی دو شاخص از دیگر نظامهای کنونی، نظام رتبه بندی جدیدی خلق کرده باشد!
 

3- در روش شناسی رتبه بندی دانشگاههای جهان اسلام، نیز ابهاماتی وجود دارد. این Methodology در لینک زیر  http://iur.isc.gov.ir/Methodology.aspx قابل دسترسی است. 
برای نمونه، در بخش شاخصهای موردلحاظ این رده بندی؛ چه ضرورتی برای ایجاد شاخصی با نام همکاری با دانشگاههای کشورهای جهان اسلام Collaboration with Islamic countries و نیز Collaboration with the world's high impact institutions ؛ همکاری با دیگر دانشگاههای جهان؛ و همکاری سازمانی وجود دارد؟ آیا نمی شود این شاخصها را ادغام کرد و به عنوان شاخص همکاریهای علمی ملی و بین الملی ارائه کرد؟ چه ضرورتی دارد که شاخصی با عنوان همکاری با دانشگاههای اسلامی وجود داشته باشد؟ آیا این یک محدودیت نیست؟
 
 
4- برخی شاخصها مانند       Papers in high tech research areas: The number of papers of the institution in the following subject areas: computer science, space science, stem cell, nanotechnology, biotechnology, water and microelectronic.
فقط به درد دانشگاههای فنی و یا دانشگاههای جامع می خورد که دارای همه رشته های موضوعی هستند. وزن این شاخص برای دانشگاههای که صرفاً رشته های علوم انسانی دارند چیست؟ آیا به آنها نیز این وزن اختصاص می یابد؟ قطعاً خیر. این وزن در رتبه بندی دانشگاههای علوم انسانی چه نقشی دارد؟ چگونه این 10 درصد وزن نرمال می شود؟ شاخص Papers in Islamic and humanities research areas نیز همین ابهام را دارد.
 
 
5- آیا این ادعا  (برگرفته از متن خبر فوق) که 
در نظام های رتبه بندی دانشگاه ها، داده های ورودی و خروجی باید با نوع دانشگاه تجانس داشته باشد در غیر اینصورت ناهمگن بودن باعث می شود که ستاده از اعتبار لازم برخوردار نباشد. در همین راستا واضح است که داده های ورودی دانشگاه های علوم پزشکی، فنی مهندسی، علوم انسانی و دانشگاه های جامع از جنبه هایی متفاوت است. به همین منظور مقایسه دانشگاه ها و مؤسسات پژوهشی در یک بستر با شاخص ها و مؤلفه های یکسان خالی از اشکال نیست در نظام رتبه بندی دانشگاههای جهان اسلام اعمال شده است؟ چگونه؟ اگر به طور شفاف و عملیاتی این مسأله تبیین شود بسیاری از ایرادات و یا ابهاماتی که به این نظام رتبه بندی از سوی دانشگاههای کوچک وارد می شود خود به خود حذف می شوند.
 
​​
6- اگر قرار است دانشگاهها از متخصصین علم سنجی و ریاضی و آمار در دانشگاه های خود بخواهند که این مهم را بررسی کنند (از متن خبر ارائه شده به گروه بحث). آیا این بدان معنا است که هر دانشگاه خود شخصا جایگاه خود را با توجه به این شاخصها ارزیابی و رتبه بندی کند، یعنی دیگر نیازی به یک سازمان ملی برای این کار نیست و یک پژوهشگر خبره علم سنجی به راحتی می تواند داده های این کشورها را استخراج و بر اساس آن رتبه بندی کند؟ یا اینکه دسترسی به داده های نهایی نظام رتبه بندی آی اس سی وجود دارد که متخصصان می توانند با توجه به آنها شک خود نسبت  به این نظام رتبه بندی را از بین ببرند؟ بنابراین اگر دسترسی به داده هایی که  سالانه در این رتبه بندی لحاظ شده است در دسترس همگان قرار گیرد شاید بتوان مطولبیت و مقبولیت بیشتری برای این نظام رتبه بندی متصور شد.
 
7- جالب تر آنکه عنوان Category در بخش روش شناسی این نظام رتبه بندی http://iur.isc.gov.ir/Methodology.aspx# و صفحه رتبه بندی http://iur.isc.gov.ir/ranking.aspx متفاوت است و هیچ توضیحی نیز برای آن ارائه نشده است. آیا  Scientific Diplomacy دقیقا همان Scientific collaboration indicators است یا خیر؟
 

Indicators

Scientific impact indicators

The ISC ranking offers the following indicators for assessment of the scientific impact of a university or a research institution:

1.      Total citations: The total number of citations received by the publications of a university or a research institution that are normalized for field differences and publication year.

2.      Highly cited papers: The total number of highly cited papers affiliated to a university or research institution. Citation rate vary by field and time, while the older papers are cited more than the recent ones. These two factors were taken into account for determining highly cited papers. So to select highly cited papers in a specific field and a specific publication year, the papers in that field and year were sorted based on the number of citations received by those papers. Next, the minimum number of citations received by top 1% of papers was computed as citation threshold in that year and field. Papers with received citations equal to or more than the threshold number were marked as highly cited papers.

Scientific collaboration indicators

The following indicators for the evaluation of scientific collaboration are applied in ISC’s Ranking of Islamic Countries Universities and Research Institutions system:

1.      Collaboration with Islamic countries: Total number of papers of an institution written jointly with the collaboration of another Islamic country other than the institution’s country of origin.

2.      International collaboration: Total number of papers of an institution written with the collaboration of at least one non- Islamic country.

3.      Collaboration with the world's high impact institutions: Total number of papers of an institution written with the collaboration of at least one of the top 500 institutions of the world ranked by Leiden Ranking 2013.

4.      Inter-organizational collaboration: Total number of papers of an institution affiliated to more than one institution.

Scientific production indicators

The following indicators for assessing scientific production are applied in the ISC Ranking:

1.      Total papers: The total number of papers of the institution.

2.      Corresponding papers: The number of institution's papers in which the institution's authors are corresponding authors.

3.      Papers in high tech research areas: The number of papers of the institution in the following subject areas: computer science, space science, stem cell, nanotechnology, biotechnology, water and microelectronic.

4.      Papers in Islamic and humanities research areas: The number of institution's papers in social sciences, humanities and religion subject areas.

Economic impact indicators

1.      Funded research: The number of papers resulted from the funded research.

2.      Collaboration with private and public sectors: The number of papers written jointly with at least one institution other than the universities and research institutions in the private or public sectors.

3.      International funded research: The number of papers resulted from the funded researches and affiliated to more than one country.

Counting methods

Fractional counting: The fractional counting method does not give equal weight to all publications of a university. For example, if a paper was affiliated to 3 authors from A's institution and 2 authors from B's institution then the score of A's institution is 3/5 or 0.6 and the score of B's institution is 2/5 or 0.4. The fractional counting was used for scientific production assessment.

Full counting: The full counting method gives equal weight to all publications of a university. For example, if a paper was written by 3 authors from A's institution and 2 authors from B's institution then the score of A's institution is 1 and the score of B's institution is the same as the A's. The full counting was used for all the above mentioned indicators except scientific production one.

The weight of indicators


Category

Indicator

Weight

Scientific impact indicators

Total citations

40%

Highly cited papers

5%

Scientific collaboration indicators

Collaboration with Islamic countries

2%

International collaboration

3%

Collaboration with the world's high impact institutions

8%

Inter-organizational collaboration

2%

Scientific production indicators

Total papers

15%

Corresponding papers

5%

Papers in high tech research areas

10%

Papers in Islamic and humanities research areas

5%

Economic impact indicators

Funded research

3%

Collaboration with private and public sectors

1%

International funded research

1%

 

ارسال کننده: اقای محمود خسرو جردی

بانک کتابخانه‌های دانشگاهی کشور : شماره یازدهم - اسفند ماه 1393
 

اداره روابط عمومی و همکاری های علمی بین المللی مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری و پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) در طول گزارشات گذشته سعی در معرفی هر چه بهتر خدمات مرکز منطقه ای داشته است. تاکنون ده قسمت از خدمات وب سایت این مرکز به کاربران محترم معرفی شده است. در ادامه این روند و در قسمت یازدهم به معرفی سامانه ی بانک کتابخانه‌های دانشگاهی کشور می پردازیم.

 پیش از این در گزارشات قبلی اداره روابط عمومی و همکاری های علمی بین المللی به معرفی سامانه های مقاله های فارسی، کتاب های فارسی، مقاله های کنفرانس ها، نشریات الکترونیکی، نقشه ها و اطلس ها، مقاله‌های روزنامه ‌ها و طرح های تحقیقاتی پرداخته ایم. 

کاربران محترم می توانند با استفاده از آدرس الکترونیکی که در زیر آمده است از خدمات بانک کتابخانه‌های دانشگاهی کشور بهره مند شوند:  

http://lib.ricest.ac.ir/cunry_lib/login.aspx

از طريق اين پايگاه اطلاعات بسيار مفيدی در رابطه با محل، بودجه، فضا، پرسنل، منابع کتابخانه های دانشگاهی و ... در اختيار محققين و مسئولين قرار می گيرد. این بدان معنا است که در این پایگاه مشخصات کارکنان، مشخصات مجموعه و مدارک موجود، پتانسیل ها و سایر اطلاعات مربوط به کتابخانه های دانشگاه های کشور آورده شده است.

 این پایگاه می تواند به عنوان ابزاری جهت امانت بین کتابخانه ای و سایر فعالیت های گروهی و شبکه ای مورد استفاده قرار گیرد. علاوه بر این، کمبود ها و نارسايی های موجود درکتابخانه های دانشگاهی مطرح می شود که خود راهگشايی برای توسعه و بالا بردن بهره وری در کتابخانه های دانشگاهی است.

 

 

 

قالب وبلاگ